۱۴۰۴-۱۰-۱۱
دی ۱۱, ۱۴۰۴
دی ۱۱, ۱۴۰۴

گذر از وابستگی به شایستگی

هیچ افسر یا مهندس کشتی بدون گواهینامه بین‌المللی اجازه کار در دریا ندارد؛ اما مدیر ارشد شرکت کشتیرانی می‌تواند بدون صلاحیت حرفه‌ای سکاندار شود. محمد وافری، مدرس دانشگاه دریایی هلند، می‌نویسد سیاست «خودی و غیرخودی» مسیر ارتقای شغلی در صنعت دریانوردی ایران را از شایستگی به وابستگی تغییر داده است.
گذر از وابستگی به شایستگی
گزارش تحلیلی

راهبرد توسعه فردی و سازمانی در صنعت دریانوردی

صنعت حمل‌ونقل دریایی به‌عنوان یکی از ارکان راهبردی اقتصاد جهانی، شبکه‌ای پیچیده از فناوری‌های پیشرفته، مقررات حقوقی، نظام‌های مدیریتی را در بر می‌گیرد که پیوندی ناگسستنی میان فناوری، مدیریت، حقوق، بازرگانی و محیط زیست دارد. این صنعت نه‌تنها در مبادلات بین‌المللی نقش بنیادین دارد، بلکه با تحولات پرشتاب در حوزه دیجیتالی‌سازی، خودکارسازی و پایداری محیطی، نیازمند نیروی انسانی‌ است که بتواند میان تجربه و دانش حرفه‌ای در دریا و دانش نظری در مدیریت، سیاست‌گذاری و نوآوری پل بزند.

دریانوردان حرفه‌ای که پس از سال‌ها خدمت در دریا مدارک تخصصی چون فرماندهی یا سرمهندسی کشتی را کسب می‌کنند، اگر در مسیر آموزش‌های تکمیلی و تحصیلات آکادمیک گام نگذارند، در مواجهه با روندهای نوین جهانی -از تحول دیجیتال در عملیات بندری تا مدیریت ریسک‌های محیط‌زیستی و مقررات بین‌المللی جدید- با شکاف دانشی و مدیریتی روبه‌رو و به عبارت دیگر، دچار رکود دانشی و مدیریتی خواهند شد.

این جستار با تمرکز بر پیوند میان دانش و تجربه میدانی دریانوردان و آموزش‌های تکمیلی دانشگاهی، به تحلیل ضرورت «بازآموزی و ارتقای نظام‌مند دانش» در میان نیروهای حرفه‌ای این حوزه می‌پردازد.

دریانوردی در طول تاریخ همواره حرفه‌ای تجربه‌محور بوده است. تجربه در دریا، سال‌ها خدمت روی کشتی و مواجهه با شرایط سخت طبیعی و عملیاتی، شالوده مهارت‌های دریانورد را می‌سازد؛ اما در عصر جدید که صنعت کشتیرانی با مفاهیمی همچون دیجیتالی شدن، حمل‌ونقل سبز، مدیریت ریسک، مقررات بین‌المللی و اقتصاد پایدار روبه‌روست، تکیه صرف بر تجربه عملی دیگر پاسخ‌گو نیست.

دریانوردی مدرن نیازمند تلفیق مهارت‌های عملی با دانش مدیریتی و بین‌رشته‌ای است. بسیاری از شرکت‌های بین‌المللی امروز ترجیح می‌دهند مدیران ناوگان، سرپرستان عملیات و حتی کارشناسان فنی‌شان دارای مدارک تحصیلات تکمیلی در رشته‌هایی چون MBA، مدیریت بازرگانی دریایی، مدیریت بندری یا لجستیک بین‌المللی باشند.

