تلاقـی امداد، بودجه و فرسودگی
در ایران که سرزمینی گسترده با اقلیم متنوع و بلاخیز است، صنعت هلیکوپتری از یک ابزار لجستیکی ساده در مدیریت بحران فراتر رفته و به یک توانمندی استراتژیک و دارایی حیاتی و امنیتی تبدیل شده است. این صنعت که مسیر پرچالشی را از دوران پیش از انقلاب تا به امروز پیموده و اندکاندک به کاربری امدادی تجهیز شده است، همچنان در تنگنای تحریم و کمبود بودجه قرار دارد و معضل فرسودگی هر روز بیش از پیش این ناوگان را تهدید میکند؛ تا جایی که کاپیتان محمد نوروزی، کارشناس این حوزه نیز اذعان دارد با وجود اینکه هلالاحمر و اورژانس با بهرهگیری از خلبانان مجرب بازنشسته توانستهاند چتر حمایتی خود را بر تمامی استانهای کشور بگسترانند، اما محدودیتهای بودجهای و سد تحریم توان عملیاتی این یگانهای امدادی را مثلاً در ساعات شب تحت تاثیر قرار داده است.
نوروزی با بیان اینکه ما هیچگونه ضعفی در امداد هوایی نداریم و بالگردهایمان در هرگونه منطقه صعبالعبور عملیات انجام دادهاند، تاکید میکند که اکنون نوسازی ۶۰ فروند بالگرد برای پوشش کامل جغرافیای ایران، نه یک انتخاب، بلکه ضرورتی برای عبور از نگاه سنتی به مدیریت بحران و ارتقای امنیت جان شهروندان در برابر حوادث غیرمترقبه است.
کاپیتان محمد نوروزی، یکی از خلبانان مجرب و شایسته هلال احمر بهمنظور ارائه تصویری از صنعت هلیکوپتری کشور در حوزه امداد، نجات و اطفای حریق با نگاهی به گذشته گفت که پیش از انقلاب، ایران جزء کشورهایی بود که حدود ۱۲۰۰ فروند بالگرد نو و دستدوم در اندازهها و انواع مختلف مانند بل ۲۰۵، ۲۰۶، ۲۱۲ و ۲۱۴، شونوک، سیکورسکی RH و SH و کبرا داشت که پایگاههای نظامی را در سراسر کشور بهخوبی پوشش میدادند. با این حال، در آن زمان ناوگانی به نام «ناوگان امداد و نجات» وجود نداشت و کل پرندهها در خدمت بخش نظامی بودند؛ چرا که آتشسوزی جنگلها و حوادث غیرمترقبه کمتر رخ میداد و حساسیت یا اطلاعرسانی چندانی درباره حوادث وجود نداشت.
او اظهار کرد: «بعد از آن، سازمان خدمات بالگردی (ساخه) پشتیبانی سکوهای نفتی و جزایر را در ابتدا (البته بهصورت محدود) با بالگردهای لاما و آلوئت انجام میداد که در ادامه، با اضافه شدن بالگردهای بل ۲۱۲ و ۴۱۲، این پشتیبانیها بهتر شد و بعد از انقلاب نیز روند تازهای به خود گرفت. در عین حال، با شروع جنگ و از بین رفتن تعدادی از بالگردهای ما در جنگ، باید بالگردهای جدید خریداری میشد که با حضور شرکتهای خصوصی بهکارگیری بالگردهای ۲۱۲ و ۴۱۲ به پشتیبانی نفتی اضافه شد.»
کاپیتان نوروزی با اشاره به اینکه کمکم نیاز کشور در بحث امدادی و اطفای حریق به بالگرد بیشتر شد، در حالی که تعداد بالگردهای ساخه کمتر هم شده بود، تصریح کرد: «این شرایط باعث شد که هلالاحمر با استفاده از بالگردهای جدید روسی و بهرهمندی از خلبانان مجرب بازنشسته سازمانهای مختلف، مجموعه خوبی را در بحث امداد و نجات و اطفای حریق شکل دهد و استانهای بیشتری را تحت پوشش قرار دهد. از سوی دیگر، با همکاری سازمان اورژانس کشور که تعدادی بالگردهای کوچک از اروپا خریداری کرده بود، در امر امدادرسانی انجام وظیفه میکند.»
