آینده صنعت ریلی، بدون ایجاد یک نظام آموزش مهارتمحور و استانداردمحور قابل دستیابی نخواهد بود
سالیان درازی است که نظام آموزش ریلی در ایران سیستمی عقیم در رشد حرفهای دانشجویان از سطح کارآموزی تا استادکاری است و با توجه به پیشرفت روزافزون تکنولوژی، «بازنگری در آموزش ریلی»، «ترمیم پل ارتباطی صنعت و دانشگاه»، «استانداردسازی دورهها و سرفصلهای آموزشی»، «ایجاد شبکه مدرسان صنعتی» و «پیادهسازی نظام بازآموزی» دیگر یک پیشنهاد نیست، یک ضرورت هشداردهنده است.
منظرهای که دکتر علیرضا عجمیان، رئیس کمیته آموزش انجمن صنفی شرکتهای حملونقل ریلی و خدمات وابسته از وضعیت آموزش در صنعت ریلی برایمان ترسیم کرد، تصویری را نشان داد که چالشها و کمبودهای موجود فرایند بهبود و پیشرفت آموزشی را دشوار کرده و بر ایمنی و نوآوری در این صنعت آوار شده است. برای در هم کوبیدن و بازسازی آن نیز به هماهنگی و نقشآفرینی سه ضلع اصلی صنعت یعنی راهآهن، انجمن شرکتهای حملونقل ریلی و شرکتهای ریلی بهعنوان بهرهبردار اصلی نظام آموزشی نیازمندیم.
دکتر علیرضا عجمیان، رئیس کمیته آموزش انجمن صنفی شرکتهای حملونقل ریلی و رئیس هیئتمدیره قطاربار
دکتر علیرضا عجمیان، رئیس کمیته آموزش انجمن صنفی شرکتهای حملونقل ریلی و خدمات وابسته در پاسخ به پرسشی درباره چالشها، معضلات و کمبودهای موجود در حوزه آموزش تخصصی ریلی گفت: «با وجود پیشرفتهای پژوهشی و دانشگاهی، بخش مهمی از آموزش ریلی همچنان از فضای مهارتی و کاربردی فاصله دارد. این در حالی است که کمبود تجهیزات عملی آموزش مانند شبیهساز، ماکت، ناوگان آموزشی و… نیز فرایند بهبود و پیشرفت آموزشی را دشوار کرده است.»
او با بیان اینکه چالشها یا ضعفهای موجود در نظام آموزشی و توسعه منابع انسانی در بخش راهآهن میتواند تاثیر عمیقی بر عملکرد، ایمنی و نوآوری در این صنعت بگذارد، افزود: «یکی دیگر از مشکلات مهم ما در حوزه آموزش، ضعف ارتباط ساختاریافته و هدفمند بین دانشگاه، صنعت و راهآهن است. این گسست به این معناست که سرفصلهای آموزشی اغلب با نیازهای عملیاتی و تکنولوژیکی روز صنعت ریلی هماهنگ نیست. به این ترتیب، دانشآموختگان ما اگرچه از پشتوانه دانش نظری قوی برخوردار هستند، اما از مهارتهای عملیاتی مورد نیاز در مشاغل مرتبط با این حوزه بیبهره شدهاند.»
به گفته این کارشناس، این جدایی دانشگاه و صنعت از یکدیگر، با تعریف نشدن «استاندارد مهارت و مسیر شایستگی مشاغل» بیشتر و بیشتر میشود؛ زیرا هنگامی که چهارچوب مشخصی برای تعریف مهارتهای مورد نیاز هر شغل وجود نداشته باشد، ارزیابی، جذب، آموزش و توسعه کارکنان بر اساس یک هدف مشخص و سنجیده انجام نمیشود و شکافهای مهارتی بین نیروی کار موجود و نیازهای صنعت باقی میماند.
