سرمایههای بزرگ
در اکوسیستم کوچک
اگرچه در پی پیچیدهتر شدن اوضاع و احوال کشور، موج اشتیاق به مهاجرت جان و روان نسل جوان و حتی نوجوان این سرزمین را تسخیر کرده است، اما ایرانزمین هنوز فرزندانی دارد که با عشق به وطن پرورده شدهاند و هنگامی که پا به عرصه میگذارند، در جستوجوی راههای تازه توسعه کشور برمیآیند. یکی از نمونههای این نسل، دوقلوهای سبکتکین (متولدین سال ۱۳۷۹) جوانترین شرکتکنندگان دورههای فیاتا و از اعضای تیم آزمایشگاه حملونقل دانشگاه علم و صنعت هستند که با حمایت فدراسیون حملونقل و لجستیک ایران در مسابقه global sustainability supply chain در سال ۲۰۲۴ شرکت کردند و در سال ۲۰۲۵ توانستند رتبه سوم جهان و رتبه نخست خاورمیانه را کسب کنند.
لازم به توضیح است که هدف اصلی این مسابقه، بررسی و توسعه راهکارها و دستیابی به اهداف توسعه پایدار از جمله کاهش فقر، حفظ منابع طبیعی و مقابله با تغییرات اقلیمی است که از طریق بهبود کارایی و پایداری زنجیرههای تامین در صنایع مختلف همچون انرژی، کشاورزی و تولید قابل تحقق هستند.
پانتهآ و پارمیس سبکتکین، در گفتوگو با ترابران، درباره تجربیات خود حین شرکت در این آزمون و پس از موفقیت در آن سخن گفتهاند و تاکید داشتند که اولویت آنها در آینده کاری، خدمت به کشور خودشان و توسعه فناوریهای بومی در حوزه لجستیک است.
ترابران: در ابتدا لطفاً درباره تحصیلات خودتان در ارتباط با مقوله لجستیک توضیح دهید.
پارمیس سبکتکین: من در مقطع کارشناسی، مهندسی صنایع را در دانشگاه آزاد واحد تهران شمال خواندم و ارشد را در رشته لجستیک و زنجیره تامین دانشگاه علم و فرهنگ ادامه دادم.
نیمی از دوران تحصیل ما در دوره کارشناسی با پاندمی کووید-۱۹ مصادف و همین موضوع انگیزهای شد تا ما به بررسی «زنجیره تامین حلقه بسته» (Closed-Loop Supply Chain) برای ماسکهای پزشکی بپردازیم؛ یعنی بررسی مسیر تولید و توزیع آنها تا نهایتاً جمعآوری و رساندن به مراکز بازیافت. همانطور که میدانید، در آن دوران تقاضا بهیکباره و بهطرز بیسابقهای بالا رفت و چالش دفع بهداشتی آنها هم مطرح بود، موضوعی که بیشتر از همه کنجکاوی من را نسبت به این رشته برانگیخت، این بود که طی مطالعات خودمان بهوضوح فهمیدیم بیش از نیمی از هزینه تولید یک کالا را تا رسیدن آن به دست مصرفکننده هزینههای لجستیکی آن کالا تشکیل میدهد. این موضوع نقطه شروعی بود برای من تا برای دوره ارشد رشته لجستیک و زنجیره تامین را انتخاب کنم.
از سوی دیگر، علاقه و آگاهی من نسبت به مسائل محیطزیستی باعث شد تا برای مطالعات پایاننامه مقطع ارشد، اقتصاد چرخشی در زنجیره تامین حلقه بسته محصولات کشاورزی فسادپذیر (Circular Economy in Closed-Loop Supply Chain of Perishable Agricultural Products) را انتخاب کنم.
پانتهآ سبکتکین: من هم مهندسی صنایع را در دانشگاه آزاد واحد تهران مرکز خواندم و ارشد را در گرایش سیستمهای کلان و دادهکاوی دانشگاه علم و صنعت ادامه دادم. امروزه در دانشگاه، این رشته به دو گرایش حملونقل و انرژی تفکیک میشود. من گرایش حملونقل را انتخاب کردم و پایاننامهام با موضوع ارزیابی شاخص عملکرد لجستیک (LPI) و بررسی عوامل تاثیرگذار بر آن را به پایان رساندم.