در ایران نیز با وجود سابقه طولانی در آموزش‌های دریانوردی، هنوز پیوند موثری بین دانشگاه و صنعت در زمینه آموزش‌های تکمیلی شکل نگرفته و بسیاری از دریانوردان پس از دوران خدمت در دریا، به‌دلیل نبود برنامه آموزشی هدفمند برای انتقال تجربیات به حوزه مدیریت یا سیاست‌گذاری، از چرخه تصمیم‌سازی و توسعه کنار گذاشته می‌شوند.

ضرورت تحصیلات تکمیلی برای دریانوردان

در سطوح عالی دریانوردی، مانند فرماندهی کشتی یا سرمهندسی، افراد از مهارت‌های فنی و عملیاتی بالایی برخوردارند. اما مدیریت دریا تنها بخشی از کل زنجیره حمل‌ونقل است. در مرحله‌ای بالاتر، تصمیم‌گیری‌های استراتژیک در زمینه‌های مالی، تجاری، حقوقی، محیط‌زیستی و فناوری صورت می‌گیرد. در واقع، تحصیلات تکمیلی در رشته‌های مرتبط، دریانورد را از سطح عملیات به سطح تفکر سیستمی و راهبردی می‌برد؛ به‌عنوان مثال، فرمانده‌ای که دوره MBA یا کارشناسی ارشد «مدیریت حمل‌ونقل دریایی» را طی کرده باشد، می‌تواند:

 درک دقیق و عمیقی از اقتصاد حمل‌ونقل و همچنین سودآوری خطوط کشتیرانی پیدا کند،

 با مفاهیم مدیریت منابع انسانی و رهبری سازمانی آشنا شود،

 توانایی تحلیل و ارزیابی داده‌های عملیاتی و بهینه‌سازی تصمیمات فنی را داشته باشد،

 و در نهایت، از انجام دریانوردی صرف به مدیریت کلان و توسعه پایدار دریایی گذر کند.

چالش‌های کنونی در مسیر آموزش تکمیلی

دریانوردی در ایران نه‌تنها حرفه‌ای تخصصی بلکه فعالیتی راهبردی و ژئوپلیتیک است که با تاریخ و هویت ملی ایرانیان پیوندی عمیق دارد. با این حال، ساختار مدیریتی مبتنی بر تیول‌داری دولتی و سیاست‌های حامی‌پرورانه، به‌ویژه در حوزه‌های انتصاب، ارزیابی و ارتقای شغلی، یکی از چالش‌های اصلی توسعه فردی دریانوردان محسوب می‌شود. در چنین سیستمی، معیار شایستگی و تجربه حرفه‌ای اغلب در سایه روابط سیاسی و تعلقات سازمانی قرار می‌گیرد.

مشاهدات میدانی و گفت‌وگو با دریانوردان نشان می‌دهد که فقدان مسیر شفاف برای رشد حرفه‌ای، تبعیض در انتصابات و نادیده‌گرفتن معیارهای تخصصی، انگیزه نیروی انسانی را به‌شدت کاهش داده و زمینه‌ساز مهاجرت بسیاری از دریانوردان کارآزموده به کشورهای دیگر شده است.

تداوم چنین وضعیتی نه‌تنها به فرسایش سرمایه انسانی منجر می‌شود، بلکه آینده مدیریت دانش‌محور در صنعت دریایی کشور را با خطر جدی مواجه می‌کند. در بخش استانداردها نیز در ایران، مسیر پیشرفت دریانوردان عموماً فقط به مدارک حرفه‌ای سازمان بنادر و دریانوردی و آموزش‌های STCW محدود می‌شود. این آموزش‌ها اگرچه برای ایمنی و مهارت‌های عملی ضروری‌اند، اما دریانوردان را برای مدیریت ناوگان، شرکت یا پروژه‌های توسعه‌ای آماده نمی‌کنند. با این حال، در مسیر پیاده‌سازی برنامه‌های توانمندسازی و آموزش تکمیلی مدیران دریایی، چالش‌های متعددی وجود دارد که می‌توان آنها را در چند محور اصلی دسته‌بندی کرد:

 نبود برنامه‌ریزی مشترک میان دانشگاه‌ها و شرکت‌های کشتیرانی برای طراحی دوره‌های tailor-made (هدفمند و متناسب با نیاز صنعت)

 ضعف در شناسایی مسیر شغلی پس از دوران دریانوردی

 کمبود بورسیه‌ها و حمایت‌های مالی از سوی دولت و بخش خصوصی

 بی‌اعتمادی به آموزش آکادمیک در برابر دانش حرفه‌ای.