عجمیان با اشاره به اینکه چالش بعدی در این زمینه، کمبود مدرسان مجرب، خبره عملیاتی و توانمند در تدریس است، گفت: «این وضعیت در کنار بهروزرسانی محدود و نامنظم محتوا و سرفصلها، داشتن نگاه هزینهمحور به آموزش به جای نگاه سرمایهمحور و در آخر نبود نظام یکپارچه بازآموزی و اعتبارسنجی مهارت کارکنان، از عوامل بازدارنده اصلی در این صنعت و آموزش نیروهای متخصص محسوب میشود که چرخه توسعه مستمر را مختل میکند. این در حالی است که به دلیل اهمیت ایمنی در صنعت ریلی و همچنین سرعت پیشرفت تکنولوژی، این صنعت بهشکل مداوم نیازمند بهروزرسانی مهارتها است و غفلت در این زمینه میتواند ایمنی و کارایی عملیاتی را به خطر اندازد.»
نظام آموزشی صنعت ریلی نیازمند طراحی نو
با توجه به اینکه، مجموع این عوامل نشاندهنده ضرورت بازنگری کلی در استراتژی یادگیری و توسعه است، این کارشناس ارشد صنعت حملونقل ریلی با اعلام احیای کمیته آموزش در انجمن صنفی شرکتهای حملونقل ریلی و خدمات وابسته به ضرورت بازطراحی نظام آموزشی صنعت ریلی اشاره و تصریح کرد: «کمیته آموزش تلاش دارد نظام آموزشی صنعت را از حالت تئوریک و مدرکمحور به سمت آموزش مهارتمحور، کاربردی و منطبق با نیاز واقعی شرکتهای عضو و بر مبنای شایستگی هدایت کند و بر اساس این رویکرد، ماموریت کمیته آموزش فقط برگزاری صرف دورهها نخواهد بود، بلکه میخواهیم ابزاری برای ارتقای ایمنی، بهرهوری، مهارتهای عملیاتی و تصمیمگیری مدیریتی در شرکتها باشیم.»
او با اشاره به اینکه انجمن ظرفیت ارزشمندی برای آموزشهای پایه، استانداردسازی سرفصلها، توسعه مسیرهای مهارتی و شکلدهی نظام بازآموزی صنعت فراهم کرده است؛ خاطرنشان کرد: «چنین تحولی در نظام آموزش ریلی بر سه اصل کلیدی شامل مشارکت واقعی شرکتها در طراحی و اجرای آموزش، استقرار آموزش مبتنی بر شایستگیهای شغلی (Competency-Based) و در آخر تربیت مدرسان مجرب با تجربه عملیاتی و صنعتی ارزشمند استوار است.»
عجمیان افزود: «درباره اهداف و سیاستهای کلان کمیته آموزش نیز باید بگویم که این کمیته اهدافی همچون توسعه آموزش مهارتمحور و کاربردی، استانداردسازی دورهها و سرفصلها، ایجاد همافزایی میان شرکتها و راهآهن با دانشگاه، تربیت مدرس و ایجاد شبکه مدرسان صنعتی، پیادهسازی نظام بازآموزی و اعتبارسنجی و همراستاسازی آموزش با فناوریهای نوین و نیازهای آینده را در دستور کار خود دارد.
او در ادامه، به تغییر ساختار آموزش ریلی اشاره و اظهار کرد: «در گذشته همه آموزشهای تخصصی در اختیار راهآهن بود، اما با توسعه بخش خصوصی، مسئولیت آموزش میان راهآهن، شرکتها و انجمن توزیع شد. البته راهآهن همچنان متولی آموزشهای مرتبط با ایمنی، مقررات سیر و حرکت، علائم، کنترل ترافیک و استانداردهای عملیاتی است و در مقابل، طراحی و اجرای آموزشهای مدیریتی، بهرهوری، نگهداشت ناوگان، منابع انسانی، تحلیل سوانح، برنامهریزی و CRM اکنون در حوزه مسئولیت شرکتها و انجمن قرار دارد.»
