۱۴۰۵-۰۵-۲۸
مرداد ۲۸, ۱۴۰۵
مرداد ۲۸, ۱۴۰۵

گذر از امدادهای سنتی به سمت رویکردهای نوین ضرورتی گریزناپذیر است

امداد هوایی اگرچه شاهراه نجات در بحران‌های کشور است، اما پشت هر سورتی پرواز آن، نبردی دشوار با تحریم‌ها و فرسودگی ناوگان جریان دارد؛ گزارشی از گفت‌وگو با رئیس امداد و نجات هوایی هلال‌احمر درباره چالش‌های این مأموریت‌های مرگ و زندگی.
امدادهای سنتی

پـرواز در مـدار بحـران

آن‌گاه که آتش به جان میراث سبز ایران، دامنه‌های افراشته زاگرس، بندرگاهی در کرانه خلیج‌فارس و هر خطه‌ای از این سرزمین کهن می‌افتد و زمین در محاصره دود و التهاب شعله‌ها قرار دارد یا هنگامی که فردی مستاصل از سیل، زلزله یا حادثه در منطقه‌ای دورافتاده و صعب‌العبور که راه را بر هر رهگذری می‌بندد چشم به امداد می‌دوزد، راه آسمان تنها پناه و چاره است. در چنین کارزاری که هر ثانیه‌ای می‌تواند حیات را به خاکستر و ممات تبدیل کند، امداد هوایی نه یک ابزار و امکان که شاهراهی برای مقابله با فاجعه است.
با این حال، با وجود توانمندی نیروهای هلال احمر و داشتن ناوگان ملکی، پشت پرده هر سورتی پرواز امداد یا اطفای هوایی، ماجرایی از جدال با تحریم، نبود بالگردهای مدرن و نو، پیچیدگی‌های بوروکراتیک و هماهنگی با نهادهای دیگر وجود دارد که ما برای آگاهی از این مشکلات و ارزیابی توان امداد و اطفای هوایی عازم مرکز امداد هوایی سازمان هلال احمر در بزرگراه فتح شدیم و پای سخنان مجتبی امامیان، ریاست امداد و نجات هوایی این سازمان نشستیم.

ترابران: در آغاز، برای اینکه بتوانیم یک ارزیابی از توان هلی‌کوپتری سازمان امداد و نجات هلال‌احمر داشته باشیم، بفرمایید که این مرکز چند فروند ناوگان هوایی امداد، نجات و اطفا دارد و هر کدام از آنها در چه زمینه‌ای استفاده می‌شود؟

در حال حاضر، سازمان امداد و نجات هلال‌احمر ایران ۲۱ فروند بالگرد ملکی سبک و نیمه‌سنگین در مدل‌های غربی و شرقی دارد. با این حال، با توجه به قابلیت‌های بالگردها، شرایط جغرافیایی کشور و دارا بودن مناطق مختلف جغرافیایی و آب‌وهوایی، اغلب از بالگردهای شرقی یا همان بالگرد خانواده Mil در حوزه امداد، نجات و حتی اطفای حریق استفاده و به کمک سبدهای اطفای حریق (firefighting)، آب یا هر پودر خشک دیگری برای خاموش کردن آتش حمل می‌شود. ضمناً این ناوگان به بالگردهای Bell 214 که مشخصاً برای جغرافیایی مانند ایران با قدرت موتور خیلی بالا اما تک‌موتوره ساخته شده و بالگرد Bell 412 و Bell 205 مجهز بوده که ساخت کارخانه بل در کشور آمریکا و کانادا است.
ما با همه بالگردهایمان می‌توانیم تجهیزات و نفرات را جابه‌جا کنیم، با این تفاوت که بالگردهای Bell قابلیت بستن سبدهای اطفای حریق را البته با ظرفیت کمتری نسبت به میل دارند.
ناگفته نماند که جمعیت هلال‌احمر در حال حاضر، برای بالگردهای Bell سبد اطفای حریق در اختیار ندارد. گاهی هم عمر بالگردها اجازه این عملیات را به ما نمی‌دهد، زیرا ریسک عملیات را بالا می‌برد. از سوی دیگر، با توجه به توان موتور کمتر در بالگردهای تک‌موتوره، بهتر است که فقط در حد جابه‌جایی تجهیزات و نیرو از آنها استفاده شود.