به این ترتیب، تعداد زیادی از دریانوردان حرفه‌ای پس از سال‌ها خدمت، یا به‌طور زودهنگام بازنشسته می‌شوند یا به فعالیت‌هایی خارج از حوزه تخصصی روی می‌آورند؛ در حالی‌که با بهره‌گیری از آموزش‌های تکمیلی و توسعه مهارت‌های مدیریتی می‌توانستند در لایه‌های تصمیم‌سازی و سیاست‌گذاری صنعت دریایی ایفای نقش کنند.

مزایای تحصیلات تکمیلی برای دریانوردان

تحصیلات تکمیلی، علاوه بر ارتقای دانش و مهارت، نقش مهمی در تحول هویتی دریانورد ایفا می‌کند. برخی از مزایای کلیدی آن عبارتند از:

 ارتقای جایگاه شغلی: دارندگان مدارک کارشناسی ارشد در رشته‌های مدیریتی، معمولاً سریع‌تر به سمت‌های مدیریتی در شرکت‌های کشتیرانی، بنادر و سازمان‌های بین‌المللی دریایی منصوب می‌شوند.

 گسترش دیدگاه سیستمی: آموزش‌ دانشگاهی به دریانورد می‌آموزد که عملیات کشتی تنها بخشی از یک زنجیره عظیم اقتصادی است.

 آمادگی برای گذار از دریا به دفتر: تحصیلات تکمیلی ابزار فکری لازم برای حضور مؤثر در مدیریت خشکی را فراهم می‌آورد.

 توانایی تحلیل داده و تصمیم‌گیری علمی: در عصر حاضر، تصمیمات مدیریتی نیازمند تحلیل داده‌های پیچیده و مدل‌سازی اقتصادی است.

 افزایش توان رقابت در بازار کار بین‌المللی: دریانوردی حرفه‌ای جهانی است و مدارک دانشگاهی معتبر، امکان اشتغال در شرکت‌های بین‌المللی را فراهم می‌کند.

مطالعه تطبیقی: تجربه کشورهای پیشرو

در بسیاری از کشورها مانند نروژ، هلند، سنگاپور و بریتانیا، آموزش‌های دریایی به‌صورت پلکانی طراحی شده است؛ به‌گونه‌ای که دریانورد پس از چند سال تجربه در دریا، می‌تواند به‌سادگی وارد مقاطع تحصیلات تکمیلی شود. در دانشگاه‌های این کشورها، برای افسران و مدیران آینده دوره‌هایی با عناوین زیر طراحی شده‌اند:

  MSc in Maritime Management

 MBA in Shipping & Logistics

 Master in Maritime Economics

این دوره‌ها اغلب با مشارکت مستقیم شرکت‌های کشتیرانی برگزار می‌شوند تا آموزش با نیاز واقعی صنعت هماهنگ باشد. چنین الگویی در ایران نیز قابل اجراست؛ فقط کافی است سازمان بنادر، دانشگاه‌های دریایی، و شرکت‌های حمل‌ونقل، با کمک یکدیگر «نقشه مسیر آموزشی دریانوردان» را طراحی کنند.