بنابراین بر اساس این روایت، در حال حاضر تعداد زیادی از استانهای کشور تحت پوشش امداد و نجات هلالاحمر هستند، بهگونهای که با توجه به قدرت بالای بالگردهای میل و همچنین تجهیز به سبد اطفای حریق، در حوادثی که امکان خاموش کردن آتش به دست نیرویهای انسانی وجود ندارد، هلالاحمر با هماهنگی ستاد مدیریت بحران، سازمان محیطزیست، جنگلبانی و… وارد عمل میشود.
او خاطرنشان کرد: «البته اکنون در کشور فقط بالگردهای میل این کار را انجام میدهند؛ زیرا بالگردهای دیگر هیچ کدام توان حمل ۴ تن آب را ندارند و تقریباً قدیمیتر هستند.»
این استاد خلبان در بخش دیگری از سخنان خود به تجهیز یک فروند هواپیمای ایلیوشین ۷۶ به سیستم آبگیری تا ۴۰ تن توسط نیروی هوا و فضای سپاه اشاره کرد و توضیح داد که به همین دلیل، در عملیات بزرگ اطفای حریق، کار مشترکی بین هواپیما و بالگردهای میل سپاه با بالگردهای میل هلالاحمر انجام میشود و حتی تجهیزات فوق در کشورهای همسایه در زمان بحران با موفقیت وارد عمل شدهاند.
او همچنین به افزوده شدن پهپادهای امداد و نجات به سازمان هلالاحمر نیز اشاره و تصریح کرد: «بهرهگیری از پهپادها، حجم پروازهای بالگردی را کاهش میدهد. همچنین در وضعیتی مانند شبهنگام، شرایطی با دید کم، حجم دود بالا و نبودن امکان پرواز بالگرد برای شناسایی، ما به یک چشم برای کنترل شرایط و مدیریت بحران نیاز داریم که بتواند نقطه کانونی بحران، حجم آتشسوزی، حجم سیل، حجم زلزله و… را برای ما رصد و مشخص کند که یگان تخصصی پهپادی ذیل هلالاحمر میتواند این نیاز را پوشش دهد؛ چراکه محدودیت آنها در دسترسی به کانون بحران کمتر و هزینه آنها هم یکهزارم بالگرد است.»
مصائب امداد هوایی
این خلبان کارآزموده با اشاره به ماهیت و مشکلات پرواز و امداد، نجات و اطفای هوایی، این کار را بسیار خطرناک و سخت نامید که به تخصص و تجربه بالایی برای انجام این ماموریت نیاز دارد و اطمینان داد که هلالاحمر در این شرایط خاص عملکرد خوبی ثبت کرده است.
بدون شک انجام این ماموریتهای دشوار آن هم در شرایط خاص آبوهوایی مانند مهآلودگی و جغرافیایی مثل کوهستانهای صعبالعبور و جنگلهای متراکم مصائب عدیدهای دارد. کاپیتان نوروزی یکی از این مصائب را دسترسی به منابع آبی با حداقل ۶ تا ۷ متر عمق برای پر کردن سبد اطفای حریق دانست و گفت: «چنین امکانی بهدلیل کمآبی و نبود سد یا رودخانه پرآب در اطراف بسیاری از جنگلهای ایران بهندرت فراهم میشود، تا آنجا که گاهی ما مجبوریم بین ۱۰ تا ۲۰ کیلومتر از محل وقوع حادثه دورتر برویم تا بتوانیم آبگیری انجام دهیم که همین موضوع فشار زیادی به بالگرد وارد میکند و موجب فرسودگی شدید میشود؛ بهعنوان نمونه، با توجه به آتشسوزیهایی که در جنگلهای شمال، کردستان و لرستان رخ داد، ما مجبور بودیم مسیرهای طولانی را با سبد آب پرواز کنیم و اطفا را انجام دهیم.»
