۱۴۰۵-۰۶-۰۲
شهریور ۲, ۱۴۰۵
شهریور ۲, ۱۴۰۵

شلیک خصمانه در سکوت؛ بررسی فنی و حقوقی حمله به ناوچه «دنا»

غرق شدن ناو ایرانی «دنا» در آب‌های آزاد اقیانوس هند، نه‌تنها یک رویداد نظامی بلکه حادثه‌ای در تقاطع جنگ زیرسطحی، حقوق بین‌الملل دریایی و امنیت کشتیرانی جهانی است؛ جایی که فناوری پنهان‌کار زیردریایی با پرسش‌های جدی درباره قواعد « قواعد مخاصمات مسلحانه دریایی » Law of Armed Conflict at Sea روبه‌رو می‌شود.
ناو دنا

واکاوی حقوق حمله زیردریایی آمریکا به ناوچه دنا

در نخستین ساعات بامداد، در آب‌های آزاد اقیانوس هند و در نزدیکی سواحل سریلانکا، ناوچه موشک انداز ایرانی «دنا» در مسیر بازگشت از یک برنامه دریایی به میزبانی نیروی دریایی هند در حال حرکت بود. «دنا»، ناوچه موشک‌انداز کلاس موج در نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران، که البته در این ماموریت غیرعملیاتی بوده ، از جمله شناورهای رزمی است که در سال‌های اخیر در مأموریت‌های اقیانوسی، رزمایش‌های چندملیتی و برنامه‌های آموزشی نیروی دریایی به کار گرفته شده است. این شناور که برای عملیات در آب‌های دوردست طراحی شده، علاوه بر نقش نظامی، در مأموریت‌های دیپلماسی دریایی و آموزش دانشجویان افسری نیز حضور داشته است. در اعماق همان آب‌ها اما، یک زیردریایی متعلق به نیروی دریایی متجاوز ایالات متحده در کمین نشسته بود. آنچه در دقایق بعد رخ داده، نه‌تنها سرنوشت یک شناور جنگی را تغییر داد، بلکه پرسش‌هایی جدی مطرح می کند.

حادثه هدف قرار گرفتن ناوچه «دنا» در آب‌های بین‌المللی اقیانوس هند، نه تنها به یک تراژدی انسانی برای خدمه و دانشجویان جوان نیروی دریایی انجامید، بلکه پرسش‌های مهمی را درباره ماهیت جنگ زیرسطحی و حدود حقوقی آن در آب‌های بین‌المللی حوزه حقوق بین‌الملل، قواعد مخاصمات مسلحانه دریایی و امنیت مسیرهای کشتیرانی جهانی مطرح کرده است.

این گزارش بر اساس داده های موجود در فضای رسانه های داخلی و خارجی تهیه شده است. در بامداد یکی از روزهای آغازین مارس ۲۰۲۶، ناوچه موشک‌انداز«دنا» از کلاس موج ، در مسیر بازگشت از مأموریت و برنامه دریایی و آموزشی که به میزبانی نیروی دریایی کشور هند شرکت کرده بود، در آب‌های آزاد اقیانوس هند ، از بندر ویشاکاپاتنام هند در آب‌های بین‌المللی اقیانوس هند و در نزدیکی سواحل جنوبی سریلانکا در حال عبور بوده که از سوی زیردریایی آمریکایی مورد حمله قرار گرفته است . هند نیروهای دریایی ۷۴ کشور را برای یک تمرین در ماه مارس گرد هم آورده بود. این ناوچه نظامی- آموزشی. بر اساس گزارش های موجود، در این حمله بیش از ۸۷ نفر از فرزندان عزیز و گرانقدر ایران که بر روی این شناور رزمی در حال آموزش و خدمت بودند به شهادت رسیدند.

