پلسازی به سوی بازارهای جهانی
در دنیای امروز که رقابتهای جهانی به اوج خود رسیدهاند، بنادر بهعنوان یکی از کانونهای استراتژیک در تجارت بینالمللی و اقتصادی شناخته میشوند. این هابهای لجستیکی نه تنها بهعنوان مراکز جابجایی کالاها، بلکه بهعنوان ارکان اصلی درآمدزایی و توسعه اقتصادی در هر کشور ایفای نقش میکنند. از این رو، بازاریابی و بازارسازی در بنادر بهعنوان یک ضرورت اجتنابناپذیر برای افزایش رقابتپذیری و دستیابی به اهداف اقتصادی مطرح میشود. در این فرآیند، توجه به ظرفیتهای بالقوه و بالفعل هر بندر، شناسایی نیازهای بازارهای هدف، و طراحی استراتژیهای هدفمند جهت ایجاد سبد کالایی مناسب، از اهمیت بالایی برخوردار است.
علی گلامینی
دکتری تخصصی مدیریت بازرگانی
کارشناس حوزه بنادر، حمل و نقل دریایی و مناطق آزاد – مدرس دانشگاه
در بازارهای رقابتی، جذب و نگهداری کالاها در بنادر و امور مرتبط با جابجایی و حمل و نقل، بهعنوان ابزاری برای درآمدزایی بنادر، اهمیت فراوانی دارد. در این راستا، شناسایی بازارها، نفوذ در آنها، توسعه و بازارسازی هدفمند بر اساس استراتژیهای روز و منطبق با اهداف کلان، از ارکان بازاریابی بنادر به شمار میآید. امروز در بازاریابی بنادر، علاوه بر حفظ و توسعه بازارهای موجود، تمرکز بر بازارسازی جهتدار، بر اساس توانمندیها و ظرفیتهای منطقهای، از اهمیت ویژهای برخوردار است.
بنادر باید بر اساس ویژگیها و ظرفیتهای خاص خود، نسبت به جذب بازارهای هدف و تطبیق شرایط خود با نیازهای حال و آینده اقدام کنند. بازاریابی در بنادر نقش کلیدی در جذب مشتریان و ایجاد درآمد از طریق رقابتپذیری و ارائه شرایط مطلوب برای صاحبان کالا دارد. هدف این فرآیند، کاهش هزینهها و ایجاد درآمد برای بنادر از طریق افزایش رقابتپذیری و توسعه خدمات ارزشافزوده است.
در بازاریابی بنادر، بررسی عوامل مختلف مانند موقعیت جغرافیایی، ظرفیتها، زیرساختها و شرایط عملیاتی، بهمنظور جذب کالاها و خدمات جدید، امری ضروری است. بهعنوان مثال، بنادر باید به توسعه و تجهیز ترمینالها، فراهمآوری شرایط برای حمل و نقل ترکیبی، و ایجاد پارکهای لجستیکی توجه ویژهای داشته باشند. علاوه بر این، ایجاد زیرساختهای انرژی، ابزارهای انسانی و ساختارهای منطقهای نیز میتواند در جذب کالا و افزایش درآمد نقش بسزایی داشته باشد.
در این زمینه، مارکتینگ بندری شامل فرآیندهای تحقیق و توسعه بازار، شناسایی نیازها و ظرفیتهای موجود، طراحی و انتشار محصولات و خدمات، و ارائه فرآیندهای نوین و بهینه، میباشد. برای موفقیت در این عرصه، بنادر باید در راستای تولید و جذب کالاها و ایجاد برندینگ بندری حرکت کنند.
یکی از الزامات دیگر در توسعه بازاریابی بندری، توجه به رقابت با بنادر همجوار و شناسایی مسیرهای جدید حمل و نقل است. در این راستا، کاهش هزینهها و افزایش سرعت در جابجایی کالاها میتواند بهطور مستقیم بر بهبود وضعیت رقابتی تأثیر بگذارد. همچنین، استفاده از ابزارهای دیجیتال و ایجاد سیستمهای بازاریابی دیجیتال در بنادر، به کاهش هزینهها و افزایش بهرهوری کمک شایانی خواهد کرد.
بررسی بازارهای هدف و توسعه کریدورهای جدید نیز از اهمیت ویژهای برخوردار است. این امر نهتنها موجب کاهش هزینهها و زمان حمل و نقل، بلکه میتواند به افزایش درآمدهای بندری و ایجاد فرصتهای جدید در عرصه تجارت بینالمللی بیانجامد. بهعنوان مثال، بررسی مسیرهای جدید ترانزیت کالا از طریق بنادر هرمزگان به بازارهای شمال اروپا و کشورهای CIS، میتواند تأثیرات مثبت زیادی بر اقتصاد منطقه داشته باشد.
در نهایت، بازاریابی بندری باید بر مبنای دیپلماسی اقتصادی و همکاریهای بینالمللی صورت گیرد. در این زمینه، توجه به ایجاد کریدورهای جدید حمل و نقل و مذاکره با کشورهای هدف برای جذب بازارهای جدید، میتواند نقش اساسی در رشد و توسعه بنادر و مناطق آزاد داشته باشد.
در این فرآیند، دیپلماسی اقتصادی بهعنوان ابزاری برای گسترش تعاملات اقتصادی و تجاری با کشورهای هدف، میتواند مسیرهای جدیدی برای تجارت بینالمللی ایجاد کند. از این رو، بنادر باید از فرصتهای جدید بهرهبرداری کنند تا ضمن تقویت موقعیت خود، به توسعه اقتصادی و ایجاد درآمد پایدار برای کشور کمک کنند.
بازاریابی بندری و مناطق آزاد با رویکرد ارزآوری دیگر صرفاً به معنای جذب کالا نیست. بلکه یک فرآیند چندبعدی است که شامل بازارسازی هدفمند، ایجاد برندینگ بندری، توسعه پسکرانهها، ایجاد شهرکهای لجستیک کالا بر مبنای مدیریت زنجیره تأمین، توجه به حمل و نقل ترکیبی، و بهرهگیری از ظرفیتهای منطقهای میشود. بنادر و مناطق آزاد در اقتصاد دریا محور باید نقش فعالی در دیپلماسی اقتصادی ایفا کنند؛ یعنی با بازارهای هدف وارد تعامل شوند، کریدورهای جدید ایجاد کنند و شرایط رقابتی بهتری نسبت به بنادر همجوار فراهم آورند.