ترابران: جنابعالی به عمر بالگردها برای اطفای حریق اشاره کردید، وضعیت سنی بالگردهای هلال‌احمر چگونه است؟ آیا به سن فرسودگی رسیده‌اند؟ به صورت معمول چند درصد آنها عملیاتی هستند؟

برخلاف چیزی که مردم تصور می‌کنند و گزارش‌هایی که از باور عمومی جامعه به ما می‌رسد، بالگردهای ما فرسوده نیستند و به غیر از Bell 412 و Bell 205، بالگردهای دیگر در سال‌های ۲۰۰۸، ۲۰۰۹، ۲۰۱۲ و ۲۰۱۶ تولید شده‌اند. البته ما به بالگردهای بیشتری نیاز داریم، اما میانگین سنی ناوگانمان به مرحله فرسودگی نرسیده است.
همچنین به این نکته باید توجه شود که بالگرد یا هر نوع پرنده دیگر، مانند خودرو نیست که بگوییم با اشکال، نقص یا ایراد جزئی هم می‌توان آن را روشن کرد و به مسیر ادامه داد و در نهایت هم اگر خراب شد کنار جاده یا خیابان رفت تا نیروهای امدادی برسند. در بالگرد کوچک‌ترین ایراد یا نقص هم باید برطرف شود و پرنده به‌صورت ۱۰۰ درصد آماده پرواز باشد. در غیر این‌صورت حتماً شاهد اتفاقات ناگوار خواهیم بود. ضمناً قطعات و تجهیزات بالگردها مانند هواپیماها و… یک عمر کارکرد و یک عمر تقویمی دارند که در زمان سررسید هر کدام از این تاریخ‌ها – حتی با داشتن تاییدیه برای پرواز – آن قطعه و تجهیزات موردنظر باید اورهال شود؛ بنابراین اگر بالگردهایمان فرسوده بودند به هیچ عنوان مجوز پرواز نداشتند. ضمن اینکه ما الزامات پروازی داریم و خلبان‌ها هر ۳۰ روز تا ۴۰ روز یک بار باید پرواز کنند و آمادگی کامل برای پروازهای امدادی و لحظه‌ای داشته باشند.

ترابران: علاوه بر تحریم‌ها، چه موانعی و محدودیت‌هایی در زمینه تعمیر و نگهداری بالگردها دارید؟

بخشی از مشکل مربوط به تحریم‌ها است که به خودی خود، مانع بسیار بزرگی بر سر راه تامین قطعه و نوسازی ناوگان به شمار می‌رود و بخش دیگر، چه در زمینه نوسازی و چه در تعمیر و نگهداری، مربوط به بودجه و مشکلات بوروکراسی است. اگر از مشکلات بودجه‌ای نام می‌بریم به دلیل نوسان دلار است.
در مجموع، هلال‌احمر ایران در حال حاضر، در بخش راهبری و نگهداری بالگردها با شرکت «نوید» قرارداد دارد که غالباً متشکل از بازنشسته‌های مجرب نیروهای مسلح یا هواپیمایی کشوری است. شرکت نوید تا حدودی در زمینه نگهداری هم فعالیت دارد و تعمیرات را هم شرکت پشتیبانی و نوسازی بالگردهای ایران (پنها) وابسته به وزارت دفاع، شرکت پارس وابسته به نیروهای مسلح، شرکت بهارستان قشم و… برعهده گرفته‌اند. با این وجود، برای برخی مسائل نیاز هست که کشور سازنده حتماً وضعیت را بداند و تایید کند.