نگاهی به شیوه آموزشی سردمداران ریلی
او در بخش دیگری از سخنان خود به مقایسه آموزش ریلی در ایران با کشورهای پیشرو و جایگاه استانداردهای بینالمللی بهویژه آنهایی که مورد تایید اتحادیه جهانی راهآهنها (UIC) قرار دارد، پرداخت و گفت: «در کشورهای پیشرو مانند آلمان، ژاپن، چین، فرانسه و ترکیه، آموزش صنعت حملونقل ریلی مبتنی بر استانداردهای عملیاتی UIC و چهارچوبهای مهارتی بینالمللی است. این کشورها علاوه بر تدوین استانداردهای شغلی (Competency Standards)، مسیر رشد حرفهای کارکنان را نیز از کارآموزی تا سطح استادکاری (Master Trainer) تعریف کردهاند. این در حالی است که در ایران اگرچه چهارچوبهای استاندارد UIC در برخی حوزهها مانند مقررات ترافیک، بازرسی واگن، علائم، ایمنی عملیاتی، سیر و حرکت و نگهداشت ناوگان مورد استفاده قرار میگیرد، اما هنوز این استانداردها در حوزه آموزش، مهارتسنجی و مسیر شغلی کارکنان بهطور کامل وارد نشده است.»
رئیس هیئتمدیره قطاربار خاطرنشان کرد: «در آن کشورها، آموزشها کاملاً مهارتمحور، پروژهمحور و عملیاتی هستند، نه صرفاً نظری و کلاسمحور. همچنین مدرسان از میان متخصصان با سابقه کار میدانی، بهرهبرداری و ناوگان انتخاب میشوند. علاوه بر این، آموزشها متناسب با نوع فعالیت (مسافری، باری، زیربنایی، نگهداشت ناوگان و…) طراحی و ارزیابی کارکنان بر اساس مهارتهای واقعی (Competency Assessment) انجام میشود، نه صرفاً نمره یا مدرک.»
به گفته او، در ایران آموزشها عمدتاً تئوریک و مدرکمحور است، مسیر مهارتآموزی کارکنان از سطح مقدماتی تا خبره (Skill Ladder) تعریف نشده و ارزیابی عملکرد کارکنان بر خلاف کشورهای پیشرفته بیشتر مبتنی بر تجربه کاری است تا شایستگی شغلی.
دکتر عجمیان پس از مقایسه ایران و کشورهای پیشرو، با اشاره به اینکه هدف کمیته آموزش، استفاده تطبیقی از چهارچوب UIC در طراحی استانداردهای بومی مهارت و مسیر شغلی در ایران است نه انتقال کامل یا تقلید مستقیم، تاکید کرد: «ضروری است به جای آنکه استانداردهای خارجی به شکل کامل و خام وارد سیستم آموزشی کشور شوند، چهارچوب UIC بهعنوان مدل مادر در طراحی استانداردهای بومی و متناسب با ساختار داخلی راهآهن و شرکتهای عضو مورد استفاده قرار گیرد.»
این کارشناس ریلی، در بخش دیگری از سخنان خود به مقوله آموزش مدیریت بحران در صنعت ریلی اشاره و اظهار کرد: «در نظام حملونقل ریلی، مسئولیت اصلی مدیریت سانحه و فرماندهی بحران در سطح ملی برعهده راهآهن است، اما شرکتهای حملونقل ریلی نیز مسئولیت جدی در حوزههای واکنش اولیه، گزارشدهی استاندارد، حفاظت از داراییها، هماهنگی عملیاتی، تداوم کسبوکار و مدیریت شهرت سازمانی دارند در نتیجه آموزش مدیریت بحران نباید در سطح فرماندهی ملی باشد که وظیفه راهآهن است بلکه باید در سطح هر کدام از نقشهای شمرده شده برای شرکتهای ریلی باشد.»
به این ترتیب، اگر آموزشها در سطح آمادگی، هماهنگی، واکنش اولیه و تداوم کسبوکار طراحی شود، شاهد ایمنسازی محل؛ ثبت دادهها؛ جلوگیری از گسترش بحران؛ ثبت و ارائه اطلاعات دقیق سوانح مطابق الزامات راهآهن و سایر مقررات ایمنی به کمیسیونهای سوانح نواحی و کمیسیون عالی؛ حفاظت از ناوگان، منابع انسانی و تجهیزات؛ تعامل شرکتها با راهآهن و نهادهای نظارتی، بیمه و ستاد بحران؛ اجرای برنامه مدیریت تداوم کسبوکار (BCM) و کاهش اثرات بحران و در نهایت حفظ اعتماد عمومی، رسانهای و تخصصی در این حوزه خواهیم بود.