پس از دانشگاه، ما در دورههای Freight Forwarding فدراسیون حملونقل و لجستیک ایران بهصورت آنلاین شرکت کردیم. خوب است بدانید که اگرچه گرایش من در مقطع ارشد، حملونقل بود اما مباحثی که در دانشگاه تدریس میشود، بیشتر جنبههای تحقیقاتی دارد، در حالی که مباحث مطرحشده برای دیپلم فیاتا، کاربردیتر است.
جالب است بدانید که در داخل ایران، مسیر تحصیل آکادمیک در زمینه حملونقل و لجستیک از مقطع ارشد شروع میشود و فاصله زیادی بین دانش مورد نیاز صنعت و مباحث آکادمیک وجود دارد، اما در سنگاپور که رتبه اول شاخص عملکرد لجستیک در دنیا است، افراد از مقطع کارشناسی بهصورت تخصصی وارد حوزههای مرتبط با لجستیک و زنجیره تامین میشوند و مفاهیم پیشرفتهای چون مدیریت زنجیره تامین، بهینهسازی فرآیندهای لجستیکی، استراتژیهای توزیع و تامین و ابزارهای دیجیتال در این زمینهها را یاد میگیرند.
برنامههای آموزشی دانشگاهی بهویژه در دانشگاههایی همچون SUSS، به دانشجویان این فرصت را میدهد تا علاوه بر تسلط بر اصول مدیریتی و تحلیلی، مهارتهای عملی و کاربردی لازم برای حل چالشهای پیچیده در این صنایع را کسب کنند. این دورهها ترکیبی از مباحث تئوری و تجربیات عملی است که دانشجویان را برای ورود به بازار کار جهانی در حوزههای لجستیک و مدیریت زنجیره تامین آماده میسازد.
پارمیس: دقیقاً. ما هم در رشته مهندسی لجستیک و زنجیره تامین، کارهای مدلسازی انجام میدادیم، یعنی جانمایی مراکز لجستیکی یا مثلاً انبارداری و تدارکات، ولی وقتی دوره فیاتا را گذراندم، متوجه شدم که سرفصلهای این دوره به نسبت اطلاعات قبلی من واقعاً کاملتر است. این دوره خودش معادل یک ارشد دو ساله است، البته طرحی که ما گذراندیم یکساله و فشرده بود، ولی پس از این دوره از خودم میپرسیدم که مثلاً چرا من راجع به گمرک یا خیلی از مباحث دیگر چنین اطلاعاتی را در دو سال دانشگاه کسب نکردم.
اکنون همه به کرّات دم از لجستیک میزنند، ولی هنوز در مرحله اول که همان آموزش است عقب هستیم و مباحث لجستیک در کشور همچنان بهصورت سنتی آموزش داده میشود.
ترابران: بهانه اصلی این گفتوگو، موفقیت شما در مسابقه جهانی زنجیره تامین پایدار دانشجویی است که با پشتیبانی (منظورم اسپانسری است) سازمان فیاتا و سازمان ملل متحد برگزار میشود. لطفاً درباره جزئیات چنین رقابتهایی برایمان بگویید و اینکه دستاورد شما دقیقاً بابت چه پروژهای بود؟
پانتهآ: تیم ما با نام Nexus متشکل از من و پارمیس، علی سمرقندی و هانیه کاشف و هدایت دکتر مرتضی باقری به نمایندگی از دانشگاه علم و صنعت ایران، در سال ۲۰۲۴ در مسابقه Global Sustainability Supply Chain 2024 شرکت و با دانشجویانی از ۸۰ دانشگاه از سراسر دنیا در سه مرحله رقابت کردیم و در مراسم پایانی این رقابت، در نوروز ۱۴۰۴ در ژنو، مقام اول خاورمیانه و مقام سوم جهان را به دست آوردیم. تیم اول از آمریکا و تیم دوم هم از چین بودند.
اساس این مسابقه بر آن است که شرکتکنندگان راهحلهایی ارائه کنند که تاثیرات محیطزیستی و اجتماعی منفی زنجیرههای تامین را کاهش و در عین حال، بهرهوری اقتصادی را افزایش دهد. این راهحلها میتوانند شامل فناوریهای نوین، استفاده از منابع پایدار و بهینهسازی فرآیندهای تولید و توزیع باشند.