ترابران: اگر بخواهیم وضعیت ناوگان امدادی ایران را چه در حوزه امداد و چه اطفای حریق با کشورهای منطقه یا بهتر بگوییم با کشورهای مشابه با وضعیت جغرافیایی ایران مقایسه کنیم، تصویر به دست آمده حاکی از چه وضعیتی است؟

نخست باید بگویم که متاسفانه ما به خودتخریبی بزرگی دچار هستیم که فقط به مبحث هوانوردی و امداد، نجات و اطفای هوایی هم محدود نمی‌شود و به نظر می‌رسد علت آن نبود اطلاعات کافی، شفاف و دقیق است. در همین زمینه بد نیست بدانید که ما برخلاف همه جمعیت‌های هلال‌احمر یا صلیب سرخ در کشورهای دیگر، دارای ناوگان ملکی هستیم؛ حتی وقتی رئیس سازمان هلال‌احمر ایران در یک سمینار در کشور امارات متحده عربی اعلام کرد که هلال‌احمر ایران ناوگان ملکی دارد، آنها تعجب کرده و گفتند مگر شما ارتش هستید؟! ارتش ما به اندازه جمعیت هلال‌احمر شما بالگرد دارد!
من مسئله‌ای را برای شما بازگو می‌کنم و ارزیابی آن را به عهده شما و خوانندگانتان می‌گذارم. من در هواپیمای آبی – خاکی برییف Be-200 روسیه یعنی تنها جت آب‌نشین عملیاتی جهان که برای اطفای آتش بندر شهیدرجایی آمد، نشسته‌ام. همچنین مسئولیت هماهنگی آنها را در عملیات اطفای حریق شهیدرجایی به عهده داشتم و باید بین سازمان مدیریت بحران کشور، استانداری، اداره بنادر استان و… هماهنگی ایجاد می‌کردم. با تکیه بر این تجربیات می‌گویم که هواپیمای ایلیوشین سپاه که به همت متخصصین نامی کشور تغییر کاربری داده، هیچ چیزی از این هواپیما کمتر ندارد، فقط سرعت تخلیه آب در این دو پرنده متفاوت است. در کل، نمی‌خواهم بگویم ما خیلی خوب هستیم، اما به اندازه‌ای توانمندی داریم که کشورهای همسایه در هنگام وقوع یک حادثه به ما اعلام نیاز و ما را برای امدادرسانی و اطفای حریق دعوت می‌کنند.

ترابران: اما این موضوع را هم نباید نادیده گرفت که در حوادث بزرگی مانند انفجار در بندر شهیدرجایی، آتش‌سوزی جنگل‌های الیت، سقوط بالگرد رئیس دولت سیزدهم و… از توانمندی کشورهای دیگر استفاده کردیم که شاید به مذاق بعضی‌ها خوش نیاید. همچنین گاهی تاخیر در تصمیم‌گیری و عملیات دیده می‌شود…

