۱۴۰۵-۰۵-۲۴
مرداد ۲۴, ۱۴۰۵
مرداد ۲۴, ۱۴۰۵

وقتی «عملکرد» جایگزین «عمل‌نکرد» می‌شود

پوربابایی، رئیس انجمن صنایع ریلی، با انتقاد از فاصله معنادار شاخص‌های تعدیل فهرست‌بها با نرخ واقعی تورم، از فرسایش سرمایه در گردش شرکت‌های ریلی، موانع گسترده در تأمین انرژی و ضعف نظام ارزیابی مدیران به‌عنوان سه چالش جدی پیش‌روی صنعت و اقتصاد کشور نام برد.
پوربابایی

نتایج شکاف شاخص‌های تعدیل با واقعیت‌های تورمی

صنعت ریلی به عنوان شریان حیاتی حمل‌ونقل و زیرساخت توسعه ملی، این روزها با چالش‌های چندلایه‌ای دست‌وپنج نرم می‌کند که پایداری شرکت‌های فعال در این حوزه را با تهدیدی جدی مواجه ساخته است. ناهماهنگی شاخص‌های تعدیل با نرخ واقعی تورم که منجر به فرسایش سرمایه در گردش شرکت‌ها شده، در کنار موانع ساختاری در تأمین انرژی و نقدهای جدی به نظام ارزیابی عملکرد مدیران، مثلثی از بحران را شکل داده‌اند که خروجی آن چیزی جز کاهش ظرفیت اجرایی کشور در پروژه‌های راهبردی نیست. در ادامه، این گزارش به واکاوی جزئیات سخنان رئیس انجمن صنایع ریلی پیرامون این چالش‌های ساختاری می‌پردازد.

یکی از محورهای انتقادی رئیس انجمن صنایع ریلی ناهماهنگی شاخص‌های تعدیل فهرست‌بها با نرخ واقعی تورم بود، چراکه شاخص‌های ابلاغی سازمان برنامه فاصله معناداری با واقعیت‌های اقتصادی دارد و به‌هیچ‌وجه پاسخگوی افزایش هزینه‌های تولید نیست: «… در حالی که مجموع افزایش قیمت‌ها در سال گذشته به حدود ۶۳ درصد رسیده میزان تعدیل‌های اعمال‌شده بسیار پایین‌تر از آن است.»
پوربابایی با تاکید بر اینکه طبق فرمول‌های قانونی، نرخ تعدیل باید از مرز ۱۰۰ درصد عبور کند، افزود: «وقتی شرکتی کالایی را با ارزش مشخص ارزی خریداری می‌کند اما هنگام تسویه حساب مبلغ دریافتی‌اش به دلیل تعدیل‌های غیرواقعی بخش قابل‌توجهی از ارزش اولیه را از دست می‌دهد، عملاً توان مالی و سرمایه در گردش خود را از دست داده است. این فرایند به‌تدریج شرکت‌های فعال در صنعت ریلی را نحیف و ضعیف کرده و در نهایت ظرفیت اجرایی کشور در پروژه‌های ملی را با خطر جدی کاهش روبه‌رو می‌کند.»
او در ادامه با اشاره به بخشنامه دی‌ماه سال گذشته دولت مبنی بر واگذاری تعیین شاخص‌های تعدیل در برخی موارد به دستگاه‌های اجرایی، تصریح کرد: «ما در انجمن صنایع ریلی، پیش‌تر در حال تدوین فرمولی برای ارائه شاخص‌های واقعی‌تر بودیم، اما به فعالان این حوزه توصیه شد که تا زمان انتشار شاخص‌های زمستانی که احتمال ترمیم آنها وجود دارد، صبر کنند. به هر حال، اگر شاخص‌های ابلاغی همچنان با واقعیت فاصله داشته باشد، راه‌آهن باید با استناد به همان مصوبه دی‌ماه دولت، راساً شاخص‌های مورد نیاز را متناسب با هزینه‌های واقعی تنظیم کرده و برای تایید و اجرا به سازمان برنامه ارائه دهد تا از تضعیف بیش‌ازپیش شرکت‌های ریلی جلوگیری کند.»