در این مسابقه، تعدادی Case Study (مطالعه موردی) در اختیارمان گذاشته شد تا چالشها و مشکلات موجود در لجستیک و زنجیره تامین صنایع مختلف را بررسی کنیم. این مطالعات موردی از سوی صنایع مختلف به سازمان برگزارکننده مسابقه ارجاع میشود و دانشجویان را تشویق میکنند تا راهکارهای خلاقانه ارائه دهند و به رقابت با همه دانشجویان در حال تحصیل در این حوزه، در سراسر دنیا بپردازند و خود را به چالش بکشند. هر گروه موظف است تا در قالب Pitch Deck در حضور داوران ایده خود را ارائه و معرفی کند. در حقیقت، این مسابقه یک سمتوسوی استارتآپی دارد.
پروژه ما مربوط به کارخانه Dole بود که در ایران بیشتر با کمپوتهای آناناس شناخته میشود. باید طرحی ارائه میکردیم که این شرکت تا به حال انجام نداده باشد، ولی هر طرحی که به ذهنمان میرسید تا با تکنولوژیهای امروز قادر به انجام آن باشیم، قبلاً توسط این کارخانه در پیش گرفته شده بود، چون سرمایه زیاد و نیروی انسانی بسیار توانمندی دارد، حتی مثلاً از سه سال پیش – وقتی تازه دانش بلاکچین مطرح شده بود- این شرکت در زنجیره تامین خود این سیستم را پیادهسازی کرده و در مزارع خودشان به کشاورزان آموزش داده بودند که چطور دادهها را ثبت کنند که اصلاً کار سادهای نیست. حتی آنها در زمینه Track and Trace (ردیابی و رهگیری) به قدری قوی هستند که با اسکن کد محصول، تمام اطلاعات از زمان کاشت و برداشت تا آفات احتمالی روی بلاکچین قابل مشاهده است.
طرح پیشنهادی ما بر کاهش چشمگیر ضایعات در فرایند تولید تا مصرف تمرکز داشت، چراکه هر چه میزان ضایعات بیشتر باشد، انتشار دیاکسید کربن (CO2) نیز بهطور مستقیم افزایش مییابد. در کشورهای توسعهیافته، شرکتهای بزرگ بهدلیل آلودگیهای محیطزیستی موظف به پرداخت مالیاتهای سنگینی هستند. ما با استفاده از یادگیری ماشین (Machine Learning) و تحلیل دادهها، مدلی نوآورانه طراحی کردیم که قادر به پیشبینی تقاضای آینده با توجه به نوسانات بازار و عوامل تاثیرگذار بر آن بود. این مدل بهطور خودکار میزان تولید کارخانهها را با تقاضای پیشبینیشده تطبیق میداد. اجرای این طرح منجر به کاهش ۱۰ تن انتشار CO2 برای هر ۱ درصد کاهش ضایعات میشد، که علاوه بر کاهش آلودگی، بهطرز چشمگیری هزینههای مالیاتی و عملیاتی شرکتها را کاهش میداد.
پارمیس: چالش اصلی در ارائه این طرح، دسترسی نداشتن به دادههای لازم بود. ما در توئیتر هر نکتهای که در این زمینه توئیت شده بود، مطالعه کردیم. در یوتیوب هم سعی کردیم هر فیلم تبلیغاتی و علمی را در این زمینه بررسی کنیم تا متوجه شویم که آنها در چه حوزههایی وارد شدهاند. البته یکسری اطلاعات هم در شبکههای اجتماعی منتشر نمیشود و ما از طریق لینکدین متوجه شدیم که مثلاً سه سال پیش چه کسانی بلاکچین را پیادهسازی کردهاند. کار دیگر هم این بود که باید ROI یا نرخ بازگشت سرمایه (Return on Investment) ایده خودمان را هم محاسبه میکردیم تا ثابت کنیم که مثلاً اگر این طرح اجرا شود، چند درصد ضایعات شرکت کاهش مییابد یا چقدر از لحاظ درآمدی برایشان سودآور است و اینکه هزینههای پیادهسازی طرح ما طی چند سال برگشت داده میشود.