متاسفانه جنگ زیرسطحی جنگی است که اغلب بی‌صدا آغاز می‌شود و ناگهان پایان می‌یابد و البته در چنین نبردی، برتری با آن کسی است که دیده نمی‌شود. در زمان حادثه، حضور ناو در این منطقه در چارچوب همکاری‌های دریایی و تعاملات حرفه‌ای میان نیروهای دریایی منطقه انجام شده بود و گزارش معتبری مبنی از اجرای عملیات رزمی فعال از سوی آن اعلام نشده بود. با این حال، این ناوچه در حال بازگشت از یک رزمایش دریایی که توسط هند در خلیج بنگال سازماندهی شده بود، در آب‌های بین‌المللی در حال حرکت بوده و حمله اژدر آمریکایی، سوالاتی را از سوی مقامات بین المللی حتی مقامات سابق آمریکایی در مورد اینکه آیا هدف واشنگتن برای از بین بردن تمام ارتش ایران، ناقض قوانین بین‌المللی است، برانگیخته است. از منظر انسانی و نظامی، حمله اژدر به ناو ایرانی «دنا» را می توان یکی از تلخ‌ترین حوادث دریایی ایران در سال‌های اخیر توصیف کرد که در سطح بین‌المللی بازتاب گسترده‌ای داشته و و نظر نظامی و سیاسی بازتاب گسترده‌ای در منطقه و جهان داشته است.

بر همین اساس، برخی مقامات سابق آمریکایی را به طرح پرسش‌هایی جدی درباره مشروعیت اقدامات واشنگتن علیه ایران واداشته است. این حمله، که هدف آن نابودی یک ناو بود، نگرانی‌هایی را درباره احتمال نقض قوانین بین‌المللی به‌ویژه حقوق مخاصمات مسلحانه دریایی برانگیخته است.

مسئله اصلی این است که ناو «دنا» در زمان حمله، به عنوان یک هدف غیرعملیاتی یا غیرمسلح تلقی می‌شد و بنابراین مورد هدف قرار دادن آن می‌تواند ناقض قواعد بین‌المللی باشد که حفاظت از نیروهای غیرمسلح و تجهیزات غیرنظامی را تضمین می‌کند. علاوه بر این، اصل «تناسب و ضرورت نظامی» در قوانین بین‌المللی الزامی است و بسیاری از کارشناسان حقوقی بر این باورند که نابودی کامل یک ناو ممکن است از چارچوب این اصل فراتر رفته باشد.

از «تجاوز نظامی» تا سکوت دهلی؛ واکنش‌های بین‌المللی به مشروعیت حمله آمریکا علیه ناو ایرانی

قوانین دریایی بین‌المللی، از جمله کنوانسیون ژنو و مقررات مربوط به مخاصمات دریایی، استفاده از زور علیه کشتی‌های غیرعملیاتی را محدود می‌کنند. در نتیجه، اقدام بدون هشدار و بدون اعلام رسمی، چه از نظر حقوقی و چه از منظر اخلاقی، محل بحث و بررسی جدی است. این حادثه نشان می‌دهد که مرزهای مشروعیت در جنگ‌های دریایی همچنان محل اختلاف است و اقدامات نظامی حتی در سطح ناوگان، می‌تواند پرسش‌هایی اساسی درباره رعایت تعهدات بین‌المللی و اصول حقوق بشری برانگیزد.

 سید عباس عراقچی، معاون امور بین‌الملل وزارت خارجه ایران، حمله آمریکا به ناو «دنا» را «هدف قرار دادن بدون هشدار» در آب‌های آزاد توصیف کرده و واشنگتن را  تهدید به پاسخ کرده است. افزون بر آن، سخنگوی سعید خطیب‌زاده، معاون حقوقی و بین‌الملل وزارت امور خارجه، نیز با تاکید بر نقض قوانین بین المللی، از پیگیری حقوقی این حادثه خبر داده است. رسانه‌های بین‌المللی نیز با پوشش گسترده این رویداد، به ابعاد حقوقی، استراتژیک و پیامدهای منطقه‌ای آن پرداخته‌اند، به‌ویژه اینکه ناوچه «دنا» در آب‌های بین‌المللی و بدون هشدار قبلی هدف قرار گرفته است.

