در باب زنجیره تامین دانش
در دوران فرمانروایی هوش مصنوعی که دریافت گواهینامه و مدرکسازی را آسانتر از هر زمان دیگر کرده است، با گشتوگذاری کوتاه در همین اینترنت ناچیز ملی نیز میتوانید دریابید که دورههای مختلف آموزش لجستیک به صورت حضوری یا آنلاین در کشور برگزار میشود و حتی با حضور در دوره یکروزه، میتوانید مدرک مدیریت لجستیک دریافت کنید؛ اما در اهمیت آموزش تخصصی لجستیک همین بس که لجستیک و مدیریت زنجیره تامین انقلابی همهجانبه در شیوههای مرسوم حملونقل محسوب میشود و به تعبیری، برابر است با بازتعریف تکتک عملکردهای سنتی برای بهینهسازی خدمات.
دکتر مجتبی سلیمانیسدهی، مدیرعامل مؤسسه مدیریت زنجیره تأمین آمادگران، در گفتوگو با ترابران، با اشاره به پیشینه راهاندازی رشته MBA لجستیک در ایران و بیان دردسرهای معرفی این حوزه کمتر شناختهشده در کشورمان، معتقد است که مزیت نسبی مدرک MBA لجستیک در مقایسه با مدارکی همچون فیاتا و ایرو در این است که داشتن آن متضمن دریافت مجوز هیچگونه فعالیتی نیست و اغلب تشنگان آشنایی بیشتر با مفاهیم بینالمللی لجستیک در این دورهها حضور پیدا میکنند.
ترابران: در آغاز صحبتها، لطفاً درباره تاریخچه شکلگیری گروه پژوهشهای لجستیک و زنجیره تامین در موسسه مطالعات بازرگانی بهعنوان اولین مرکز تخصصی لجستیک در ساختار دولتی کشور و نخستین فعالیت شما در حوزه لجستیک توضیح دهید.
سال ۱۳۸۴، تشکیل دولت آقای احمدینژاد و حضور آقای مسعود میرکاظمی در وزارت بازرگانی، همزمان شد با دورهای که من مشغول تحصیل در مقطع کارشناسیارشد در دانشگاه امیرکبیر در رشته لجستیک بودم و میخواستم وارد بازار کار شوم. در آن زمان دکتر میرکاظمی که قبل از وزارت، مسئول لجستیک سپاه بود، دکتر زنجیرانی فراهانی را که استاد راهنمای من هم بودند مامور کرد تا گروه لجستیک را در وزارت بازرگانی تشکیل دهد. ایشان هم از چند دانشجوی دکترای خودش از دانشگاه صنعتی شریف و صنعتی امیرکبیر و چند دانشجوی ارشدش که یکی از آنها من بودم دعوت کرد و هسته اولیه گروه لجستیک شکل گرفت.
البته وزیر بازرگانی قصد داشت که این گروه در ساختار وزارتخانه ایجاد شود، ولی پیشنهاد دکتر فراهانی به وزیر این بود که با توجه به جدید بودن موضوع لجستیک در بخش غیرنظامی کشور، در ابتدای امر این گروه در ستاد وزارتخانه فعال نشود، زیرا پیش از آن لازم است که مجموعهای از پژوهشها و مطالعات در این زمینه صورت گیرد و نیاز به فعالیتهای ترویجی و فرهنگسازی در باب این موضوع است. همین پیشنهاد باعث شکلگیری آن گروه در موسسه مطالعات و پژوهشهای بازرگانی با عنوان گروه پژوهشهای لجستیک و زنجیره تامین شد که در سالهای بعد، من هم عضو هیئتعلمی آن شدم و در مقطعی هم مدیریت گروه لجستیک برعهده بنده بود (۱۳۹۰-۱۳۹۳).
