واقعیتهای پشت ادعای ۳۵ درصدی حملونقل جادهای
در نهمین نمایشگاه حمل و نقل لجستیک و صنایع وابسته، دبیر انجمن شرکتهای بزرگ مقیاس حمل و نقل جادهای، آقای پیمان اسراری، در سخنانی از رشد و توسعه شرکتهای بزرگ مقیاس و تأثیر آنها در جابجایی کالا در کشور سخن گفت. ایشان به جایگاه ویژه این شرکتها در هوشمندسازی حمل و نقل و سهم ۳۵ درصدی آنها در انتقال کالا اشاره کردند. اما در همین راستا، آقای علی اکبر عادلی، کارشناس حمل و نقل، در یادداشتی به بررسی دقیقتر این اظهارات پرداخت. او معتقد است که با بزرگنمایی عملکرد شرکتهای بزرگ مقیاس، نباید نقش شرکتهای کوچک مقیاس در جابجایی بیشتر کالاها نادیده گرفته شود. در ادامه این یادداشت، عادلی به نقد و بررسی ارقام ارائه شده از سوی دبیر انجمن شرکتهای بزرگ مقیاس پرداخته و با استناد به آمار رسمی سازمان راهداری، به چالشهای موجود در تحلیلهای انجامشده پرداخته است.
جناب آقای پیمان اسراری،
دبیر محترم انجمن صنفی کارفرمایی شرکتهای سراسری و بزرگ مقیاس حمل و نقل جادهای داخلی کالا،
اظهار نظر جنابعالی در دومین روز نهمین نمایشگاه حمل و نقل لجستیک و صنایع وابسته را شنیدم و باید عرض کنم که قبل از انقلاب چند شرکت بزرگ مقیاس مشابه شرکتهای بزرگ مقیاس امروز شما با ناوگان بیشتر داشتیم که هنوز دو مورد آن زیر سایه دولت فعالیت میکنند. آن چیزی که به نام شرکتهای بزرگ مقیاس امروزی — که برای خیلیها افتخارآمیز شده است — اضافه شده، “هوشمند بودن” آن است. البته هوشمندی که شرکتهای بزرگ مقیاس امروز از آن صحبت میکنند، ۳۰ درصد هوشمندی حمل و نقل مدرن دنیای پیشرفته را ندارد. اگر با تجهیزات هوشمند امروزی به دنیای قبل از انقلاب برگردیم، خیلی راحت میتوانم بگویم که امروز ما هم قادر به مقابله با حمل و نقل مدرن دنیا بودیم. شما یادتان نیست، ولی میتوانید از پدر بزرگوارتان در مورد حمل و نقل ممتاز بار و مسافر قبل از انقلاب سوال کنید. قبل از انقلاب هم کامیونسازی ما در حال رشد و توسعه سریع بود و هم این که اتوبوسسازی ما رده هفتم اروپا را یدک میکشید. بعد از انقلاب، اتوبوسسازی ما در رده ۱۴۷ قرار گرفت. در دهه ۷۰، رانیران با همکاری ولوو اولین اتوبوسهای مدرن را تولید کرد. آن موقع کارشناس وزارت راه و ترابری بودم و نظریه بنده در انتخاب و توسعه فناوری وسایل نقلیه باری و مسافری اثرگذار بود. برای تشویق و توسعه تولیدات رانیران برنامه بازدیدی با حضور آقای مهندس ترکان مرحوم، وزیر وقت وزارت راه و ترابری، در پارکینگ بیهقی ترتیب داده شد و آقای مهندس ترکان در دفتر یادبود آن روز نوشت: “بالاخره از شر اتوبوسهای ۳۰۲ راحت شدیم.” با این اتوبوسهای مدرن، شرکت مسافری سیر و سفر تاسیس و شروع به کار کرد. بعدها هم شرکتهای دیگری با استفاده از این نوع اتوبوسها تاسیس و در پارکینگ بیهقی شروع به کار کردند و مسیرشان را از پایانههای جنوب و آزادی جدا کردند. دقیقاً مانند شرکتهای حمل و نقل بزرگ مقیاس هوشمند باری و شرکتهای سنتی بار. مدیرعامل شرکت حمل و نقل مسافری سیر و سفر در اتوبوسهای جدید دست به ابتکاری زد؛ یعنی خدمه اتوبوس را لباس فرم پوشاند و در طول سفر بین مسافران کیک و نوشابه توزیع میکرد. روزی در خدمت ایشان بودم، گفتم این کار شما قابل تحسین است اما شما میدانید که قبل از انقلاب، شرکتهای تی بی تی، ایران پیما و لوان تور چنین پذیراییای را از مسافران میکردند. گفت یادم است و خواستیم آن دوره را تجدید کنیم. اتوبوسهای مدرن بیهقی مزاحمتی برای تعاونیها ایجاد کرد، اما به طور کلی اتوبوسهای پارکینگ بیهقی تحول بزرگی در صنعت مسافری بینشهری ایران ایجاد کرد و کارخانجات اتوبوسسازی ما هم کمکم به شکوه گذشته بازگشتند.
