ترابران: در شرایط کنونی و با توجه به محدودیت شدید منابع مالی بهویژه پس از افزایش هزینههای مترتب بر آسیبهای جنگ در پروژهها، تا چه میزان نگاه اولویتبندی در اجرای پروژههای عمرانی حملونقل حاکم شده است؟ آیا رویکرد ایجاد ارزش از طریق زیرساختها جایگزین رویکرد صرفاً افتتاحمحور شده و از فیلتر سختگیرانه اقتصادی برای تکمیل پروژههای نیمه تمام استفاده میشود تا پروژهای افتتاح شود که چه در راه و چه در ریل گرهای از تقاضای مسافر و بار باز کند؟
هوشنگ بازوند، معاون وزیر و مدیرعامل شرکت مادر تخصصی ساخت و توسعه زیربناهای حملونقل کشور در پاسخ به این پرسش، توضیح داد: «بحث اولویتبندی در شرایط کمبود منابع، از نظر منطق کارشناسی یک ضرورت اساسی و غیرقابلانکار است؛ اما اجرای آن در عمل چالشهای بسیار پیچیدهای به همراه دارد. با وجود درستی این منطق، اولویتبندی همواره با انتقادها و مقاومتهای شدیدی، بهویژه در سطح مناطق و استانها، مواجه میشود. واقعیت این است که مطالبات منطقهای و انتظارات مردمی و محلی وجود دارد و در صورت عم پاسخگویی به این مطالبات، این شکایت مطرح میشود که چرا فلان پروژه به نتیجه نرسیده است. بنابراین، پافشاری در برابر اولویتبندیها یک چالش مدیریتی همیشگی برای ماست.»
او با اشاره به راهکار این شرکت برای شفافسازی فرآیند تخصیص منابع افزود: «ما این مسئله و رویکرد اولویتبندی را به سازمان برنامه و بودجه منتقل کردهایم. در حال حاضر، این سازمان برنامه و بودجه است که پروژهها را اولویتبندی کرده و تخصیص اعتبارات را دقیقاً بر مبنای این شاخصها انجام میدهد. به بیان روشنتر، اگر پروژهای از اولویت لازم برخوردار نباشد و اعتباری از سوی سازمان برنامه به آن تخصیص نیابد، از لحاظ اجرایی و مالی امکان پیشبرد آن برای شرکت ساخت وجود نخواهد داشت.»
او افزود: «اولویتبندی سازمان برنامه هم اغلب براساس سفرهای استانی رئیسجمهور، مناطق محروم و مناطق جنگزده تنظیم میشود.»
مدیرعامل شرکت ساخت و توسعه در خصوص میزان تأثیرگذاری فشارهای پیرامونی بر این تصمیمگیریها تصریح کرد: «اگرچه فشارهای منطقهای و محلی همچنان در سیاستگذاریهای سازمان برنامه نیز اثرگذارند و نمیتوان گفت بیتأثیر هستند، اما در حال حاضر، ملاک اصلی تخصیصها، همان اولویتبندیهای تعیینشده از سوی سازمان برنامه و بودجه است.»