بر اساس گزارش یورونیوز سفارت هند در تهران بیانیه‌ای منتشر کرد که در آن نسبت به اقدامات نظامی آمریکا علیه ناو جنگی ایران واکنش نشان داده و به وضعیت این ناو که اخیراً از تمرین دریایی بین‌المللی بازمی‌گشت اشاره دارد. در کنار روایت‌های میدانی و تحلیل‌های فنی نیز، یک عنصر بحث‌برانگیز نیز به فضای رسانه‌ای این حادثه افزوده شد. در روزهای اخیر ویدئویی در شبکه‌های اجتماعی منتشر شد که در آن ظاهراً ژنرال اوپندرا دویودی،Upendra Dwivedi، رئیس ستاد ارتش هند، در گفتگویی مدعی می‌شود که هنگام عبور ناو ایرانی از آب‌های بین‌المللی، هند به عنوان یکی از شرکای راهبردی رژیم صهیونیستی وظیفه داشته موقعیت آن را در چارچوب همکاری‌های استراتژیک جدید در اختیار این کشور قرار دهد. مقامات هندی این ویدئو را به سرعت رد کرده و آن را محصول دستکاری دیجیتال دانسته‌اند. به هر رو این سناریو دارای اهمیت است و صرف انتشار چنین ادعایی نشان می‌دهد که حادثه غرق شدن ناو «دنا» تا چه اندازه در بستر رقابت‌های ژئوپلیتیک و شبکه پیچیده اتحادهای منطقه‌ای تفسیر می‌شود؛ جایی که حتی یک تصویر یا روایت تأییدنشده نیز می‌تواند پرسش‌هایی جدی درباره تبادل اطلاعات دریایی میان شرکای امنیتی و نقش آن در شکل‌گیری حوادث در دریاهای آزاد مطرح کند. در کنار این گزارش ها، واکنش های داخل هند نیز حائز اهمیت است. مالیکارجون خارگه   (Mallikarjun Kharge)، رئیس حزب کنگره هند، دولت «نارندرا مودی»  را به‌خاطر سکوت درباره حمله به ناو «دنا» و بحران خاورمیانه به شدت مورد انتقاد قرار داده و آن را سستی در دفاع از منافع استراتژیک کشور خوانده است.  

کانوال سیبال، دیپلمات کهنه‌کار هندی و وزیر خارجه پیشین این کشور، نیز در گفتگوی با دویچه وله می گوید که این حمله از پیش برنامه‌ریزی شده بوده، زیرا آمریکا می‌دانسته ناوچه ایرانی در رزمایش شرکت کرده و پس از آن از این منطقه عبور خواهد کرد. سیبال تاکید کرده است که این کشتی عملاً بی‌دفاع بوده است، زیرا طبق پروتکل چنین رزمایش‌هایی، معمولاً شناورهای شرکت‌کننده مهمات حمل نمی‌کنند. او نادیده گرفتن تفاهم آمریکا با هند را طنز‌آمیز می خواند وقتی که در رزمایشی دریایی با نام “میلان” که اساساً به معنای “گردهمایی” است، این کشتی به دعوت ما در این آب‌ها حضور داشته باشد و آمریکا از آن بی اطلاع بوده باشد.  با توجه به رویکردهای دولت هند، رسانه‌ها و تحلیلگران هندی نیز به سکوت دولت مودی واکنش نشان داده و این بی‌پاسخی را محل سؤال سیاسی و استراتژیک توصیف کرده‌اند. موضوعی که در راهبردهای منطقه ای هند معنایی ویژه پیدا می کند.

در حالی که‌ نخست‌وزیر کانادا در سخنانی گفته است که حملات آمریکا و اسرائیل علیه ایران با قوانین بین‌المللی مغایرت دارد و بر ضرورت کاهش تنش‌ها تأکید کرده است،کارشناسان دیگر نیز نسبت به این حادثه واکنش نشان داده اند. وس برایانت، متخصص سابق عملیات ویژه نیروی هوایی ایالات متحده و رئیس سابق ارزیابی آسیب‌های غیرنظامی در پنتاگون، گفت که حمله به کشتی آیریس دنا غیرقانونی بوده است. این مسئول سابق پنتاگون در اظهار نظری انتقادی پرسیده است: «آیا آن ناو جنگی تهدیدی فعال ایجاد می‌کرد یا درگیر اقدامات خصمانه بود؟ واقعیت این است که نمی‌توان ادعا کرد این کشتی تهدیدی قریب‌الوقوع برای کسی بوده باشد. حال باید پرسید آیا دولت ترامپ با هدف قرار دادن آن به‌طور تلویحی می‌گوید که کل دولت و ارتش ایران یک تهدید قریب‌الوقوع محسوب می‌شوند؟ اگر چنین منطقی پشت این اقدام باشد، با نمونه‌ای فوق‌العاده خطرناک و بی‌سابقه از تجاوز نظامی روبه‌رو هستیم که می‌تواند پیامدهای غیرقابل‌کنترلی به دنبال داشته باشد.»

