حج با نقشهای وارونه؛
زائر تهرانی از مشهد، زائر مشهدی از زاهدان، زائر زاهدانی از کجا؟
نویسنده: محمد حسین آجیلیان ممتاز؛ کارشناس ارشد هوانوردی
اعزام حجاج در ایران همواره یکی از بزرگترین عملیاتهای لجستیکی کشور محسوب میشود؛ عملیاتی که موفقیت آن وابسته به هماهنگی دقیق میان ناوگان هوایی، زیرساختهای فرودگاهی، برنامهریزی کاروانها و تعاملات بینالمللی است. با این حال، تجربه امسال نشان میدهد این زنجیره هماهنگی در بخشهایی دچار اختلال شده است. جابهجاییهای غیرمنطقی زائران میان شهرها، بلاتکلیفی در برنامههای پروازی، مشکلات صدور ویزا، اختلال در سامانههای اطلاعاتی و نارضایتیهایی که از اسکان و خدمات گزارش شده، تصویری متفاوت از روایتهای رسمی ارائه میدهد. در شرایطی که حج برای بسیاری از ایرانیان حاصل سالها انتظار و پسانداز است، بروز چنین ناهماهنگیهایی نهتنها هزینههای مضاعف بر زائران تحمیل میکند، بلکه ضرورت بازنگری در شیوه مدیریت و برنامهریزی این عملیات ملی را بیش از پیش آشکار میسازد.
زائران تهرانی از مشهد، زائران مشهدی از زاهدان و حتی زائران زاهدان از مشهد اعزام شدند. این جمله شاید در نگاه اول شبیه یک شوخی در شبکههای اجتماعی به نظر برسد، اما در واقع یکی از دقیقترین توصیفها از وضعیت عملیات حج تمتع ایران در سال جاری است، عملیاتی که قرار بود نماد هماهنگی، اقتدار اجرایی و مدیریت بحران باشد، اما در عمل برای بخشی از زائران به تجربهای فرسایشی، مبهم و آمیخته با بیبرنامگی تبدیل شد. در حالی که سه فرودگاه امام خمینی، مشهد و زاهدان هر سه در مدار عملیاتی قرار داشتند، الگوی اعزامها به شکلی طراحی شد که زائر تهرانی برای پرواز به عربستان ابتدا به مشهد منتقل میشد، زائر مشهدی از زاهدان اعزام میگردید و حتی زائر زاهدانی نیز ناچار بود برای آغاز سفر معنوی خود راهی مشهد شود. نتیجه، شکلگیری چرخهای عجیب از جابهجاییهای داخلی بود که نهتنها هزینه و زمان مضاعف بر زائران تحمیل کرد، بلکه پرسشهای جدی درباره نحوه مدیریت عملیات حج امسال ایجاد نمود.
بسیاری از زائران استانهای غربی کشور ساعتها و گاهی بیش از یک شبانهروز در مسیر بودند تا خود را به فرودگاههای محل اعزام برسانند. در این میان، نه برنامه مشخصی برای حملونقل ریلی و زمینی وجود داشت و نه سازوکار شفافی برای انتقال کاروانها تعریف شده بود. در عمل، بخشی از مسئولیت جابهجایی بر دوش مدیران کاروانها افتاد، مدیرانی که خود نیز درگیر آشفتگیهای اجرایی، نقص اطلاعات و ابهام در برنامهها بودند. این وضعیت، بیش از هر چیز، نشانه کمبود شدید ناوگان و فقدان طراحی متمرکز در عملیات پروازی بود. در صورتیکه میتوانستند با توجه به اینکه ایرلاینهای داخلی از نداشتن پرواز و شرایط نامساعد اقتصادی گلهمند هستند را در قالب هاب و اسپوک زائران را به فرودگاههای هاب برسانند. بر اساس برنامه اولیه، قرار بود حدود ۸۵ هزار زائر ایرانی از طریق ناوگان ایرانایر و شرکت هواپیمایی الناس عربستان به حج اعزام شوند. با توجه به محدودیتهای پروازی و ضعف ناوگان داخلی، سهم شرکت سعودی حدود ۷۰ درصد پیشبینی شده بود. اما تحولات امنیتی منطقه و محدودیتهای ناشی از بسته شدن فضای پروازی، عملا ساختار اولیه برنامهریزی را بر هم زد تا جایی که ۴ فروند هواپیمای ایرانایر در عملیات حج تمتع امسال برای جابهجایی زائران وارد عمل شده که دو هواپیما از این ۴ هواپیما با هزینه سازمان حج و زیارت تعمیرات دورهای روی آنها انجام شد.