ببینید! در زمان سقوط بالگرد رئیس‌جمهور و هیئت همراه، به محض آگاهی از این خبر، به خاطر شرایط بد جوی با ماشین راه افتادیم و حدود ساعت ۲۳ به آن منطقه رسیدیم. تا چند ساعت بعد عملیات جست‌وجو ادامه داشت که اعلام کردند پهپاد کشور ترکیه با جست‌وجو مکان سقوط بالگرد را مشخص کرده است. جالب است که من در همان نقطه بودم، به تیم‌های امدادی اعلام کردیم و آنها را به محل اعلام‌شده فرستادیم. حتی سگ‌های هلال‌احمر نیز وارد عملیات شدند، اما متاسفانه بالگرد اصلاً در نقطه مشخص‌شده نبود و در نهایت بعد از چند ساعت مشخص شد محلی که بالگرد رئیس‌جمهور در آنجا سقوط کرده ۶ کیلومتر با این نقطه فاصله دارد؛ اما این موضوع طوری رسانه‌ای شد که گویا دیتای پهپادهای آنها راهگشا بوده، در صورتی که اصلاً چنین نبود. همان گونه که پیش از این هم گفتم ما در اطلاع‌رسانی شفاف و دقیق و سریع ضعف داریم.
درباره برخی تعلل‌هایی هم که از جانب مردم در این گونه عملیات احساس می‌شود، باید بگویم من چون آنجا حضور داشتم، تجربیات خودم را می‌گویم نه نقل‌قول اشخاص دیگر را. از ساعتی که ما به آن منطقه رسیدیم با وجود اینکه می‌دانستیم تنها ۸ نفر در آن بالگردها بودند، اما ۸۰ تا ۱۰۰ دستگاه آمبولانس و خودروی امدادی در آنجا مستقر شدند که به آن تعداد اصلاً نیازی نبود.
وجود این تعداد خودرو و نیروی امدادی در آن مکان با آن ویژگی‌های جغرافیایی و آب‌‌وهوایی موجب ترافیک و ازدحام شده بود، در حالی که به دلیل بارش باران و مه غلیظ، دید به کمتر از ۱۰۰ متر محدود شده بود و ترافیک طولانی از خودروهای امدادی در منطقه رخ داده بود که سرعت کار برای جابه‌جایی تا حدی کم شده بود.
ما پهپادهای مجهز به دوربین‌های ترمال (حرارتی) داشتیم که در فضا گشت می‌زد، اما به خاطر تراکم شدید مه هیچ تصویر و دیتایی نداشت. ذرات معلق آب – بر اثر گرمای این وسیله – موجب می‌شد که ما فقط برفک ببینیم و چیزی قابل تشخیص نباشد. این پهپادها بالاترین تجهیزات روز دنیا بودند، اما به دلیل مه غلیظ، شعاع ۱۰ در ۱۰ منطقه کوهستانی، جاده خاکی، ناشناخته بودن محل، شیب بالا، زمین گلی، دره‌های زیاد و عمیق، کار بسیار مشکل و حتی غیرممکن شده بود. بالاخره بر اثر وزش باد، ابرها باز شدند و ما از فاصله دو کیلومتری با دوربین دوچشمی یک سیاهی در جنگل دیدیم که به پهپاد مستقر در آنجا اعلام کردیم و این پهپاد هم تایید کرد که بالگرد آنجا است.
در آتش‌سوزی بندر شهیدرجایی هم چنین بحث‌هایی مطرح بود، در آنجا من مدیر عملیات بودم و ۶ بالگرد برای این کار مستقر کردیم. به‌دلیل شدت و وسعت آتش‌سوزی، دسترسی محدود به مرکز آتش، وجود مواد شیمیایی خطرناک و نیاز به واکنش سریع و موثر مهار آتش با روش‌های سنتی دشوار و حتی ممکن بود که خطرات دیگری را ایجاد کند؛ بنابراین تصمیم گرفتیم تا با استفاده از بالگرد و پرتاب سریع و مستقیم کیسه‌های پودر خاموش‌کننده به مرکز آتش، ابتدا از پیشروی آتش به سمت کانتینرها و محوطه‌های دیگر جلوگیری و سپس به اطفا کمک کنیم.