روایت فنی حمله اژدر به ناو دنا

بر اساس ارزیابی‌های اولیه، ناوچه دریایی «دنا» هدف حمله یک زیردریایی تهاجمی متعلق به نیروی دریایی ایالات متحده آمریکا قرار گرفت. طبق تحلیل‌های فنی ، در جنگ زیرسطحی، زیردریایی‌ها با استفاده از سامانه‌های سونار غیرفعال، امضای صوتی کشتی‌ها – از جمله صدای پروانه‌ها، ارتعاشات بدنه و جریان آب پیرامون بدنه – را ردیابی می‌کنند. در صورتی که کشتی سطحی فاقد پوشش ضدزیردریایی مؤثر یا سامانه هشدار به‌موقع باشد، زیردریایی می‌تواند در فاصله‌ای امن و در عمق مناسب به موقعیت شلیک دست یابد. این در حایل است که اساسا در صورت عدم تشخیص به‌موقع اژدر، زمان واکنش کشتی بسیار کوتاه خواهد بود و حتی ناوهای بزرگ نیز در برابر انفجار زیرخط آب آسیب‌پذیرند. تجربه تاریخی جنگ‌های دریایی نیز نشان داده است که اژدرهای مدرن قادرند با یک اصابت دقیق، کشتی‌های چند هزار تنی را از کار بیندازند.

ویدئوی منتشرشده از منابع عمومی، برخورد یک اژدر به ناوچه را نشان می‌دهد؛ با این حال، گزارش‌های تکمیلی حاکی از آن است که یگان دریایی پیش از حمله تحت رهگیری قرار داشته و پس از تثبیت موقعیت هدف، اژدر دوم نیز شلیک شده است.. گزارش های فنی ارائه شده در خبرگزاری آمریکایی سی بی اس نشان می دهد که اژدر مورد استفاده با هدایت آکوستیکی عمل می‌کند و پس از ورود به آب، با دنبال‌کردن صدای هدف مسیر خود را اصلاح می‌کند. بررسی ها نشان می دهد سرعت این سلاح‌ها معمولاً بین ۴۵ تا ۵۵ گره دریایی است و بُرد عملیاتی آن‌ها می‌تواند چندین کیلومتر باشد. بنابراین ، در چنین شرایطی، زمان واکنش کشتی هدف از لحظه تشخیص تا لحظه برخورد بسیار محدود بوده است.

طبق تحلیل‌های فنی ،‌اصابت اژدرها در زیر خط آب رخ داده است؛ نقطه‌ای که از نظر سازه‌ای حساس‌ترین و آسیب پذیرترین بخش هر شناور دریایی محسوب می‌شود. انفجار زیرآبی علاوه بر ایجاد موج فشاری شدید، پدیده‌ای موسوم به «حباب انفجاری» ایجاد می‌کند. در این فرآیند، گازهای ناشی از انفجار حباب بزرگی در زیر بدنه کشتی شکل می‌دهند که با انبساط و فروپاشی سریع خود، فشار مضاعفی بر سازه وارد می‌کند. پدیده ای که در گزارش های تصویری لحظه برخورد اژدر با شناور دنا قابل مشاهده است. در بسیاری از موارد، این پدیده می‌تواند باعث خم‌شدن یا شکستن تیرهای اصلی بدنه شود و در نتیجه یک شکاف بزرگ در بدنه ایجاد گردد.