در سالهای گذشته، عملیات حج معمولا از طریق حدود ۲۱ فرودگاه کشور انجام میشد، الگویی که تا حد زیادی تحت تأثیر فشارهای استانی، مطالبات نمایندگان مجلس و اصرار مسئولان محلی برای حفظ سهم فرودگاههای استانها شکل گرفته بود. اما امسال، با آغاز جنگ و محدودیتهای هوایی، این مدل سنتی فروپاشید و سازمان حج و زیارت ناچار شد اعزامها را بهصورت محدود و پراکنده مدیریت کند، مدیریتی که در عمل با ناهماهنگیهای فراوان همراه شد. در سطح سیاسی نیز فضای تصمیمگیری با تردید همراه بود. از یک سو، ایران تمایل داشت حتی در شرایط بحرانی، عملیات حج را به هر شکل ممکن حفظ کند تا وقفهای در اعزام زائران ایجاد نشود و این موضوع بهعنوان نشانهای از استمرار حضور ایران در مناسک حج تلقی گردد. از سوی دیگر، عربستان نیز با وجود نگرانیهای امنیتی و آسیبپذیری منطقه، نمیتوانست بهصورت رسمی مسیر حج را به روی زائران یک کشور اسلامی ببندد. با این حال، واقعیت میدانی با آنچه در مصاحبههای رسمی عنوان میشد فاصله قابل توجهی داشت. مدیران سازمان حج و زیارت در گفتوگوهای رسانهای از هماهنگی کامل و آمادگی مناسب سخن میگفتند، اما تصمیم نهایی برای اجرای عملیات تا روزهای پایانی در انتظار تأیید شورای عالی امنیت ملی باقی ماند و مجوز نهایی پس از ۲۹ فروردین صادر شد.

پس از آغاز فرآیند اجرایی، مشکلات تازهای آشکار شد. یکی از اصلیترین چالشها، مسئله انتقال منابع مالی بود. هزینههای حج باید به طرف سعودی پرداخت میشد، اما محدودیتهای بانکی و مالی، انتقال پول را دشوار کرده بود. در نهایت، منابع باقیمانده از قراردادهای عمره گذشته مبنای توافق اولیه قرار گرفت، منابعی که به گفته برخی مسئولان، تنها امکان پوشش حدود ۳۰ هزار زائر را فراهم میکرد. همزمان، اختلال در سامانههای اطلاعاتی سازمان حج نیز مشکلات دیگری ایجاد کرد. به دلیل ضعف زیرساختهای ارتباطی و ناهماهنگی دیتابیسها، اطلاعات برخی زائران بهروز نبود و در مواردی، نام یک زائر در چند کاروان ثبت شده بود. این اختلالها روند صدور مدارک، هماهنگی پروازها و سازماندهی کاروانها را با مشکل مواجه کرد. بحران ویزا نیز به یکی دیگر از نقاط ضعف عملیات تبدیل شد. در برخی کاروانها، ویزای بخشی از زائران صادر میشد اما همراهان آنها همچنان در انتظار میماندند، تا جایی که در مواردی، ویزای خانم صادر شده بود اما همسر او هنوز مجوز سفر نداشت یا بالعکس. حتی تعدادی از کارگزاران، مدیران هتلها و نیروهای خدماتی نیز تا روزهای آخر با مشکل دریافت ویزا روبهرو بودند؛ مسئلهای که مستقیماً بر کیفیت خدمات در عربستان تأثیر گذاشت. در مکه نیز بخشی از نارضایتیها به وضعیت اسکان و خدمات بازمیگشت. تصاویر منتشرشده از برخی هتلها، از جمله هتل ارکان بکه که میزبان ۴ هزار زائر ایرانی و ۳۱ کاروان است، سؤالاتی درباره وضعیت بهداشت و کیفیت خدمات ایجاد کرد. گزارشهایی