کشورهای پیشرو مانند نروژ، هلند و ژاپن با ایجاد پیوندی ناگسستنی میان دانشگاه و صنعت، خروجی نظام آموزشی خود را به نیازهای واقعی بازار کار گره زده‌اند. در این مدل، دانشجویان در مراکز علمی تراز اولی مانند دانشگاه NTNU نروژ، ضمن بهره‌مندی از شبیه‌سازهای پیشرفته و کارآموزی در شرکت‌های معتبر، هم‌زمان با آخرین فناوری‌های تکنولوژی دریایی و مبانی پایداری زیستی آشنا می‌شوند.

دانشگاه صنعتی دلفت  (TU Delft) و دانشگاه اراسموس روتردام که در همکاری مستقیم با بندر روتردام عمل می‌کنند، با مفاهیم پیشرفته لجستیک و مدیریت زنجیره تامین آشنا می‌شوند.

به طور مشابه، دانشگاه آنتورپ در بلژیک، با تکیه بر موقعیت استراتژیک بندر آنتورپ، به یک قطب آموزشی و پژوهشی در حوزه اقتصاد دریایی و مدیریت بنادر تبدیل شده است. این رویکرد یکپارچه، فارغ‌التحصیلانی را تربیت می‌کند که نه‌تنها بر مبانی تئوریک مسلط هستند، بلکه توانایی حل چالش‌های عملی در بزرگ‌ترین بنادر و ناوگان‌های جهان را دارند.

استانداردسازی مدیریتی و راهبری پایدار صنعت کشتیرانی

باید اذعان داشت استانداردسازی در انتصابات مدیریتی دریایی محصول رویکردهای علمی، تجربی و آماری است که برای ارتقای رقابت‌پذیری صنعت کشتیرانی کشور و بهبود شرایط مدیریتی کشتیرانی‌ها باید در دستور کار متولی دریا و دریانوردی کشور قرار گیرد. برای تبیین اهمیت موضوع می‌بایست به این نکته توجه داشته باشیم همان‌گونه که در عملیات دریانوردی، رعایت استانداردهای فردی و فنی مثل گواهینامه‌های بین‌المللی دریانوردی، ایمنی و فنی، شرط لازم برای فعالیت محسوب می‌شود، در حوزه مدیریت کشتیرانی نیز نمی‌توان انتصاب افراد را صرفاً بر اساس ملاحظات سیاسی یا روابط غیرتخصصی توجیه کرد.

به بیان دیگر، همان‌گونه که هیچ افسر یا مهندس کشتی بدون برخورداری از گواهینامه‌های معتبر بین‌المللی اجازه فعالیت در دریا را ندارد، یک مدیر ارشد در صنعت کشتیرانی نیز باید صرفاً زمانی سکاندار مدیریت یک سازمان دریایی و شرکت کشتیرانی شود که استانداردهای حرفه‌ای مدیریت دریایی را احراز کرده و توانمندی خود را از طریق ارزیابی‌های علمی و مهارتی معتبر به اثبات رسانده باشد.

این الزام نه‌تنها تضمین‌کننده کارامدی مدیریتی است، بلکه به ارتقای اعتبار سازمان در سطح بین‌المللی نیز منجر خواهد شد؛ به‌عنوان نمونه، حتی در مقیاس‌های کوچک‌تر مانند مدیران شرکت‌های فورواردینگ (Forwarding) و نمایندگی‌های کشتیرانی که ماموریت اصلی آنها ارائه خدمات لجستیکی و هماهنگی بین حلقه‌های زنجیره تامین است، اخذ شایستگی از طریق آزمون‌های رسمی الزامی خواهد بود.

بدیهی است که موفقیت سازمانی بدون آموزش‌های تخصصی، تسلط بر مقررات بین‌المللی حمل‌ونقل و کسب استانداردهای حرفه‌ای معتبر عملاً ناممکن است. بدین‌ترتیب، همان منطقی که در صدور گواهینامه‌های فنی برای دریانوردان اعمال می‌شود، باید در سطح مدیریتی نیز به‌عنوان پیش‌شرط احراز صلاحیت تلقی شود.