یکی از پروژههایی که سال ۱۳۸۵ در گروه لجستیک و زنجیره تامین با همکاری دانشکده مهندسی صنایع دانشگاه صنعتی امیرکبیر (پلیتکنیک) انجام دادیم، انجام مطالعات و طراحی سیلابسها و طرح درس دوره کارشناسی ارشد لجستیک و زنجیره تامین (بهعنوان یکی از گرایشهای ارشد مهندسی صنایع) بود. این طراحی دوره توسط دانشگاه امیرکبیر در وزارت علوم به تصویب رسید و در سال ۱۳۸۷ اولین گروه دانشجویان ارشد گرایش لجستیک و زنجیره تامین در دانشکده صنایع دانشگاه امیرکبیر پذیرش و مشغول تحصیل شدند.
بعدها بقیه دانشگاههای معتبر کشور نیز این گرایش را در مقطع ارشد مهندسی صنایع خود گنجاندند و اکنون این گرایش یکی از گرایشهای پرطرفدار رشته مهندسی صنایع است.
با این وجود، یکسری محدودیتها در طراحی این دوره وجود داشت، مانند اینکه واحدهای درسی باید بر اساس سرفصلهای ساختار مقطع کارشناسی ارشد وزارت علوم تدوین میشد و اینکه میبایست حتماً از منابع آکادمیک استفاده میکردیم، بنابراین به نظر من، این دوره خیلی آکادمیک بود و چندان کاربردی نبود.
علاوه بر این، موسسه مطالعات بازرگانی یک مرکز آموزش بازرگانی دارد که در زمینه برگزاری دورههای تخصصی حوزه بازرگانی بسیار شناخته شده است. من در سال ۱۳۹۱، روی طراحی دوره کاربردی کارشناسی ارشد لجستیک و زنجیره تامین برای مرکز آموزش بازرگانی (ذیل رشتههای دانشگاه علمی-کاربردی) با این مرکز همکاری داشتم و دفاع آن در شورای آموزش دانشگاه علمی کاربردی نیز به تصویب رسید، ولی در سال ۱۳۹۲ با تغییر دولت و تصمیم دولت جدید برای محدود کردن دامنه فعالیتهای دانشگاه علمی-کاربردی، اجرای این دوره به محاق رفت.
البته پیش از آن و برای نخستین بار (در سال ۸۶) دانشگاه علمی – کاربردی در مقطع کاردانی در دانشکده علمی کاربردی ایرانخودرو رشته را ایجاد کرد و بعد از ۳ یا ۴ سال هم کارشناسی ناپیوسته آن راهاندازی شد که همچنان نیز ادامه دارد و دانشجو میپذیرد.
به طور خلاصه، میتوانم بگویم در طول دورانی که در کار دولتی بودم، غالباً در دو وجه پژوهش و آموزش حوزه لجستیک و زنجیره تامین فعالیت داشتم. به همین دلیل وقتی در سال ۹۷ از ساختار دولتی خارج شدم و مجموعه مدیریت زنجیره تامین آمادگران را راهاندازی کردم؛ تمرکز اصلی فعالیت آمادگران در دو حوزه انجام پروژههای پژوهشی و حوزه آموزش و رویدادهای لجستیکی (کنفرانس و همایش) قرار گرفت که علیرغم توسعه فعالیتهای آمادگران، همچنان یکی از فعالیتهای اصلیاش روی آموزش و مشاوره است.
ترابران: با توجه به اینکه آموزش لجستیک در موسسه آمادگران جزء نخستین فعالیتهای بخش خصوصی در این حوزه ناشناخته در ایران بود، در ابتدای کار با چه مشکلاتی روبهرو بودید؟
متاسفانه یکسالگی آمادگران همزمان شد با شیوع ویروس کرونا. اما در همان یک سال ابتدای فعالیت، ما به لحاظ برگزاری دورههای آموزشی تجربه خیلی خوبی داشتیم. به طور مشخص، دورهای بینالمللی را به نامCertificate For Logistic Transportation and Distribution (با نام اختصاری CLTD) برگزار کردیم که شبیه دوره فیاتا یک دوره معتبر بینالمللی است و توسط انجمن بینالمللی لجستیک آمریکا طراحی شده است. پس از تبلیغاتی که درباره برگزاری دوره CLTD داشتیم، درخواستی از مجموعه گروه «سولیکو کاله» آمد که میخواستند چنین دورهای را برای مدیران لجستیک و توزیع مجموعه خود برگزار کنند، چون برآورد میشود بیش از ۵۰ درصد قیمت تمامشده کالاهای تندمصرف (FMCG) مانند محصولات غذایی در ایران مربوط به هزینههای لجستیک، حملونقل و انبارش آن است.