از وجود حشرات ازجمله سوسک در اتاقها و نارضایتی زائران از شرایط اقامت منتشر شد، موضوعی که با روایت رسمی مسئولان درباره رضایت کامل زائران فاصله داشت ناگفته نماند برخی زائران به دلیل عدم آگاهی از دستورالعملهای دینی مبنی بر اینکه در زمان احرام نباید حتی جان یک پشه گرفته شود مشمول هزینه سنگین قربانی کردن گوسفند شدهاند. از سوی دیگر، صدور کارتهای شناسایی «نسک» که اکنون بخش مهمی از مدیریت تردد زائران در عربستان بر پایه آن انجام میشود، برای تعدادی از زائران ایرانی با تأخیر همراه شد و هنوز برای برخی از زائرین هنوز صادر نشده است. نداشتن این کارتها، امکان حضور در برخی زیارتها و استفاده از خدمات را محدود میکرد و مشکلات تازهای برای کاروانها به وجود آورد تا جایی که زائران برای ورود به حرم مجبور به قرض گرفتن کارت نسک از یکدیگر شدهاند تا بتوانند به صورت پنهانی وارد شوند، در صورتیکه آقای رشیدیان در گفتوگوهای خود با رسانهها صحبتی از این مشکلات مهم نمیکنند و تاکید دارند که تمام روند کار حجاج خوب پیش میرود در صورتیکه کسی پاسخگوی اینگونه مشکلات زائران و پیگیری آن نیست.

هزینهها نیز در سنوات مختلف دستخوش تغییراتی شد. گفتوگویی که رشیدیان در ایران در مورد اقامت حجاج در مدینه داشتند این نوید را داده بودند که در صورت جابهجایی به صورت زمینی، یک شب هم در کربلا اقامت خواهند داشت و هزینهها از حجاج بر این مبنا گرفته شده اما تا امروز نه تنها از اقامت مدینه کم شده بلکه تکلیف برگشت نیز مشخص نیست.
در انتها باید تاکید کنم آنچه عملیات حج امسال را متمایز میکند، صرفا وقوع مشکلات اجرایی نیست، بلکه شکاف میان روایتهای رسانهای شده و واقعیت میدانی است. در حالی که مدیران بعثه و سازمان حج در بازدیدهای رسانهای از نظم و آمادگی سخن میگویند، تجربه بخشی از زائران چیز دیگری را روایت میکند، سردرگمی در اعزام، جابهجاییهای غیرمنطقی، بلاتکلیفی در ویزا، ضعف در اسکان و نبود پاسخگویی روشن. حج، برای بسیاری از ایرانیان، سفری است که پس از سالها انتظار و پرداخت هزینههای سنگین محقق میشود. همین مسئله، ضرورت شفافیت، برنامهریزی حرفهای و پاسخگویی دقیق را دوچندان میکند. وقتی زائر تهرانی از مشهد، زائر مشهدی از زاهدان و زائر زاهدانی از مشهد اعزام میشود، مسئله فقط یک خطای لجستیکی نیست، این نشانه اختلال در نظام تصمیمگیری و مدیریت عملیاتی یکی از مهمترین پروژههای اجرایی کشور است. حکایت همچنان باقی است؛ باید منتظر ماند و دید آیا این شیوه مدیریت و ارائه گزارشهای نمایشی تا پایان عملیات حج و بازگشت کامل زائران اصلاح خواهد شد یا خیر؛ بهویژه آنکه در مرحله بازگشت، زائران خستهتر از قبل با محدودیتهای زمانی و اجرایی روبهرو هستند و باید در موعد مقرر به کشور بازگردند، آن هم در شرایطی که هنوز وضعیت فضای پروازی و شرایط منطقه بهطور کامل مشخص نیست.