ترابران: چه تجربیاتی از حضور در یک مسابقه بینالمللی و رقابت با دانشجویان خارجی کسب کردید که برایتان جالب توجه بود؟
پارمیس: در وهله اول، بیش از پیش به اهمیت فراگیری زبان انگلیسی پی بردیم، البته سطح زبان ما در حدی که بتوانیم طرح خود را ارائه دهیم خوب بود، ولی در این مسابقه دیدیم که برخی دانشجویان چینی، اصلاً زبان انگلیسی نمیدانستند و برای همین مترجم داشتند.
از سوی دیگر، ما متوجه شدیم که اکثر دانشجویان بینالمللی با وجود برخورداری از امکانات مناسب، هنوز تجربه کارهای غیرتئوری نداشتند، در حالی که سالهای تحصیلی مقطع کارشناسی ما مصادف شده بود با دوره همهگیری بیماری کرونا؛ بنابراین برگزاری کلاسهای مجازی فرصتی فراهم کرد تا در کنار تحصیل، در کارخانههای صنایع غذایی به پیادهسازی استانداردهای ایزو بپردازیم. این تجربه پیادهسازی استانداردها در کیترینگ فرودگاه امام، فرودگاه مهرآباد و دیگر صنایع تولید مواد غذایی بسیار برای ما ارزشمند بوده و هست.
پانتهآ: در ژنو ما فرصت این را داشتیم تا از فرآیند کارگو فرودگاه ژنو و مرکز تجارت بینالمللی ITC international trade center بازدید داشته باشیم. با توجه به تجربهای که در پیادهسازی استانداردهای ایزو و آشنایی با فرآیندهای کیترینگ در فرودگاههای امام خمینی و مهرآباد از طرف شرکت «ندای نوین کیفیت پاسارگاد» داشتیم، توانستیم دیدگاههای بسیار خوبی از بازدید فرودگاه ژنو به دست آوریم. جالب است بدانید که هنگام ورود به فرودگاه ژنو، اعلام شد که ما نخستین ایرانیهایی هستیم که از این محل دیدار میکنیم که برای ما افتخار بزرگی بود.
پارمیس: موردی که بعد از بازگشت بیش از همه به آن پی بردیم این است، که کار در یک اکوسیستم کوچک علیرغم همه سختیها یک مزیت دارد و آن هم این است که افراد باتجربه از افراد تازهکار حمایت میکنند و همین رویکرد باعث شد که ما تجربیات فوقالعادهای در محیط کار به دست بیاوریم و این جو همدلانه بسیار برای ما باارزش بود.
این موضوع باعث ترغیب جوانان و افرادی که بهتازگی از محیط آکادمیک فارغالتحصیل شدهاند میشود، مخصوصاً در شرایط فعلی که موج مهاجرت بسیار شدیدی بین همسالان ما وجود دارد و متاسفانه تعداد زیادی از همکلاسیهای دبیرستان ما اکنون در ایران نیستند و تعداد دوستانمان در خارج از کشور بیشتر است تا تهران.
پانتهآ: این همکاری بیننسلی خیلی کمککننده است چون نسل قبلی تجربیات ارزشمندی دارد و نسل جدید دانش جدید و کار با تکنولوژی را آموخته است؛ بنابراین نسل جدید میتواند در پیشرفت صنعت قدیمی که کند و سنتی حرکت میکند، تاثیرگذار باشد.
ترابران: با این اوصاف، در برنامههای آتی شما مهاجرت دستکم برای تحصیلات تکمیلی وجود دارد؟
پارمیس: پدرم همیشه برای ما این شعر استاد محمدرضا شفیعیکدکنی را میخواند:
ای کاش آدمی وطنش را مثل بنفشهها
در جعبههای خاک
یکروز میتوانست همراه خویشتن ببرد
به هر کجا که خواست
راستش در حال تلاش هستیم که ببینیم اگر در ایران بمانیم، چه کارهایی میتوانیم انجام دهیم. در خانواده ما، تلاش برای بهتر کردن زندگی افراد آن جامعه، همیشه یک ارزش بوده و هست. ما باور داریم اینجا همیشه خانه اول ما خواهد ماند. به تحصیل در مقطع دکتری خارج از ایران فکر میکنیم، اما دوست داریم هرکجا که هستیم تاثیرگذار باشیم.