علیرغم اینکه ما دسترسی به منابع دوره CLTD نداشتیم و امکان دسترسی به آن نیز فراهم نبود (چون پلتفرم آموزشی انجمن APICS که در حال حاضر ASCM نام گرفته است، بهقدری قوی طراحی شده که امکان دسترسی به منابع آن وجود ندارد)، صرفاً براساس عناوین و سرفصلهای این دوره ۸۰ ساعته، توانستیم نسبت به برگزاری این دوره در دو نوبت برای مدیران توزیع و لجستیک گروه سولیکو نسبتاً موفق عمل کنیم و خوشبختانه رضایت کارفرما تا حد زیادی جلب شد، چون مدیران کاله اعلام کردند که ما تا الان چند بار این دوره را برای مدیران خود برگزار کردهایم و اکثراً هم از موسسات آموزشی بلژیک و سوئد برای تدریس به ایران آمدهاند، ولی چون سطح دانش زبان انگلیسی اکثر مدیران عملیاتی ما ضعیف بود، نتوانستند بهرهبرداری لازم را از این دورهها داشته باشند، بنابراین ترجیح میدهیم که این محتوا با ۶۰ تا ۷۰ درصد کیفیت دورههای اصلی، ولی به زبان فارسی و توسط خود ایرانیها تدریس شود.
همین موضوع، برای ما انگیزه مضاعفی ایجاد کرد که تا جایی که میشد سرفصلها را پیدا کرده و بعد از توافق با اساتید ظرف یکماه شروع به برگزاری دوره کنیم.
باید خاطرنشان کنم که دورههای APICS به صورت یک پکیج آموزشی ۸۰ ساعته است و شرکتکنندگان این دوره پس گذراندن دوره ۸۰ ساعته، مجاز خواهند بود که در آزمون بینالمللی آن ثبتنام و شرکت کنند (مانند دوره تافل و آیلتس)، بنابراین ما در واقع دوره آمادگی آزمون را برگزار کردیم؛ آن هم بدون داشتن منابع اصلی و صرفاً براساس سرفصلها و دانش استادان که خوشبختانه تجربه خیلی ارزشمند و موفقی بود.
ترابران: آیا امکان دریافت مجوز از خود مؤسسه APICS وجود نداشت که بتوانید بهراحتی به منابع درسی دسترسی پیدا کنید؟
چه خوب شد که این نکته را پرسیدید! یکی دو سال قبل از تاسیس آمادگران، که همزمان با پذیرش برجام و ایجاد گشایشهای اقتصادی و تعاملات بینالمللی بود، بنده با انجمن آمریکایی APICS مکاتبه کردم و رزومه فرستادم تا نماینده آنها برای برگزاری دورهها شویم، آنها هم از لحاظ شایستگی ما را تایید کردند و گفتند با توجه به اینکه در شرایط حاضر، ارتباطاتی بین ایران و آمریکا در حال شکلگیری است، خوشحال میشویم که در این حوزه پیشقدم باشیم، ولی متاسفانه آن دوره گشایش بسیار کوتاه بود، چون ترامپ روی کار آمد و با بر هم خوردن برجام، آنها دیگر پاسخ مکاتبات ما را ندادند.
به هر حال ما پرونده این موضوع را باز کردیم، ولی باز هم بینتیجه ماند و اعلام کردند که علاقهمندان ایرانی میتوانند در دبی، ارمنستان و ترکیه آزمونهای APICS را ثبتنام و شرکت کنند.
