بالهای شکسته در طوفان تحریم و مدیریت
در شرایطی که تقابل ایران و قدرتهای جهانی، آزمونی برای تابآوری و صبر راهبردی تلقی میشود و چشمانداز اقتصادی منطقه را تحت تاثیر قرار داده است، صنعت هوانوردی غیرنظامی ایران در وضعیتی بحرانیتر از همیشه قرار دارد. این صنعت که سالهاست با تحریمها و محدودیتها دست و پنجه نرم کرده، اکنون با ترکیبی ویرانگر از فشارهای بیرونی و ناکارآمدیهای داخلی روبروست. لغو پروازها، بحران نقدینگی و افت شدید درآمدهای ارزی ناشی از پروازهای عبوری، تنها بخشی از چالشهای پیش روی این صنعت است. اما ریشه اصلی این بحران، همانطور که در این تحلیل به آن اشاره شده، در مدیریت کهنه و ناکارآمدی نهفته است که توانایی رویارویی با واقعیتهای جدید را ندارد. جایگزینی مدیران فعلی با تکنوکراتهای متخصص و خارج از حلقه معیوب مدیریتی، گامی حیاتی برای جلوگیری از تبدیل این صنعت از یک مسئله راهبردی به یک بحران فاجعهبار روزمره است. در این میان، سازمان هواپیمایی کشوری به عنوان نهاد ناظر، مسئولیتی خطیر در حفاظت از منافع عمومی و جلوگیری از قربانی شدن صنعت هوانوردی در پای منافع بخشی دارد. در غیر این صورت، این نگرانی قوت خواهد گرفت که سیاستهای نادرست، ناخواسته، مهلکترین ضربات را به پیکره این صنعت وارد میآورند.
در تحلیل تقابل فعلی ایران و ایالات متحده، بسیاری از ناظران بینالمللی بر این باورند که این رویارویی، بیش از آنکه متکی بر جغرافیا یا زرادخانههای نظامی باشد، یک آزمون تمامعیار «صبر راهبردی» و «توان تابآوری» است. در این چارچوب، به نظر میرسد تداوم وضعیتِ تنش فرسایشیِ موجود، میتواند ضربات سنگینتری به منافع آمریکا و بهویژه آسیبهای جبرانناپذیری به امارات و قطر وارد کند؛ تا جایی که مزیت راهبردی «ابرقطبهای (Mega-Hub) ترانزیتی» آنها را برای همیشه به چالش بکشد. این کشورها در حالی رویای امنیت را در سر میپروراندند که بازدارندگی خود را صرفاً به پشتوانه آمریکایی (که همواره منافع ملی خود را در اولویت قرار میدهد) گره زده بودند. در این میان، عربستان سعودی با هوشمندی و از طریق ایجاد پیوند دفاعی-امنیتی با پاکستان، توانسته است دستکم در برابر رقیب مستقیم خود (ایران) بازدارندگی نسبتاً مؤثری ایجاد کند؛ هرچند در جبهه یمن و تنگه بابالمندب همچنان ظرفیت بالقوهای برای اعمال فشارهای غیرمستقیم باقی مانده است.
در این نبردِ فرسایشی، پرهیز از تله تنش و توانایی تحلیل بردن اراده اقتصادی و سیاسی طرف مقابل، نتیجه نهایی را رقم خواهد زد. با این حال، هنگامی که این چارچوب کلانِ تابآوری را به بخشهای غیرنظامی (بهویژه شرکتهای هواپیمایی ایرانی و شرکت فرودگاهها و ناوبری هوایی ایران) تعمیم میدهیم، با واقعیتهای فنی و اقتصادی کاملاً متفاوتی روبهرو میشویم.
صنعت هوانوردی ایران دهههاست که به دلیل تحریمها و با اتکا به حمایتهای دولتی، تخصص ویژهای در دور زدن محدودیتها، سازگاری با بحران و سرپا نگهداشتن ناوگان فرسوده خود پیدا کرده است؛ هرچند این روند، هزینههایی چون ناکارآمدی، اداره بسیار گران، رانت، فساد و سوداگریهای بخشی را به زیان منافع کلان ملی به همراه داشته است. اما اکنون و در سایه تنشهای حاد منطقهای، این بخش با فشارهای مضاعف و فلجکنندهای مواجه است: لغو مکرر پروازها، بحران خونریزی نقدینگی، افت شدید درآمدهای ارزیِ حیاتیِ حاصل از پروازهای عبوری (Overflight) و جهش ناگهانی هزینههای عملیاتی و بیمه.
تفاوت اساسی در اینجاست که اگرچه «صبر سیاسی و راهبردی» در سطح حاکمیت میتواند بسیار طولانی باشد، اما «صبر فنی و مالی» در صنعت هوانوردی محدودیتهای فیزیکیِ سخت و شکنندهای در افق زمانی دو تا شش ماه آینده دارد. عبور از این شرایط بحرانی و تجدید ساختار صنعت، نیازمند کنار رفتن مدیران فعلی و روی کار آمدن نسل جدیدی از تکنوکراتهاست؛ نخبگانی که ذهن و کارنامه آنها به ناکارآمدیهای اجرایی گذشته آلوده نشده باشد. تقابل امروز، تقابلِ مدیران متخصصی است که انزوایی خودخواسته را ترجیح دادهاند، با مدیرانی که با چارچوبهای ذهنی کهنه و رویکردهای مبتنی بر سرسپردگی، پستهای سازمانی را اشغال کردهاند. اصرار بر بسته نگهداشتن حلقه مدیریتی، حفظ بانیان وضع موجود یا انتصاب افرادی با همان ساختار فکری صلب و سنتی، آسیبی کمتر از ضربات مستقیم دشمنان نخواهد داشت.
با وجود اتکا به حمایتهای دولتی، شرکتهای هواپیمایی ایرانی و شرکت فرودگاهها و ناوبری هوایی ایران شاید بتوانند طی این افق زمانیِ کوتاه تا حدی دوام بیاورند، اما این تابآوری ماهیتی بهشدت فرسایشی دارد. تداوم طولانیمدت این شرایطِ بدون تنفس و قطع گردش خون نقدینگی، به دلیل استهلاک سریع قطعات و افت استانداردهای ایمنی، ظرفیت تحمل این شرکتها را به نقطه شکست نزدیک کرده و بقای آنها را از یک «مسئله راهبردی» به یک «بحران روزمره و پرخطر» تنزل خواهد داد. خود شرکتهای هواپیمایی و شرکت فرودگاهها و ناوبری هوایی ایران نیز بهتر است به این موضوع امیدوار نباشند که می توانند صورتحساب های خسارات و حتی سودهای عدمالنفع را به حساب دولت منظور یا از محل تعهدات مالیاتی و … خودشان تهاتر نمایند. شایسته است سازمان هواپیمایی کشوری به عنوان نماینده حاکمیت در صنعت هوانوردی و حملونقل هوایی ایران و نقش رگولاتوری آن مراقبت نماید تا پیش پای منافع بخشی یا بنگاهی مصالح و منافع عمومی جامعه در این دوران حساس قربانی نشود. امید است تا دیر نشده تدابیری اندیشیده شوند؛ پیش از آنکه این شائبه در افکار عمومی شکل بگیرد که اصولاً و اساساً، خود مجموعه دولت محترم و وزارت راه و شهرسازی، به صورت ناخواسته، پیشگامتر از دشمنان، در حال وارد کردن مهلکترین ضربات به پیکر نیمهجانِ صنعت هوانوردی ایران است.