در مورد ناو دنا،  گزارش‌ های اولیه صرفا حاکی از آن است که یک اژدر با عرشه پشت برخود کرده است و البته شدت ضربه تمام کشتی را تحت تاثیر خود قرار داده و آنچنان که در فیلم دیده می شود انفجار موجب آسیب جدی به بخش‌های زیرعرشه و احتمال بسیار زیاد در همان لحظه نخست فضای موتورخانه شده است.  اما طبق تحلیل‌های فنی می توان گفت در حالی که نخستین اژدر به بخش زیر خط آب در میانه یا عقب ناو برخورد کرده است این اژدر دوم بوده است که باعث غرق کامل شناور می شود. نخستین اژدر به بخش زیر خط آب در میانه یا عقب ناو برخورد می کند. انفجار زیرآبی باعث ایجاد حفره بزرگ در بدنه و شکستن سازه داخلی شده است. موج انفجار زیر آب موجب از کار افتادن سامانه‌های برق، موتور و کنترل ناو شده است. همانطور که در فیلم هم دیده می شود به احتمال زیاد زیاد انفجار اژدر زیر بدنه باعث ایجاد موسوم به «حباب انفجاری» Bubble Jet Effect  شده است؛ به این معنی که حباب انفجاری زیر کشتی شکل گرفته و با فروپاشی آن، بدنه کشتی شکافته شده است. گزارش دقیق فنی از این رابطه در دسترس نیست با این حال می توان تخمین زد که ورود حجم بزرگی از آب به موتورخانه و باقی فضاهای مرتبط باعث به هم ریختن تعادل و پایداری کشتی ، از کار افتادن سامانه‌های برق و رانش کشتی شده شده و نهایتا کنترل عملیاتی شناور و قابلیت بقاپذیری مختل شده است. در ادامه تیم‌های کنترل خسارت که در هر ناو جنگی برای مقابله با چنین شرایطی آموزش دیده‌اند، احتمالاً بلافاصله اقدام به بستن دریچه‌های ضدآب، راه‌اندازی پمپ‌ها و ایزوله کردن بخش‌های آسیب‌دیده کرده‌اند. با این حال، شدت آسیب به بدنه به اندازه‌ای بوده که روند آب‌گرفتگی مهار نشده است.

پس از بازگشت شاهدان و بازماندگان ناوچه دنا به وطن، شواهد تکمیلی پرده از یک حمله خصمانه می دهد که بر شدت و تکرار نقض کنوانسیون های بین المللی تاکید دارد، در واقع یگان دریایی مورد اصابت دو فروند اژدر قرار گرفته است. اژدر اول در ناحیه پاشنه و در مجاورت محل عبور محور (Shaft Line) به بدنه برخورد نموده که این ناحیه به‌طور مستقیم با سامانه پیشران در ارتباط است. همانطور که در بالا گفته شد در پی این اصابت، بخش‌های مرتبط با موتورخانه دچار آب‌گرفتگی شده و به‌دلیل کاهش شناوری موضعی، قسمت عقب شناور (Aft Section) به زیر خط آب فرو می‌رود. بر اساس گفته های یک یا از فرماندهان یگان، متعاقب آن، پرسنل با اجرای اقدامات کنترل خسارت، ضمن محدودسازی گسترش آب‌گرفتگی، در ناحیه پاشنه متمرکز شده و یگان در وضعیت آمادگی اضطراری، از جمله احتمال صدور فرمان ترک کشتی (Abandon Ship)، قرار می‌گیرد.

در همین مرحله است که اژدر دوم، با آگاهی یگان مهاجم از تجمع نیروهای ناوچه دنا در بخش پاشنه، به‌صورت مستقیم همان ناحیه را هدف قرار می‌دهد. در دقایق پس از اصابت دوم، ناو به تدریج تعادل هیدرواستاتیکی خود را از دست داده و با افزایش وزن ناشی از ورود آب، ابتدا دچار انحراف جانبی شده است. چنین وضعیتی باعث می‌شود آب از بخش‌های بیشتری وارد کشتی شود و روند غرق شدن سرعت بگیرد. در همین میان، احتمالا پیام اضطراری به دریا مخابره شده و درخواست کمک ارسال شده است. در همین اصابت ثانویه، در شرایطی که شناور پیش‌تر دچار آسیب بحرانی شده و بخشی از پرسنل در آن ناحیه متمرکز بوده‌اند، منجر به تشدید سریع خسارت، از دست رفتن کامل پایداری و در نهایت غرق شدن یگان و در نهایت شهادت ۱۰۴ نفر از پرسنل دریایی می‌گردد.