محدودیت‌های انرژی و موانع سرمایه‌گذاری در تولید برق

رئیس انجمن صنایع ریلی در بخش دیگری از سخنان خود به موضوع محدودیت‌های انرژی اشاره کرد و یادآور شد: «سال گذشته صنایع با قطعی‌های گسترده برق و گاز مواجه بودند، اما برای سال جاری هنوز برنامه رسمی مشخصی درباره قطعی‌ها اعلام نشده است. البته بخشی از کاهش فشار بر شبکه انرژی به دلیل کاهش مصرف در برخی بخش‌ها بوده، اما این مسئله به معنای حل ریشه‌ای مشکل نیست.»
او به سیاست تشویق صنایع برای احداث نیروگاه‌های خورشیدی اشاره کرد و افزود: «بسیاری از واحدهای صنعتی برای دریافت مجوز نصب پنل‌های خورشیدی اقدام کرده‌اند اما در مسیر اخذ مجوز با مقررات پیچیده و گاه غیرمنطقی روبه‌رو شده‌اند. حتی در برخی موارد برای دریافت مجوز تولید برق خورشیدی از متقاضی خواسته شده تا امتیاز دامداری‌هایی را که در آن منطقه ثبت شده‌اند ابطال کنند که به گفته او مستلزم پرداخت مبالغ سنگین و طی مراحل اداری طولانی است و حتی در مناطقی اساساً فعالیت دامداری وجود ندارد و قصد از این ابطال فقط دریافت پول است زیرا وقتی کارخانه احداث شود دیگر دامی به آنجا نمی‌آید.»
پوربابایی توضیح داد که در صورت دریافت مجوز، واردات تجهیزات و پنل‌های خورشیدی نیز با محدودیت‌های جدی مواجه است و وعده‌هایی مانند اعطای وام برای توسعه انرژی‌های تجدیدپذیر نیز در عمل به‌طور گسترده در دسترس صنایع قرار نگرفته است. از نگاه او، هزینه انرژی که پیش‌تر سهم چندانی در قیمت تمام‌شده تولید نداشت، اکنون به یکی از عوامل موثر در هزینه‌های صنعتی تبدیل شده است.

نظام ارزیابی مدیران؛ گزارش عملکرد یا گزارش «عمل‌نکرد»؟

پوربابایی در بخش پایانی این گفت‌وگو، به یکی از مشکلات ساختاری مدیریت در کشور اشاره کرد که به اعتقاد او ریشه بسیاری از ناکارآمدی‌ها در حوزه اقتصاد و صنعت، از جمله صنعت ریلی، به شمار می‌رود.
او معتقد است یکی از اشکالات اساسی در نظام مدیریتی کشور نبود تعریف دقیق و شفاف از تکالیف مشخص برای مدیران است «… وقتی مدیری مسئولیت یک سازمان را بر عهده می‌گیرد، باید فهرستی روشن و قابل ارزیابی از وظایف و اهداف کمی و زمانی در اختیار داشته باشد تا در پایان دوره مدیریتش بتوان عملکرد او را بر اساس همان شاخص‌ها ارزیابی کرد، اما در حال حاضر مدیران معمولا مجموعه‌ای از اقدامات انجام‌شده را در قالب گزارش یا پاورپوینت ارائه می‌کنند و دستگاه‌های نظارتی نیز عمدتاً همان اقدامات انجام‌شده را بررسی می‌کنند، در حالی‌که سؤال اصلی باید این باشد که چه تکالیفی تعریف شده بود و چه میزان از آنها محقق نشده است.»
به گفته او، تمرکز صرف بر کارهای انجام‌شده، تصویر دقیقی از کارنامه یک مدیر ارائه نمی‌دهد، زیرا ممکن است بخشی از اقدامات در روند عادی سازمان نیز قابل تحقق بوده و نیازمند ابتکار یا تحول مدیریتی خاصی نباشد. در مقابل آنچه اهمیت دارد بررسی اهداف و تکالیفی است که محقق نشده‌اند. همان‌گونه که گزارش عملکرد تهیه می‌شود، باید گزارش عمل‌‌های انجام نشده «عمل‌نکرده‌ها» نیز وجود داشته باشد تا مشخص کند از میان ده‌ها هدف تعیین‌شده چه مواردی انجام نشده و چرا؟
پوربابایی با بیان اینکه در نبود چنین سازوکاری، ارزیابی‌ها ناقص و بعضا گمراه‌کننده می‌شود تاکید کرد که اگر نظام ارزیابی مبتنی بر تکلیف‌محوری و پاسخ‌گویی واقعی شکل بگیرد تصویر دقیق‌تری از توان مدیریتی افراد به دست خواهد آمد و امکان تصمیم‌گیری صحیح‌تر درباره ادامه مسئولیت یا جابه‌جایی آن‌ها فراهم می‌شود. او در نهایت این مسئله را یکی از چالش‌های جدی در حوزه مدیریت اقتصادی کشور دانست و معتقد است تا زمانی که سازوکار ارزیابی مدیران بر مبنای اهداف کمی زمان‌بندی‌شده و قابل سنجش طراحی نشود بخشی از مشکلات ساختاری در حوزه‌هایی مانند حمل‌ونقل و صنعت نیز تداوم خواهد داشت.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مطالب مشابه