به گفته کاپیتان نوروزی؛ ما در کشورمان از نظر امداد هوایی دچار هیچ گونه ضعف نیستیم و بالگردهای ما در صعبالعبورترین مناطق در اقصی نقاط کشور هر کجا که نیاز بوده، حاضر شده و فعالیت کردهاند. در مجموع، با وجود مشکلات بسیار در حوزه تعمیر و نگهداری با توجه به تحریمهای موجود، کل استانها با همکاری یگانهای بالگردی در سطح کشور اعم از ارتش، سپاه، اورژانس و هلالاحمر با همپوشانی یکدیگر تحت پوشش هستند.
مانع تحریم؛ چاله بودجه
او درباره میزان فرسودگی و شرایط سنی بالگردهای فعال در حوزه امداد، نجات و اطفا، سن بالگردهای مربوط به پیش از انقلاب را بالغ بر ۵۰ سال دانست و افزود: «عمر بالگردهای هلالاحمر نیز حدود ۱۵ سال است که باید به مرور جوانسازی شود؛ با این حال سرفصل همه مشکلات ما برای نوسازی ناوگان بالگردی تحریمها و پس از آن کمبود بودجه است، زیرا خرید بالگرد به بودجه سنگینی نیاز دارد و قیمتش به دلیل پیچیدگی و تکنولوژی پیشرفته آن از هواپیمای مسافربری هم بالاتر است؛ یعنی با هزینه خرید یک بالگرد میتوان مثلاً ۲ فروند هواپیمای مسافربری دستدوم مناسب خریداری کرد.»
او تصریح کرد: «متاسفانه اکنون پرندههای ما برای پرواز در شب و وارتفاع پایین محدودیت دارند؛ به همین دلیل گاهی مجبور میشوند منتظر بمانند تا شرایط جوی مساعد شود و مثلاً ابر و باد و مه از بین رود؛ در حالی که بالگردهای مدرن این محدودیتها را ندارند و با تجهیزات کامل اتوپایلوت، سیستمهای دید در شب و… پرواز را برای خلبان بسیار راحت میکنند و ترسی برای مواجه شدن با موانع باقی نمیگذارند. خوشبختانه خرید بالگردهای میل با تجهیزات دید در شب و ناوبریهای جدید در دست اقدام جدی هلالاحمر است.»
به گفته نوروزی، با احتساب ۳۰ استان، اگر بخواهیم زمانی به یک ناوگان بالگردی امداد، نجات و اطفای حریق مناسب با توجه به وضعیت جغرافیایی و پراکندگی جمعیتی آن برسیم، حداقل به ۶۰ فروند بالگرد نو نیاز داریم.
او خاطرنشان کرد: «باید بالگردهای قدیمی که عمرشان به پایان رسیده، کنار گذاشته شود و نوسازی ناوگان صورت پذیرد این جوانگرایی و نوسازی، هم ایمنی پروازی را بالا میبرد و هم امنیت جان و توانمندی خلبانها و تیم فنی را افزایش میدهد.»
او درباره ورود سازمانهای مختلف مانند سازمان بنادر و جنگلبانی به بحث مالکیت بالگرد امدادی نیز گفت: «در گذشته اقداماتی در این زمینه انجام شد، ولی از نظر هزینه برای آنها مقرون بهصرفه نبود، زیرا مثلاً سازمان جنگلبانی باید چندین فروند بالگرد خریداری میکرد تا بتواند جنگلهای کشور را پوشش دهد، در حالی که هزینه تعمیر، نگهداری، ساخت آشیانه، جذب کادر متخصص و خلبان – علاوه بر منبع مالی برای خرید بالگردها – هزینه هنگفتی رقم میزند که باعث میشد این کار بهصرفه نباشد.»
کاپیتان نوروزی تاکید کرد: «اگر مجلس یا دولت بودجهای را برای تجهیز هلالاحمر تعیین کند تا بالگردهای بهروز و با تجهیزات کامل برای استانها خریداری شود، چون هلالاحمر زیرساختهای لازم را به همراه تخصص ۳۰ساله دارد، کارسازتر است. همچنین سازمانهای نظامی هم میتوانند در این بحث وارد شوند، هرچند نظامیان ماموریت خودشان را دارند و شاید در زمان بحران، آنها مشغول ماموریت خودشان باشند.»