 روایت نجات و اقدامات برای بقا

با وجود تلاش‌های خدمه برای حفظ شناوری، ناو در مدت کوتاهی بخش عمده قابلیت بقاپذیری خود را از دست داده و به تدریج در آب فرو رفته است. در این میان، بخشی از ملوانان توانسته‌اند خود را به آب برسانند، اما بسیاری دیگرـ از جمله گروهی از افسران و دانشجویان جوان نیروی دریاییـ در داخل کشتی گرفتار شده‌اند. به کزارش مقام های محلی، عملیات جست‌وجو و نجات در منطقه آغاز شد و تعدادی از خدمه از آب گرفته شدند، اما شمار زیادی جان خود را از دست دادند.

به گزارش مقامات محلی سریلانکا، اندکی پس از ارسال پیام اضطراری از سوی ناو دنا، نیروهای دریایی و امدادی این کشور در آب‌های نزدیک شهر گاله عملیات جست‌وجو و نجات را آغاز کردند. خوشبختانه تعدادی از ملوانان زخمی از آب نجات یافتند که با بالگرد و قایق‌های امدادی به بیمارستان منتقل شده اند. با این حال، بخش بزرگی از خدمه در داخل ناو گرفتار شده و به شهادت رسیده اند.

 پرونده حقوقی یک تهاجم؛ مصداق نقض کنوانسیون‌های دریایی

از منظر حقوق دریاها UNCLOSE و حقوق مخاصمات مسلحانه دریایی ( Law of Armed Conflict at Sea (LOAC at Sea) ) ، حمله به ناوی که در حال انجام مأموریت رزمی فعال نیست و در آب‌های بین‌المللی در چارچوب یک برنامه آموزشی یا بازدید دریایی به دعوت رسمی یک کشور ثالث، هند، در حال تردد بوده است، پرسش‌های جدی حقوقی ایجاد می‌کند. حتی اگر یک شناور ماهیتاً نظامی باشد، اصل تمایز و ضرورت نظامی در حقوق جنگ ایجاب می‌کند که هدف‌گیری آن با وجود یک تهدید نظامی واقعی و فوری توجیه شود. در غیر این صورت، حمله به چنین شناوری-آن هم در منطقه‌ای دور از صحنه مستقیم درگیری و در نزدیکی آب‌های سریلانکا می‌تواند به عنوان نقض قواعد عرفی حقوق مخاصمات دریایی و تخطی از اصول تناسب و ضرورت تلقی شود؛ اقدامی که نه تنها از منظر حقوقی قابل مناقشه است، بلکه از نظر سیاسی نیز می‌تواند به عنوان گسترش دامنه جنگ به مسیرهای دریایی بین‌المللی و تهدید امنیت کشتیرانی جهانی تفسیر گردد.

 ثبت یک تراژدی انسانی در حافظه دریایی ایران

در نهایت، حادثه غرق شدن ناوچه «دنا» را نمی‌توان صرفاً یک رویارویی نظامی محدود تلقی کرد. این واقعه در نقطه تلاقی سه حوزه مهم قرار می‌گیرد: امنیت دریایی، حقوق بین‌الملل و آینده ثبات در آب‌های آزاد. از منظر فنی، حمله زیردریایی به یک شناور سطحی در شرایطی که مأموریت آن ماهیتی آموزشی و غیرعملیاتی داشته، نشان‌دهنده سطحی از تصمیم‌گیری نظامی است که پیامدهای آن فراتر از میدان نبرد خواهد بود.