پیشنهادهای هفتگانه برای تحول
اکنون این پرسش ایجاد میشود که با وجود همه چالشها و معضلات نامبرده و فاصله بسیار زیاد سیستم آموزشی ایران با کشورهای پیشرو، برای بهبود شرایط، ارتقای کیفیت آموزش در صنعت ریلی باید چه طرحی درانداخت و تکههای پازل آموزشی را چگونه در کنار هم قرار داد که به پیشرفت آموزشی و همگامی دانشگاه با صنعت منتج شود؟
در این زمینه، رئیس کمیته آموزش انجمن صنفی شرکتهای حملونقل ریلی و خدمات وابسته با اعلام اینکه تحول در بخش آموزش، نه از «برگزاری دوره»، بلکه از طراحی نظام آموزشی مبتنی بر شایستگی واقعی مشاغل حاصل میشود، ۷ راهکار و پیشنهاد برای ارتقای کیفیت آموزش صنعت ریلی برشمرد که در این میان، استفاده عملیاتی از شبیهسازها، ماکتها، ناوگان آموزشی و فضای میدانی نخستین راهکار است.
او با اشاره به این نکته که یکی دیگر از گامهای حیاتی، تدوین استاندارد سرفصلها با مشارکت فعال راهآهن، انجمنها و شرکتهای عضو است، گفت: «این همکاری سهجانبه از پراکندهکاری جلوگیری میکند و منجر به تعریف یک چهارچوب آموزشی یکپارچه و معتبر میشود. البته همزمان با این کار، باید مرکز ملی آموزش مهارتمحور صنعت ریلی ایجاد شود و شبکه مدرسان صنعتی و تربیت مدرس عملیاتی توسعه یابد.»
اجرای آموزش ترکیبی (حضوری، میدانی، آنلاین و شبیهساز)، طراحی مسیر حرفهای برای کارکنان (Career Path & Skill Ladder) و ایجاد نظام بازآموزی و اعتبارسنجی سوابق آموزشی کارکنان از دیگر راهکارهای ارائهشده توسط عجمیان بود.
عجمیان درباره اهمیت برگزاری دورههای بازآموزی برای فعالان این حوزه، با بیان اینکه بازآموزی در صنعت ریلی یک الزام حرفهای است، نه یک انتخاب، اظهار کرد: «دورههای بازآموزی در حفظ رقابتپذیری، تضمین ایمنی و افزایش کارایی اهمیت بسیاری دارد. به همین دلیل، کمیته آموزش انجمن برای طراحی نظام ملی بازآموزی پیشنهادهایی دارد که مهمترین آنها طراحی تقویم سالانه بازآموزی اجباری مبتنی بر شایستگی است. همچنین باید از سوابق آموزشی کارکنان یک بانک اطلاعاتی ایجاد شود تا سازمانها بتوانند بهصورت سیستماتیک شکافهای مهارتی را شناسایی کرده و با آموزشهای هدفمند، مسیر رشد شغلی کارکنان را با اهداف سازمان هماهنگ کنند.»
پیشنهادهای دیگر این کارشناس ارشد صنعت حملونقل ریلی برای برگزاری دورههای بازآموزی، شامل تعریف اعتبار حرفهای برای دورهها و مدرسان و همچنین تکمیل و بهروزرسانی مستمر مهارتها (بهویژه در حوزه فناوری، ایمنی و مدیریت ناوگان) بود. او تاکید کرد: «درباره اهمیت بهروزرسانی مستمر مهارتها نیز همین بس که کارکنان این حوزه تنها با تعهد به یادگیری مادامالعمر میتوانند با تحولات صنعت همگام شوند و خطرات ناشی از عقبماندگی فنی را کاهش دهند.»