مدیرانی که واجد دانش تخصصی و آشنایی عمیق با استانداردهای روز صنعت کشتیرانی هستند، از ظرفیت بالاتری در تحلیل ریسک، مدیریت بحران و تدوین راهبردهای توسعه‌ای پایدار برخوردارند.

همان‌گونه که رعایت استانداردهای فنی و ایمنی در عملیات دریایی از بروز حوادث ناخواسته پیشگیری می‌کند، التزام به استانداردهای مدیریتی نیز نقش تعیین‌کننده‌ای در جلوگیری از تصمیمات غیرکارامد، پرهزینه و غیرمنطبق با منافع بلندمدت سازمان دارد.

علاوه بر این، شرکت‌های کشتیرانی که مدیران ارشد آنها واجد گواهینامه‌ها و مدارک معتبر بین‌المللی در حوزه مدیریت دریایی هستند، در تعامل با نهادهای جهانی از جمله سازمان بین‌المللی دریانوردی و شرکت‌های کشتیرانی خارجی از اعتبار و جایگاه حرفه‌ای بالاتری برخوردار می‌شوند. در نتیجه، استانداردسازی در انتصابات مدیریتی در صنعت کشتیرانی به همان اندازه اهمیت دارد که رعایت الزامات فنی و ایمنی در عملیات دریایی؛ چراکه همان‌طور که هیچ  نوعی کشتی‌ بدون رعایت مقررات ایمنی مجاز به ترک بندر نیست، صنعت کشتیرانی نیز نباید بدون اتکا به مدیران آموزش‌دیده، توانمند و استاندارد هدایت شود.

پیشنهادهای کاربردی

 ایجاد برنامه‌های مشترک میان دانشگاه‌ها و شرکت‌های کشتیرانی برای ارائه دوره‌های MBA و MSc ویژه دریانوردان.

 استفاده از آموزش تلفیقی / ترکیبی (Blended Learning) برای دریانوردانی که در سفر هستند.

 ایجاد نظام بورسیه و حمایت مالی از دریانوردان ممتاز.

 طراحی مسیر شغلی (Career Path) برای دوران پس از دریانوردی، تا نیروی انسانی ارزشمند از صنعت خارج نشود.

 تشویق مدیران ارشد به حضور در دوره‌های بازآموزی مدیریتی

تحصیلات تکمیلی برای دریانوردان حرفه‌ای نه‌تنها راهی برای ارتقای فردی است، بلکه سرمایه‌گذاری راهبردی برای آینده صنعت دریایی کشور محسوب می‌شود. تجربه عملی بدون دانش نظری، و دانش نظری بدون تجربه عملی، هیچ‌کدام به‌تنهایی پاسخ‌گوی چالش‌های پیچیده صنعت امروز نیستند. ترکیب این دو، می‌تواند به تربیت مدیرانی بینجامد که درک عمیقی از دریا، اقتصاد و انسان دارند؛ مدیرانی که آینده صنعت کشتیرانی ایران را نه در افق کوتاه‌مدت، بلکه در چشم‌انداز توسعه پایدار جهانی ببینند.

مدل مفهومی ارائه‌شده زیر نشان می‌دهد که توسعه حرفه‌ای دریانوردان در گرو تعامل سه رکن اصلی دانش حرفه‌ای، آموزش تلفیق و ترکیبی و همچنین انتصابات مبتنی بر شایستگی است و تحقق این تعامل، آثار سودمندی از قبیل افزایش بهره‌وری، کاهش سطح ریسک و نهادینه‌سازی استانداردسازی امر مدیریت سازمانی را در پی خواهد داشت.

این نمایه نشان می‌دهد که توسعه حرفه‌ای دریانوردان با بهره‌گیری از این سه عنصر، باعث افزایش بهره‌وری، کاهش ریسک و ارتقای استانداردهای سازمانی می‌شود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مطالب مشابه