در همین حین، من به دنبال دسترسی به منابع اصلی CLTD هم بودم که کار بسیار دشواری بود تا بالاخره یکی از نزدیکان ما در آمریکا توانست با ترفندهایی آن منابع را به دست آورد و به ایران بیاورد و خوشبختانه بعد از بررسی آنها متوجه شدیم که ۷۰ تا ۸۰ درصد منابع درسی ما با منابع اصلی انطباق دارد. به هر حال، ما این دوره را برای بیش از ۶۰ نفر طی دو دوره برگزار کردیم و از مدیران شرکت کاله بازخورد خیلی خوبی گرفتیم، ولی بعد از آن با کرونا مواجه شدیم و همه امور مخصوصاً بحثهای آموزش به طور کامل تعطیل شد.
بعد از چند ماهی که از وحشت کرونا کاسته شد پیشنهادهایی داشتیم مبنی بر اینکه دورههای آنلاین برگزار کنیم، ولی قبول نکردم، زیرا شخصاً معتقد به دورههای حضوری هستم تا بتواند کیفیت لازم را داشته باشد، بنابراین در آن دوره، فعالیت ما تقریباً به مدت ۵/۱ سال متوقف شد و فقط آموزشهای رایگان به صورت وبینارهای «چهارشنبههای لجستیکی» را برگزار میکردیم که استقبال خوبی هم از آن به عمل آمد.
در این فاصله زمانی تحقیق کردم که در دنیا در حوزه آموزش لجستیک چه کارهایی انجام شده، چه آموزشهای مرتبطی در حال انجام است و دورهها و درسهایشان به چه صورت است. از طرف دیگر، به دلیل ارتباطات و تعاملاتی که با بخشهای مختلف فعال این حوزه داشتم، توانستیم تا حدودی نیازهای کشور را در این زمینه شناسایی کنیم. خلاصه اینکه به دنبال تعریف یک پکیج جامع آموزشی رفتیم؛ در واقع، به جای اینکه دورههای متفرقه برگزار کنیم، سعی کردیم که یک استراتژی آموزشی در راستای ارتقای سطح دانش کاربردی لجستیک در کشور داشته باشیم؛ زیرا علیرغم اینکه دانش آکادمیک لجستیک از سالها قبل در وزارت علوم و دانشگاهها تدریس میشد، ولی چنین دوره جامعی برای لجستیک در حوزه آموزشهای مهارتی و کاربردی، خالی بود.
تجربه سالها فعالیت تخصصی و بررسی دانشگاههای معتبر دنیا باعث شد که در سال ۱۳۹۹ تصمیم گرفتیم یک پکیج جامع در حوزه لجستیک و حملونقل و زنجیره تامین طراحی کنیم که منجر شد به طراحی یک دوره آموزشی جامع حدود ۸۰۰ تا ۹۰۰ ساعت آموزش. در آن مقطع یکی از دوستان بنده مسئولیت آموزشهای آزاد دانشگاه تهران را بر عهده داشت. با او طرح موضوع کردم و قرار شد دوره تخصصی MBA لجستیک و زنجیره تامین را در دانشگاه تهران برگزار کنیم.
پس از ارائه پروپوزال، اعلام شد که استاندارد وزارت علوم در دانشگاهها به این نحو است که دورههای MBA باید ۲۵۰ ساعت باشد و ۸۰۰ ساعت بسیار زیاد است، از این رو، مفاد درسی را در حدود ۲۵۰ ساعت برای مقطعMBA و ۳۵۰ ساعت برای مقطع DBA فشرده کردیم و در تابستان ۹۹ تفاهمنامهای با دانشگاه تهران منعقد کردیم که دورههای یکساله MBA لجستیک و حملونقل برگزار شود.
تاکید بسیاری هم داشتیم که این دورهها کاربردی باشد. شاید برایتان جالب باشد که بدانید یکی از شروطی که برای برگزاری این دوره گذاشتیم این بود که دانشگاه سختگیری روی داشتن مدرک دکتری استادان را برای این دوره کنار بگذارد، چون برای ما تجربه و کاربردی بودن موضوعات تدریس در انتخاب استادان، بالاترین اولویت را دارد. دانشگاه در مرحله اول با این موضوع مخالفت کرد، ولی به استدلالهایی که کردیم مبنی بر اینکه هدف اصلی این دوره این است که یک دوره کاربردی باشد نه آکادمیک، توانستیم دانشگاه را برای این موضوع متقاعد کنیم.