عملکردی بهتر از همه
پس از اینکه کاپیتان نوروزی شرایط ایران را برای خرید و نوسازی بالگردها و همچنین مشکلات ایران را در این زمینه برشمرد، از او خواستیم جایگاه صنعت بالگردی ایران را با کشورهای دیگر مقایسه کند.
پاسخ کاپیتان نوروزی این بود که با وجود تحریمها، درگیری با جنگ و مشکلات عدیده دیگر، ما نهتنها توانستهایم توانمندی عملیاتی خود را حفظ کنیم، بلکه کشورهای همسایه نیز در مواجهه با بحران از ایران درخواست کمک میکنند که ما با توجه به حس انساندوستی و همچنین همکاریهای بینالمللی با کشورهای همسایه این خدمترسانی را برای آنها برعهده میگیریم.»
او تاکید کرد هیچکدام از آنها مانند ما در این زمینه سرمایهگذاری نکردهاند و اغلب در زمان وقوع سانحه، با توان نظامی وارد عملیات میشوند، تا آنجا که نظامیان حتی با لباس نظامی و سلاحهایشان در مواقع بحران برای امدادرسانی و اطفا به میدان میآیند؛ ولی ما نیرو و توان اختصاصی برای این کار داریم چراکه کشوری بزرگ با اقلیمهای مختلف هستیم.
این خلبان مجرب در هلالاحمر توضیح داد: «ما در جنوب کشور باید پرواز روی آب را با وجود تجهیزات دریایی انجام دهیم، در استانهای غرب کشور باید توان پرواز در ارتفاعات بالای ۱۲ تا ۱۵ هزار پا و امدادرسانی و اطفا را داشته باشیم. در شمال کشور نیز باید توان و تخصص لازم در مواجهه با پوشش گیاهی و کوههای آن منطقه را داشته باشیم؛ بنابراین برای پوشش این استانها به کمک بالگردهای هلالاحمر و در کنارش اورژانس (بهشکل محدودتر) این توانمندی ایجاد شده است. در نتیجه غلو نیست که میگوییم با توجه به شرایط، ما از همه کشورهای دیگر بهتر هستیم. علاوه بر این، در کشورهای دیگر با وجود تجهیزات و امکانات بهتر و بهروز، به اندازه ما همراهی و همپوشانی وجود ندارد، مثلاً در حادثهای که برای بندر شهیدرجایی رخ داد، چه هواپیمای اطفای حریق، چه بالگردهای هلالاحمر و نظامی همه بسیج شدند.»
به گفته کاپیتان نوروزی؛ روزی نیست که بالگردهای کشور ما فعالیت نداشته باشند. ماموریت و فعالیت آنها به اندازهای است که بعید به نظر میرسد شخص یا نهادی تاکنون توانسته باشد آمار جامعی از فعالیتهای انساندوستانه و امدادی آنها جمعآوری کرده باشد.
چرایی تاخیر در امداد هوایی
در کنار توضیحات کاپیتان نوروزی درباره امدادرسانی و اطفای حریق هوایی، انتقاد افکار عمومی قرار دارد. آنهایی که معتقد هستند بالگردها یا هواپیمای ایلیوشین همیشه با تاخیر به محل حوادث بزرگ (مانند آتشسوزی جنگلهای هیرکانی) میرسند. کاپیتان نوروزی این دوگانگی را چنین توضیح داد: «برای انجام چنین عملیاتی، در یک ستاد مدیریت بحران تصمیمگیری میشود نه در نیروهای نظامی، هلالاحمر یا اورژانس. در واقع، هیچ کدام از آنها حق ورود به این عملیات را ندارند مگر بنا به دستور ستاد مدیریت بحران که زیرمجموعه وزارت کشور است. این ستاد تعیین میکند که چه نهادی با چه توانی و به چه ترتیبی وارد شود و کدام نهاد مشارکت نداشته باشد (حتی اینکه چه تعداد و چه عملیاتی انجام شود) بنابراین اگر احساس میشود دیر یا زود شده است، به بررسیهای آن ستاد بستگی دارد نه به سرعت ورود نیروهای نظامی، هلالاحمر یا اورژانس. این را هم در نظر بگیرید که در همه استانها یک ستاد بحران هم زیر نظر استانداریها وجود دارد که آنها هم زیر نظر ستاد بحران در کشور این امور را هماهنگ میکنند.»