خط بطلان بر مدرکگرایی
عجمیان اذعان کرد: «تحول آموزشی در صنعت حملونقل ریلی، زمانی معنا پیدا میکند که آموزش از سطح دورهمحور و مدرکگرایی خارج و بهعنوان یک نظام حرفهای مبتنی بر شایستگیهای واقعی مشاغل، استانداردهای عملیاتی و نیازهای جاری و آینده صنعت تعریف شود. در این رویکرد، آموزش نه یک هزینه یا فعالیت اداری، بلکه ابزاری راهبردی برای ارتقای ایمنی، بهرهوری، توسعه فناوری، مدیریت بحران، تصمیمسازی و ایجاد سرمایه انسانی توانمند در شرکتهای ریلی است.»
دکتر عجمیان با اشاره به اینکه اجرای این تحول نیازمند هماهنگی و نقشآفرینی سه ضلع اصلی صنعت است، خاطرنشان کرد: «در نخستین ضلع، راهآهن جمهوری اسلامی ایران بهعنوان ناظر عالی و متولی الزامات تخصصی و ایمنی، مسئولیت تعیین استانداردهای عملیاتی، مقررات سیروحرکت، دستورالعملهای تخصصی و حفظ یکپارچگی نظام مهارت ملی را برعهده دارد. در ضلع دوم نیز انجمن صنفی شرکتهای حملونقل ریلی و خدمات وابسته میتواند محور همافزایی در آموزش باشد؛ یعنی طراحی استانداردهای آموزشی، هماهنگی میان شرکتها، ایجاد مسیر رشد حرفهای و نظام بازآموزی، استانداردسازی محتوا و شبکهسازی میان دانشگاه، صنعت و شرکتها را عملیاتی کند.»
او با بیان اینکه در نهایت، ضلع سوم شرکتهای ریلی بهعنوان بهرهبردار اصلی نظام آموزشی، مسئول توسعه مهارتهای عملیاتی و مدیریتی کارکنان، اجرای آموزشهای کاربردی، و ایجاد سازوکار واقعی مهارتسنجی و ارتقای حرفهای منابع انسانی هستند، افزود: «در چنین ساختاری، آموزش دیگر صرفاً برگزاری دوره یا ارائه گواهینامه نخواهد بود، بلکه در خدمت توسعه شایستگیهای واقعی مشاغل، افزایش کیفیت عملیات، مدیریت ناوگان، بهبود بهرهوری، تصمیمگیری مدیریتی و حفاظت از سرمایه انسانی قرار میگیرد.»
رئیس کمیته آموزش انجمن صنفی شرکتهای حملونقل ریلی و خدمات وابسته در ادامه تصریح کرد: «ورود فناوریهایی همچون دیجیتالسازی ناوگان حمل، تحلیل دادهها، هوش مصنوعی، سیستمهای پیشبینی نگهداشت و مدیریت تداوم کسبوکار (BCM) به ما نشان میدهد که پیشرفت در صنعت و حمل ونقل ریلی – چه در ایران و چه در کشورهای دیگر جهان – بدون ایجاد یک نظام آموزش مهارتمحور و استانداردمحور قابل دستیابی نخواهد بود؛ بنابراین آموزش در صنعت ریلی زمانی اثربخشی موثر خواهد داشت که مبتنی بر شایستگیهای واقعی و بهروز در این حرفه باشد، توسط صنایع مرتبط طراحی و توسط مراکز تخصصی اجرا شود، مسیر رشد حرفهای و ارتقای شغلی کارکنان را تعریف کند و سرانجام با فناوریهای نوین و نیازهای آینده همسو باشد.»
عجمیان در پایان با تاکید دوباره بر اینکه مهم است آموزش با مشارکت راهآهن (بهعنوان ناظر)، انجمن (بهعنوان هماهنگکننده و استانداردساز) و شرکتها (بهعنوان مجری و بهرهبردار) انجام شود، تصریح کرد: «آموزش در صنعت ریلی یک فعالیت جانبی یا تشریفاتی نیست؛ بلکه زیرساخت ایمنی، بهرهوری، رقابتپذیری و آینده این صنعت است و این مسیر تنها از طریق نگاه حرفهای، همافزایی نهادی و استقرار آموزش شایستگیمحور محقق خواهد شد.»