جناب آقای اسراری، حتماً میدانید که شرکتهای باری زیادی در کشور در حال فعالیت هستند و خیلی خوب اشاره کردید که یکی از چالشهای اساسی حمل و نقل جادهای، آسیب دیدن این شرکتها است. شرکتهایی که افراد شاغل در آنها با کولهباری از تجربه تنها گناهشان همگام نشدن با واژه هوشمندسازی است. البته دیر یا زود، همانطور که شما هم اشاره کردهاید، این شرکتها هم با استفاده از سامانههای الکترونیکی مقدمات عبور از حمل و نقل سنتی را فراهم خواهند کرد. حداقل این توجه شما قابل ستایش است، اما اگر به قول شما سازوکار مناسبی برای کوتاه شدن فاصله کاری بین شرکتهای بزرگ مقیاس و شرکتهای کوچک مقیاس پیشبینی نشود، ممکن است حمل و نقل جادهای کالا با چالشهای بزرگتری مواجه شود.
قصد بنده از این نوشتار انتقاد از آمار اشتباهی بود که جنابعالی برای بزرگنمایی عملکرد شرکتهای بزرگ مقیاس در اظهار نظرتان به آن اشاره کردید و گفتید که سهم ۳۵ درصدی شرکتهای بزرگ مقیاس در حمل و نقل جادهای کالا نقش بزرگی در جابجایی کالا در سراسر کشور دارد. نمیدانم چطور شما یا کارشناسان انجمن به این نتیجه رسیدهاند. حتماً اطلاع دارید که بر اساس سالنامه آماری سازمان راهداری و حمل و نقل جادهای، ۶۰۰ میلیون تن کالا با استفاده از ۴۶۵ هزار کامیون و تریلی در سال ۱۴۰۳ جابجا شده است. بر اساس این آمار، میانگین سهم هر وسیله نقلیه تجاری ۱۵ تن و تعداد سفر ۸۳ سفر و جابجایی سالیانه هر وسیله نقلیه باری ۱۲۹۰ تن بوده است. طبق گفته شما، سهم ۳۵ درصدی شرکتهای بزرگ مقیاس از کل کالای حمل شده برابر است با ۲۱۰ میلیون تن، که با توجه به ۲۰ هزار کامیون و تریلی شرکتهای بزرگ مقیاس، سهم سالیانه هر وسیله نقلیه باری مساوی است با ۱۰ هزار و ۵۰۰ تن. اگر این تناژ بر تعداد سفر با بار سالیانه تقسیم شود، سهم هر سفر میشود ۱۲۷ تن، یعنی ۶ برابر حمل و نقل مدرن کشورهای توسعهیافته و ۸/۵ برابر سهم هر وسیله نقلیه باری در ایران.
شاید نگارنده در اشتباه باشد، ولی چند بار محاسبه کردهام و نتیجه همین است که اشاره کردم. درست است که نام شرکتهای حمل و نقل کالا از سنتی به بزرگ مقیاس هوشمند تبدیل شده است، اما نمیتوان با بزرگنمایی عملکرد این شرکتها، ارتقای بهرهوری را توجیه و نقش شرکتهای کوچک مقیاس سنتی را با حمل ۵۷۵ میلیون تن کالا در سال کمرنگ و نادیده گرفت. خیلی مسائل در ارتقای بهرهوری حمل و نقل جادهای کالا دخالت دارد که یکی از آنها هوشمندسازی است. در هوشمندسازی هم اگر درست عمل نکنیم، هیچ تفاوتی با حمل و نقل سنتی نخواهد داشت.