در نتیجه، چون خودم تخصص تدارکات هوایی (بارریزی) دارم، با توجه به خطرات بالای این کار، روی رکاب و کنار در باز بالگرد نشستم -البته با حمایت (هارنس) پرواز- و کیسه‌هایی بی‌کربنات سدیم به سمت کانون آتش پرتاب کردم. برخی به این اقدام ما ایراد گرفتند، اما باید بدانید که اگر پودر خاموش‌کننده بدون بسته‌بندی از ارتفاع پرتاب می‌شد، به‌دلیل جریان‌های هوایی و باد، پیش از رسیدن به کانون آتش پراکنده می‌شد و اثربخشی خود را از دست می‌داد، اما باز شدن خودکار بر اثر برخورد با سطح یا افزایش دما می‌توانست تا شعاع ۱۰ تا ۱۵ متر را پوشش بدهد. نمی‌توانم بگویم روش کاملاً کارآمدی بود، اما تاثیر خوبی داشت.
قضاوت‌هایی که از جانب مردم و حتی گاهی کارشناسان مطرح می‌شود، پایه علمی و عملیاتی ندارد، شما باید در نظر داشته باشید خلبان بالگرد باید مراقب باشد که داخل دود نرود تا دود به موتور بالگرد وارد نشود، زیرا در آن صورت احتمال اتفاق ناگوار وجود دارد. برای هدایت بالگرد باید دید بصری داشت؛ به‌ویژه در عملیات با ریسک بالا، زیرا با کوچک‌ترین برخورد احتمال سقوط وجود دارد. با این حال، فیلم‌های موجودنشان می‌دهد که با وجود غیراستاندارد بودن، خلبانان ما ریسک بالایی متحمل و نزدیک آتش شدند. آنها به توانایی خود و بالگردشان اطمینان داشتند، اما گاهی هم خلبان نمی‌تواند ریسک را بپذیرد زیرا به وسیله اعتماد ندارد.
همچنین، متاسفانه مردم به دلیل عدم آگاهی گمان می‌کنند یا به آنها چنین القا شده که مانند فیلم‌های سینمایی می‌توان در داخل بالگرد همه چیز را از بالا دید، اما در واقعیت این گونه نیست. بالگرد نمی‌تواند برای مدت زیادی به‌صورت هاور بایستد (در یک نقطه ثابت، با ارتفاع و جهت مشخص) چراکه فشار زیادی به موتورش وارد می‌شود، باید گلاید (Autorotation) داشته باشد که در این صورت هم به دلیل سرعت بالا نمی‌توان چیزی را به‌خوبی از آن ارتفاع تشخیص داد.
گفتنی است که بعد از عملیات بندر شهیدرجایی، پرسنل وزارت دفاع در استان اصفهان وسیله‌ای ساختند که به کمک آن می‌توان حدود ۲۰ کیسه پودر خاموش‌کننده آتش را به صورت اسلینگ حمل کرد تا مهندس پرواز بتواند آنها را روی آتش‌ها بریزد و دیگر نیازی نباشد که این کار به‌شکل دستی انجام شود. این کار با جرثقیل شبیه‌سازی شده و برای تست میدانی آماده است (روش حمل اسلینگ یا Sling Load به معنای جابه‌جایی بار توسط جرثقیل یا بالابر با استفاده از ابزارهای واسط انعطاف‌پذیر مانند تسمه‌، سیم‌بکسل یا زنجیر است. این اسلینگ‌ها بار را با قلاب به وسیله حمل متصل کرده و وزن آن را تحمل می‌کنند).
این را هم در نظر داشته باشید که در بحث اطفای حریق فقط استاد خلبان‌های ما فعالیت می‌کنند؛ چراکه وقتی جسمی به وزن ۴ تن زیر بالگرد به صورت اسلینگ آویزان است، شکل پاندولی به خود می‌گیرد که بسیار خطرناک است و می‌تواند خود وسیله را جابه‌جا کند. این وزن به وزن خود بالگرد که ۹ تن است اضافه می‌شود و با کوچک‌ترین اشتباه خلبان ممکن است حادثه ناگوار رخ دهد، بنابراین باید خلبان و مهندس پرواز به‌عنوان مراقب، راهنمایی‌های درستی ارائه بدهند تا شاهد اتفاق ناخواسته‌ای نباشیم.