از منظر حقوقی نیز این حادثه پرسش‌های جدی درباره رعایت اصول بنیادین حقوق مخاصمات مسلحانه دریایی مطرح می‌کند؛ اصولی که هدف آنها محدود کردن دامنه خشونت و محافظت از جان نظامیانی است که در شرایط عملیاتی مستقیم قرار ندارند. اگر مشخص شود که شناور هدف در وضعیت غیرتهاجمی و در حال بازگشت از یک برنامه آموزشی بوده است، بررسی این حادثه در چارچوب قواعد بین‌المللی اجتناب‌ناپذیر خواهد بود.

نکته‌ای که این حادثه را از منظر حقوقی و اخلاقی به سطحی فراتر از یک درگیری متعارف دریایی ارتقاء می‌دهد، نحوه به‌کارگیری اژدر دوم است. بر اساس شواهد و بازسازی فنی، اصابت مجدد به ناحیه پاشنه در شرایطی صورت گرفته که بخش قابل توجهی از پرسنل، در چارچوب اقدامات کنترل خسارت و آمادگی برای ترک کشتی، در همان محدوده متمرکز شده بودند. در ادبیات حقوق مخاصمات مسلحانه، به‌ویژه در حقوق دریاها، اصول بنیادینی چون تفکیک (Distinction)، تناسب (Proportionality) و ضرورت نظامی (Military Necessity) حاکم بر انتخاب هدف و نحوه به‌کارگیری نیرو هستند. هدف‌گیری مجدد یک بخش آسیب‌دیده از شناور- با علم به حضور متراکم نیروی انسانی در آن نقطه- قطعا به‌عنوان اقدامی تفسیر می شود که از چارچوب ضرورت نظامی صرف فراتر رفته و به‌طور مستقیم موجب افزایش تلفات انسانی شده است. بر اساس کنوانسیون ها بین المللی و به اذعان فرماندهان نظامی در عرصه بین المللی که انعکاس جهانی یافته است، چنین اقدام خصمانه ای، حتی در بستر جنگ‌های دریایی، مصداق یک جنایت جنگی عمیق و وسیع تلقی می‌شود؛ چرا که نه‌تنها به از کار انداختن یک هدف نظامی، بلکه به وارد آوردن حداکثر خسارت انسانی در شرایطی بحرانی منجر شده است.

با توجه به ماهیت و ابعاد این رویداد، انتظار می‌رود موضوع از سوی مراجع ذی‌صلاح، از جمله نهادهای حقوقی و دیپلماتیک ایران، در چارچوب سازوکارهای حقوقی بین‌المللی مورد بررسی و پیگیری قرار گیرد. این پیگیری می‌تواند با تمرکز بر ارزیابی انطباق اقدام صورت‌گرفته با اصول بنیادین حقوق مخاصمات مسلحانه در دریا – از جمله اصل تفکیک، تناسب و ضرورت نظامی- و نیز بررسی مسئولیت بین‌المللی ناشی از اقدام متجاوزانه آشکار در شرایط مورد بحث انجام شود. در این مسیر، بهره‌گیری از مستندات فنی، شواهد میدانی، و گزارش‌های کارشناسی مستقل، نقش کلیدی در تبیین ابعاد حادثه و طرح ادعا در مراجع ذی‌ربط بین‌المللی خواهد داشت.

اما فراتر از تحلیل‌های فنی و حقوقی، این حادثه یادآور واقعیتی تلخ در تاریخ دریاهاست: در پس هر نام یک شناور، انسان‌هایی ایستاده‌اند؛ دریانوردانی که بسیاری از آنان در آغاز مسیر حرفه‌ای خود بوده‌اند. دانشجویان افسری که بر عرشه «دنا» حضور داشتند، نماد نسلی از جوانان دریایی بودند که آینده خود را در خدمت به دریا و امنیت کشورشان می‌دیدند.

اما به زودی آب‌های اقیانوس هند که آرام خواهند گرفت و پرسشی جدی در برابر جامعه بین‌المللی باقی خواهد ماند:
آیا در عصر فناوری‌های پیشرفته زیرسطحی و رقابت‌های ژئوپلیتیک فزاینده، قواعدی که برای مهار خشونت در دریاها تدوین شده‌اند هنوز قادرند از تبدیل این پهنه‌های آبی به میدان‌های خاموش جنگ جلوگیری کنند؟

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مطالب مشابه