من خودم چند سال قبل که در مقطعی با یکی از دانشگاههای هنگکنگ همکاری داشتم، متوجه شدم که در آنجا حتماً لازم نیست که اساتید و مدرسان دانشگاه، مدرک دکتری داشته باشند یا حتماً جزء هیئتعلمی باشند. در آنجا با شخصی آشنا شدم که مدرک لیسانس داشت ولی سالها درس مدیریت لجستیک برای مقطع ارشد و دکترای بیزینس اسکول آن دانشگاه تدریس میکرد و اتفاقاً کلاسهایش جزء بهترینها بود. بعداً متوجه شدم که او نفر اول لجستیک کشور هنگکنگ است و بیش از ۴۰ سال سابقه فعالیت در حوزه لجستیک داشته است.
پس از انجام تبلیغات برای دوره MBA لجستیک، در آذر ۹۹ اولین کلاس دوره MBA لجستیک برگزار شد و خوشبختانه استقبال خیلی خوبی هم از آن صورت گرفت. این دورهها را تا سال ۱۴۰۲ با دانشگاه تهران ادامه دادیم؛ اما چون مدیر آموزشهای آزاد دانشگاه تغییر کرد و مدیر جدید اصرار داشت که فقط از اعضای هیئت علمی به خصوص استادان دانشگاه تهران در این دورهها استفاده شود، ترجیح دادیم که دیگر این دوره را برگزار نکنیم و برگزار نکردیم.
یکی، دو سالی این دوره برگزار نشد تا اینکه در تابستان ۱۴۰۴ با سازمان مدیریت صنعتی تفاهمنامهای برای آموزشهای جامع حوزه لجستیک امضا کردیم. خوشبختانه به لحاظ نوع نگاه کاربردی به دورههای MBA و DBA همسویی و همنظری خیلی نزدیکی با سازمان مدیریت صنعتی کشور داریم. اساساً این سازمان در حوزه آموزشهای کاربردی برند بسیار شناختهشده و خوشنامی در کشور است که گواهینامههای آموزشی آن ارزش و اعتبار بینالمللی دارد.
به هر حال، در شرف برگزاری دورههای جدید DBA و MBA لجستیک با سازمان مدیریت صنعتی بودیم که مصادف شد با جنگ و اتفاقات گوناگون سال ۱۴۰۴؛ البته، دوره MBA لجستیک تقریباً تکمیل ظرفیت شده و بهزودی آغاز خواهد شد.
ترابران: قرار است دانشپذیران شما از مجموعه سازمان صنعتی و دولتی باشند یا عامه متقاضیان هم امکان ثبت نام خواهند داشت؟
برای دوره MBA لجستیک فراخوان عمومی داده میشود و شرکت در آن برای همه علاقهمندان فراهم است. درست است که سازمان مدیریت صنعتی زیرمجموعه وزارت صنعت، معدن و تجارت است ولی مخاطبان و دانشجویانش اصلاً محدود به این وزارتخانه نیستند. یک ماموریت اصلی دارد که بحث توانمندسازی مدیران و کارکنان است ولی شاید ۲۰ درصد ظرفیت آموزش را به کارکنان دولتی اختصاص دهند و ۸۰ درصد آن متعلق به اقشار مختلف بخش خصوصی است.
اساساً مخاطبان آموزشی دورههای ما را میتوان در دو طیف اصلی تقسیمبندی کرد، یکی فعالان حوزه حملونقل که غالباً مدیران ارشد (مدیرعامل یا اعضای هیئتمدیره) و مدیران میانی شرکتهای حملونقل هستند و طیف دیگر هم مدیران لجستیک یا مدیران زنجیره تامین در کارخانجات و صنایع مختلف کشور.
این نکته را هم خاطرنشان کنم که چون هزینه این دوره هم ارزان نیست، معمولاً کسانی که دانش و تجربه اولیه را ندارند، کمتر در این دورهها شرکت میکنند و اکثراً کسانی هستند که چندین سال تجربه کار در حوزه حملونقل و لجستیک را داشتهاند.