ترابران: اگر ما توانایی این کار را داریم و در آخر هم با مساعد شدن شرایط خودمان این کار را انجام دادیم، چرا به سمت استفاده از توان کشورهای دیگر می‌رویم؟

گاهی افراد تصمیم‌گیر این کار را انجام می‌دهند تا اگر در میانه بحران، نیاز فوری ایجاد شد، تجهیزات امدادی آنها هم به‌صورت استندبای آماده باشد. این تصمیم یعنی داشتن نیروی پشتیبانی احتیاطی به‌لحاظ مدیریتی هوشمندانه است و در همه کشورها هم چنین رویکردی دیده می‌شود. این موضوع نافی قابلیت و پتانسیل مناسب ما در زمینه اطفای حریق نیست، به صورتی که در سال گذشته فقط در هلال‌احمر – به جز سپاه، ناجا، ارتش و… – ۴۰۰ ساعت پرواز firefighting داشته که حدود ۵۰ ساعت برای شهیدرجایی و ۵۰ ساعت برای جنگل‌های هیرکانی بوده است. البته آتش‌سوزی‌های دیگری هم وجود داشته که حتی رسانه‌ای هم نشده، اما هلال‌احمر حضور و عملیات موفقی در آنها داشته است. با این حال، گاهی رسانه‌ها خواسته یا ناخواسته زحمات نیروهای هلال‌احمر را نادیده و زحمات خارجی‌ها را بزرگ‌نمایی می‌کنند تا جایی که حتی فیلمی از عملیات خارجی‌ها ترند می‌شود که اصلاً مربوط به آن واقعه نیست.

ترابران: با وجود همه این توانمندی‌ها به گفته رئیس سازمان امداد و نجات هلال‌احمر، ما در کشور ۵۰ فروند بالگرد کم داریم، اما آیا برای نوسازی یا حتی بهسازی ناوگان امداد هوایی برنامه‌ای در کشور داریم؟ در راه اجرای این برنامه چه چالش‌هایی پیش روی ما قرار دارد؟

بله. با توجه به متنوع بودن مناطق جغرافیایی و همچنین شرایط کشورمان، هلال‌احمر برای نوسازی ناوگان برنامه‌هایی در دست اقدام دارد. تامین اعتبار برای خرید ناوگان نو انجام شده است و فعلاً در حال بررسی مدل‌های مختلف بالگردهای ویژه اطفای حریق از بلوک شرق هستیم که امیدواریم تا چند ماه آینده انجام شود.
این کشورها بالگردهایی دارند که پر کردن مخزن آنها با مکش و خاموش کردن آتش به دو شیوه پاشش و پرتاب انجام می‌شود؛ بنابراین می‌توانند به‌صورت نقطه‌ای آتش را خاموش کنند. با این بالگردها دیگر اصلاً لزومی ندارد برای لکه‌گیری در آتش‌سوزی‌هایی مانند جنگل‌های الیت روی بالگرد سبد ببندید، بلکه این وسیله با مخزنی که دارد می‌تواند – در صورت مهیا بودن شرایط- نقطه‌زنی کند. البته باید بگویم که الان در حال مذاکره و خرید ۴ فروند بالگرد میل از کشور روسیه هستیم که تقریباً کارهای آن کامل انجام شده است. به هر ترتیب، امیدواریم نوسازی را در گام نخست حداقل با خرید این ۴ فروند بالگرد آغاز کنیم تا در نهایت بتوانیم تقریباَ کل کشور را از نظر بالگردی پوشش دهیم.

ترابران: اگر تحریم‌ها برطرف شوند و بتوانیم از بالگردهای غربی استفاده کنیم، آیا با توجه به مختصات کشورمان آن بالگردها برای ما مفید خواهند بود؟

به‌طور کلی، تجهیزات شرقی و غربی تفاوت‌های عمده‌ای اعم از قدرت، کارایی، تجهیزات و… با هم دارند و به جرأت می‌توان گفت که بالگردهای شرقی به‌دلیل نوع طراحی برای عملیات در شرایط سخت، زره سنگین‌تر و نگهداری آسان‌تر، معمولاً نسبت به مشابه غربی، جان‌سخت‌تر و در برابر آسیب‌ها مقاوم‌تر هستند. در مقابل، بالگردهای غربی از لحاظ امکانات جانبی، شکل ظاهری و تعدد آپشن‌ها معروف‌تر و گران‌تر به شمار می‌روند.