او افزود: «در اوج وضعیت ناپایدار و بد جوی، عملیات بالگردها علیرغم همه خطرات انجام شده است. وقتی فاصله بین کوهها در ارتفاع پایین با ابر پوشیده میشود، ما اصلاً هیچ دیدی از آتش نداریم و با وجود اینکه ۴ تن آب هم به صورت آویزان توسط بالگرد حمل میشود نمیتوانیم در جنگلی که دهها هزار کیلومتر مربع وسعت دارد، آب را خالی کنیم؛ پس مجبوریم آب را در نقطهای که حجم آتش زیادی وجود دارد، بریزیم. وقتی نقطه بحرانی دیده نمیشود حتی وجود هواپیمای ایلیوشین هم نمیتواند کاری از پیش ببرد. فقط هزینه میلیاردی و هنگفت به بار میآورد، بنابراین ممکن است گاهی حضور دیرهنگام امداد هوایی به همین دلیل باشد. با این حال، باید در این زمینه کار کارشناسی انجام شود.»
این خلبان مجرب و کارآزموده هلالاحمر یادآور شد: «مثلاً ما یک عملیات امداد و نجات در سمت غرب کشور در بخش کوهستانی داشتیم که هم حجم برف بسیار زیاد بود و هم باد با سرعت بالای ۷۰ تا ۸۰ کیلومتر در بین کوهها میوزید که هیچ وسیله پرندهای امکان استقامت در برابر چنین بادی را نداشت؛ بنابراین بالگردها دو روز در منطقه مستقر بودند و نمیتوانستند پرواز کنند تا اینکه شرایط جوی مهیا شد. در چنین شرایطی تاخیر به دلیل عدم تصمیمگیری یا عدم درخواست برای ورود بالگردها به حادثه نبوده است.»
آموزش در گرو نوسازی و تامین بودجه
در بخش دیگری از این گفتوگو، با توجه به اینکه در حوزه امداد، نجات و اطفای حریق از خلبانهای مجرب و بازنشسته ارتش و سپاه بهره گرفته میشود، از کاپیتان نوروزی درباره ضرورت و امکان آموزش نیروی انسانی جوان پرسیدیم. او با بیان اینکه میتوانیم به چنین حوزهای ورود کنیم، اما مشکل اصلی ما گرانی سیستمهای آموزشی است، گفت: «در سالهای گذشته، یک خلبان هواپیمای تکموتوره میتوانست با ۴۰۰ تا ۵۰۰ میلیون تومان هزینه برای گذراندن کلاسهای آموزشی، خلبان هواپیماهای مسافربری شود اما در بحث بالگرد به دلیل گران بودن پرنده و ساعت پرواز تقریباً امکان اینکه شرکتها و سازمانها بخواهند نیروی جوان تربیت و جذب کنند، وجود ندارد، در حالی که نیروهای بازنشسته ارتش و سپاه تجارب ارزندهای داشته و دیگر به آموزش کامل نیاز ندارند. آنها در سن حدود ۴۵ تا ۵۰ سال جذب میشوند و تا ۶۵ سالگی توانمندی پرواز را دارند. به همین دلیل، هلالاحمر و اورژانس از آنها بهره میبرند.»
او افزود: «اما در کشور مدرسه هلیکوپتری فعال نداریم. ارتش و سپاه این امکان آموزشی را دارند، برای خودشان دانشجو جذب میکنند، آموزش خلبانی میدهند و به یگانهای نظامی تقدیم میکنند، اما غیر از آن، چیزی وجود ندارد. حتی فعالیت مدرسههایی هم که پیش از این راهاندازی شده بود، به دلیل مشکلات فنی و مالی متوقف شده است.