ترابران: طی برگزاری دورهها و در میان شرکتکنندگان، آیا با افرادی هم مواجه شدهاید که صرفاً برای دریافت مدرک MBA در این دورهها حضور پیدا کرده باشند؟
خب! نمیتوانیم بگوییم نیستند! من در جلسات مصاحبه اولیه، وقتی از افراد درباره انگیزه آنها برای شرکت در این دورهها میپرسم، قاعدتاً همه آنها پاسخ میدهند که برای ما یادگیری در اولویت است، ولی مگر میشود که اخذ مدرک مهم نباشد؟!
این را هم بگوییم در سالهای اخیر که تب مهاجرت داغتر شده، برخی فارغالتحصیلان دوره MBA ما به کشورهای اروپایی مهاجرت کردند و اعلام کردند گواهینامه لجستیک برایشان در گرفتن پذیرش اقامت و بهخصوص گرفتن پیشنهاد کاری، وزن بسیار بالاتری از مدرک دانشگاهی داشته است. علت آن هم وجه تخصصی آن است.
در دنیا MBA و DBA از نوع گواهینامههای مهارت بسیار جاافتاده است و در بازار کار نسبت به مدرک دانشگاهی ارزش بالایی دارد.
ترابران: چرا آمادگران این دورهها را به صورت مستقل برگزار نمیکند؟
ما میتوانیم بهتنهایی این دوره را برگزار کنیم، ولی اگر این دورهها توسط مراجعی که مجوز وزارت علوم، تحقیقات و فناوری را دارند مانند دانشگاه تهران یا سازمان مدیریت صنعتی برگزار شود، مهر وزارت علوم روی مدارک آن میخورد و تاییدیه وزارت علوم را خواهد داشت که خود به معنای تایید کیفیت استاندارد و سطح علمی این دورههاست و موجب اعتباربخشی بیشتر به این گواهینامه میشود؛ ضمن اینکه سازمان مدیریت صنعتی، به دلیل اینکه نماینده سازمان WES در ایران است؛ مدرکهای این سازمان قابل ترجمه و دارای اعتبار بینالمللی است.
ترابران: آیا آفت مدرک فیاتا که بیشتر برای دریافت مجوز فعالیت شرکت حملونقل بینالمللی است تا یادگیری، درباره MBA لجستیک هم صدق میکند؟
من بسیار خوشحالم از بابت اینکه هیچوقت دنبال این موضوع نبودیم که بعضی از مجوزها منوط به مدرک MBA لجستیک باشد. در واقع، با این مدرک هیچ مجوزی نمیتوانید بگیرید و جایگزین مدرکی مانند فیاتا و ایرو نیست. با این وجود، وقتی افراد با انگیزه و هزینه شخصی در دوره MBA لجستیک شرکت میکنند (نه با هزینه شرکتها یا سازمانهای متبوعشان) و فرصت آخر هفته خود را برای شرکت در این کلاسها اختصاص میدهند، برای من خیلی دلگرم کننده و رضایتبخش است.
ترابران: کارشناسان روی این موضوع اتفاق نظر دارند که لجستیک ایران پیشرفته نیست و علیرغم همه تلاشهای انجام شده، هنوز در الفبای لجستیک در کشور درماندهایم و شرکتهای توانمند در این حوزه بسیار معدود هستند؛ با توجه به این دیدگاه، به نظر شما، شرکت در دورههای MBA تا چه اندازه میتواند در حوزه توسعه لجستیک در کشور مؤثر واقع شود؟
من به عنوان طراح و پایهگذار دوره MBA لجستیک در ایران میگویم که هدف اصلی ما برای طراحی این دوره این است که در شرکتکنندگان، یک نوع نگرش و تفکر لجستیکی شکل بگیرد.
به نظر ما، درک و بینش لجستیکی از تسلط بر ابزارهای حوزه حملونقل و لجستیک اهمیت بسیار بیشتری دارد، مثلاً در این دوره قرار نیست که دانشپذیر بر کار کردن با سامانه EPL گمرک مسلط شود (فقط به کلیاتی از آن اشاره میشود) یا قرار نیست که همه مباحث سامانه جامع تجارت را یاد بگیرد، چون این مدرک MBA است و ما سعی داریم مدیریت کاربردی با تفکر لجستیکی را ترویج بدهیم.