ببینید! ژاپن که یکشبه ژاپن نشد. اگر بتوانیم دیدگاهی را میان افراد یک جامعه جا بیندازیم که نهفقط مصرفکننده بلکه سازنده و ارزشآفرین باشد، حداقل شرایط بسیار بهتر از امروز خواهد شد.
پانتهآ: من در دورهای به تحصیل در مقطع دکتری بهصورت جدی فکر میکردم، الان ولی پلن B من است. ما بعد از این مسابقه از دانشگاهی در آمریکا به نام Rhode island پذیرش داشتیم، اما فعلاً به دنبال دیپلم بینالمللی freight forwarding فیاتا و تقویت دانش برنامهنویسی هستیم. روی مقالات خودمان هم کار میکنیم. فکر میکنم آینده در تلفیق هر صنعت با هوش مصنوعی خواهد بود.
ترابران: بازخوردهایی که پس از بازگشت از مسابقه دریافت کردید چگونه بود و چقدر مایه دلگرمی شما برای ادامه این راه شد؟
پانتهآ: بازخوردهایی که پس از بازگشت از مسابقه دریافت کردیم بسیار مثبت و دلگرمکننده بودند. اما گاهی پیشرفتهای بزرگ نیاز به صبر و ثبات دارند و ممکن است کمی زمان ببرند تا نتایج ملموستر شوند.
از ماجراهای خوشایندی که پس از برنده شدن ما اتفاق افتاد، این بود که سال اولی که ما در این مسابقه شرکت کردیم، هیچ گروهی دیگری از ایران جزء شرکتکنندهها نبود، ولی امسال یعنی سال بعد از ما، ۲۴ نفر فقط از دانشگاه علم و صنعت در این مسابقه شرکت کردهاند.
اینکه این مسیر رو برای اولین بار طی کردیم و هیجان شرکت در مسابقات بینالمللی ایجاد شد، برای من با ارزش بود و خوشبختانه تیم تکسیس Texis از ایران (علی سمرقندی، سهیل جنگی زهی شستان، نگین عظیمیزاده، ارشیا حاتمی) امسال موفق شدند که مقام سوم خاورمیانه را کسب کنند.
پارمیس: همیشه در طول مسیر، حمایت و پشتیبانی خانواده و دایره دوستان نزدیک ما تاثیرگذار بوده است. بعد از این تجربه، تلاش ما این بوده که بیشتر یاد بگیریم و هر آنچه را یاد گرفتیم و یا تجربه کردیم به دیگران انتقال دهیم.
ترابران: با توجه به تجربه حضور در کلاسهای آنلاین فیاتا در فدراسیون حملونقل، نظر شما درباره تاثیرگذاری آموزش دوره آنلاین در مقایسه با دوره حضوری چیست؟
پانتهآ: من سابقاً بهصورت حضوری در یک دوره ماژول کانتینری شرکت کردم و خب باید قبول کرد که دوره آنلاین نمیتواند با دوره حضوری برابری داشته باشد. در کلاسهای حضوری آن ارتباط مستقیمی که با استاد و دیگر همکلاسان برقرار میشود، واقعاً گرانبها است و آن آشناییها حتی بعد از اتمام دوره آموزشی، در زمینههای کاری هم میتواند ادامه پیدا کند.
پارمیس: به نظر من هم آن ارتباطاتی که در دوره حضوری شکل میگیرد، واقعاً ارزشمند است ولی از طرف دیگر، آنچه که ارزش دوره آنلاین را بالا میبرد، صرفهجویی در زمان است، چون در شهر تهران ترافیک بسیار زیاد است و با توجه به اینکه اکثر کلاسها تا ساعت ۱۷ بود، بسیاری از دوستانم نمیتوانستند که در این کلاسها شرکت کنند. به نظرم، دورههایی که تلفیقی از کلاسهای حضوری و مجازی باشند، برای علاقهمندان بسیار مناسب خواهد بود.