ترابران: با توجه به امکان استفاده و بهره‌برداری از پهپادها در شرایط بحران برای ارزیابی شرایط، شناسایی عوامل حادثه‌زا، شناسایی افراد زنده یا اجساد و… آیا هلال‌احمر ایران پهپادهای ملکی هم دارد؟ در چه زمینه‌هایی از آنها بهره می‌برد؟

بله در حال حاضر، هلال‌احمر ۱۰۱ پهپاد ملکی در ۴ کلاس مختلف برای پایش و ارسال تصویر، کنترل فرماندهی، ارزیابی، جست‌وجو به‌منظور نجات با کمک هوش مصنوعی به‌ویژه در زلزله و سیل و… در اختیار دارد که دوربین آنها می‌تواند در شرایط آب‌وهوایی مناسب و در طول شبانه‌روز از منطقه بازدید کرده و از فاصله ۲۰ کیلومتری تصویر بگیرد.
به عنوان مثال، در حادثه آتش‌سوزی جنگل الیت، ما پهپادهایی را برای تشخیص محل دقیق و پراکندگی آتش‌ها اعزام کردیم تا با دوربین‌های حرارتی تعیین کنند که درجه حرارت و وسعت کدام آتش بیشتر است تا زودتر به آنها رسیدگی شود. ویژگی مثبت چنین پهپادهایی این است که می‌توانند با تشخیص و ارسال اطلاعات، ضرورت پرواز بالگردها را کاهش دهند، بنابراین در صرف هزینه و زمان صرفه‌جویی می‌کند. این موضوع را هم در نظر داشته باشید که هزینه هر یک ساعت پرواز بالگرد با هزینه خرید یک پهپاد برابری می‌کند.

ترابران: در بخش عملیات امداد و اطفای هوایی چه محدودیت‌ها و مشکلاتی دارید؟

ببینید در اصل هلال‌احمر در مقوله اطفای حریق جنگل‌ها هیچ‌گونه مسئولیتی ندارد و حضورش در چنین عملیاتی برای کمک به سازمان مدیریت بحران و پشتیبانی است.
در پاسخ به پرسش شما نیز باید بگویم که یکی از مشکلات ما در مبحث امدادرسانی مبهم بودن نوع ماموریت است، زیرا گاهی به بالگرد هلال‌احمر به عنوان بالگرد درمانی و آمبولانس هوایی نگاه می‌شود، در صورتی که چنین چیزی نیست. هلال‌احمر اصلاً تیم و کادر درمانی ندارد و صرفاً بحث ترابری را در زمان بحران اعم از سیل، زلزله، آتش‌سوزی‌های گسترده طبیعی و… بر عهده می‌گیرد تا به سرعت نیرو یا تجهیزات لازم را به منطقه بحران‌زده برساند و افرادی را از آنجا خارج کند، بنابراین در شرایط بحرانی از نظر درمان، باید کادر درمان از طرف اورژانس به ما معرفی شود. این مقوله در بخش جست‌وجو، امداد و نجات کوهنوردان بیشتر نمود پیدا می‌کند، زیرا متولی خاصی برای این موضوع وجود ندارد.
گاهی هم مردم از روی ناآگاهی از ما درخواست‌ها امداد دارند، مثلاً فردی در کوه سست و ناتوان شده و بالگرد درخواست می‌کند، اما هنگامی که بالگرد به نقطه گزارش‌شده می‌رسد فرد نمی‌خواهد به بیمارستان منتقل شود و می‌خواهد او را به پارکینگ خودروها برسانیم یا اصلاً خودش توانسته برگردد و ما می‌بینیم که چنین فردی آنجا نیست. باز هم می‌گویم، این در حالی است که هر یک سورتی پرواز بالگرد برای ما بسیار هزینه‌بر است. همچنین در جنگ ۱۲ روزه، یکی از بالگردهایمان که در فرودگاه زنجان بود، مورد اصابت یک پهپاد انتحاری قرار گرفت که خوشبختانه آسیب زیاد نبود و خودمان در حال تعمیر آن هستیم.

ترابران: و کلام آخر…

آرزو دارم بستری مهیا شود که مردم و علاقه‌مندان به پرواز با بالگرد بتوانند به صورت تفریحی سوار این وسیله شوند، اما به خاطر ماهیت هلال‌احمر و هزینه‌بر بودن هر پرواز بالگرد فعلاً این کار امکان‌پذیر نیست.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مطالب مشابه