در این دورهها، مباحث مربوط به مفهوم جامع لجستیک و گستردگی ابعاد آن، جایگاه لجستیک در دنیای کنونی، سهم لجستیک در قیمت تمامشده، اجزای مختلف لجستیک بنگاهی و لجستیک فرابنگاهی و تاثیر آنها بر یکدیگر، تفاوت و تمایز بین لجستیک با حملونقل و انبارداری و امثال آن تدریس میشود؛ البته بیش از ۲۴ عنوان مبحث تخصصی حوزه لجستیک و حملونقل در این دوره جامع توسط اساتید مجرب تدریس میشود و مباحث تکمیلی آن که بیشتر بر موضوعات حوزه مدیریت زنجیره تامین تمرکز خواهد داشت، در دوره DBA لجستیک و زنجیره تامین دنبال خواهد شد.
ترابران: در خلال توضیحاتتان به این نکته اشاره کردید که با برگزاری کلاسهای آنلاین موافق نیستید، پس با توجه به استقبال متقاضیان از کلاسهای مجازی در سالهای اخیر، کلاسهای آمادگران به چه ترتیبی برگزار میشود؟
کلاسهای مرکز ما معمولاً به صورت هیبردی یعنی ترکیبی از کلاسهای حضوری و آنلاین برگزار میشود. البته شخصاً روی کلاسهای حضوری تاکید دارم مگر اینکه شرایط خاص داشته باشیم، اما برخی دانشجویان ما از شهرهایی مانند بندرعباس، مشهد حتی از قطر و ترکیه در کلاسها شرکت میکنند، بنابراین چارهای جز حضور در کلاسهای آنلاین ندارند. به نظرم، خود دانشجویان باید به دنبال برگزاری کلاسهای حضوری باشند چون هم بسیار پویاتر است و هم شبکهسازی ارتباطات و استفاده از دانش و تجربیات همکلاسیها که در طول دوره اتفاق میافتد از خود مباحثی که در دوره مطرح میشود اهمیت بیشتری دارد.
ترابران: سخن آخر؟
باور من این است که ایران کشوری لجستیکی است و آینده آن را هم لجستیک تعیین میکند، بنابراین هر چقدر در این حوزه توانمند شویم، باز هم کم است. باید از لجستیک به عنوان یکی از رشتههای تحصیلی حمایت شود. نمیخواهم بگویم که دولت وارد شود چون هر جا دولت ورود کرده، کار پیچیدهتر شده است ولی اتاقهای بازرگانی و فعالان اقتصادی باید روی شکلگیری و پررنگتر شدن آموزشهای لجستیکی در کشور تمرکز کنند زیرا تا وقتی آموزش نباشد، ابزاری هم نداریم که از ظرفیتهای لجستیکی کشور بهرهمند شویم.
چندی پیش، در معاونت راهبردی ریاست جمهوری جلسهای در خصوص کریدورهای ترانزیتی و مراودات حملونقلی بین ایران و چین برگزار شد. در آن جلسه رئیس اتاق مشترک ایران و چین به درستی اشاره کردند که اول از همه باید خودمان ببینیم که آیا تعریف درستی از لجستیک داریم یا نه. واقعاً ما هنوز هم درک درستی از لجستیک چه در سطح دولتمردان و چه در سطح فعالان بخش خصوصی نداریم.
بانک جهانی سالها پیش سندی را منتشر کرده بود که بر مبنای آن یکی از علل اصلی عدمتوسعهیافتگی لجستیک در کشورهای در حال توسعه را مقوله آموزش شناسایی کرده بود. ما ثروت بسیار ارزشمندی در حوزه لجستیک کشور داریم که هنوز هنر و فن به کارگیری از این ثروت را نیاموختهایم. اگر فهم و درک لجستیکی در کشور ایجاد شود، درباره فعال کردن ظرفیتهای لجستیکی کشور مطالبه میشود و بهتبع توجه همگان به سوی آن جلب خواهد شد.


