۱۴۰۴-۱۱-۲۹
بهمن ۲۹, ۱۴۰۴
بهمن ۲۹, ۱۴۰۴

جدال انسان، آفتاب و آب

سال آبی ۱۴۰۳-۱۴۰۴ با خشک‌ترین تابستان دو دهه اخیر و مرگ ۹ تالاب حیاتی، از ارومیه تا هامون بسته شد. دکتر همایون خوشروان، مدیر سابق مرکز ملی مطالعات دریای خزر، در گفت‌وگو با ترابران هشدار می‌دهد که تداوم تمدن ایران در هزاره سوم نه در گروِ طرح‌های «احیا»، بلکه منوط به پذیرش تغییر اقلیم و چرخش به سمت «سازگاری با خشکسالی» است؛ چرخشی که تا شکاف میان هشدارهای علمی و تصمیم‌های اجرایی پر نشود، رخ نخواهد داد.
سازگاری با خشکسالی
گزارش

تداوم تمدن ایران در هزاره سوم میلادی در گرو ایجاد مراکز تحقیقاتی آب و هماهنگی علم با عمل

خشکیدن دریاچه‌ها و تالاب‌های این سرزمین، نه صرفاً قهر طبیعت یا تقدیر آسمانی که حاصل طمع انسان در غارت زمین و سیل بی‌تدبیری در محافظت از طبیعت است. یک تراژدی که گویا در هزاره‌های پیشین نیز رخ داده، اما در این هزاره گرمایش زمین و تنگدستی آسمان با دست‌یازی‌های انسان به طبیعت همدست شده و با نام توسعه، شریان‌های رودخانه‌ها را بریده، حق آب را از گلوی تالاب‌ها دزدیده، به حریم آنها تجاوز کرده و راه را برای اهریمن خشکسالی باز گذاشته است. حالا دیگر طبیعت، گهواره تمدن و زندگی نیست، بلکه کانون آتش و خاک است که رهاوردی جز غبار و آلودگی برای انسان ندارد.

دکتر همایون خوشروان، مدیر سابق مرکز ملی مطالعات و تحقیقات دریای خزر نیز در گفت‌وگو با ترابران، با بیان اینکه خاستگاه دریاچه ارومیه و تالاب‌های کشور ریزش‌های جوی است و تداوم حیات آنها نیز مرهون بارش‌، تاکید می کند: «اگر ما بخواهیم تا پایان قرن بیست‌ویکم تمدن ایران را پایدار نگه داریم، باید بتوانیم خودمان را با روند این پدیده طبیعی سازگار کرده و با کاهش دخل و تصرفات انسانی در طبیعت از میزان تاثیرگذاری گرمایش زمین در این حوضه‌ها بکاهیم

دکتر همایون خوشروان؛ مدیر سابق مرکز ملی مطالعات دریای خزر

سال آبی ۱۴۰۳ – ۱۴۰۴ در حالی به پایان رسید که خاطره شوم خشک شدن ۹ دریاچه و تالاب بزرگ ایران از جمله دریاچه ارومیه، بختگان، پریشان، جازموریان، گاوخونی، هامون، مهارلو، طَشک و حوض‌سلطان در سالنامه آن ماند. سالی که بحران آب در کشور به دلیل کم‌بارشی‌ها شدت گرفت و خشک‌ترین تابستان دو دهه اخیر را برای سرزمین ایران رقم زد و به تصمیم‌سازان خواب‌آلوده ثابت کرد که هشدارهای چندین ساله کارشناسان نسبت به وقوع پدیده کم‌بارشی و بحران خشکسالی محمل نبوده است. اکنون باید دید که در واقع تغییرات اقلیمی، پدیده گرمایش زمین، دخل و تصرفات انسانی و… هر کدام چقدر در خشک شدن این دریاچه‌ها و تالاب‌ها نقش داشتند؟

این پرسش را که نزد دکتر همایون خوشروان، مدیر سابق مرکز ملی مطالعات و تحقیقات دریای خزر بردیم، چرایی گرم شدن زمین را این گونه توضیح داد که از آغاز عصر آنتروپوسن یعنی از سال ۱۹۴۵ میلادی که انسان شواهد زیستی خودش را با انجام اقدامات مختلف روی منابع طبیعی از بهره‌برداری معادن تا فتح منابع زیستی در اقیانوس‌ها، رهاسازی پسماندهای پلاستیکی، اتفاقات هسته‌ای و رهاسازی مواد رادیواکتیو در محیط زیست و… به شکل فزاینده‌ای در واحدهای سنگ‌چینه‌ای به ثبت رساند، با رهاسازی گاز کربن به صورت دی‌اکسیدکربن باعث شد که گرمایش زمین با شدت فزاینده‌ای نسبت به دوران پیشین یعنی دوران قبل از عصر بین یخچالی که در انتهای کواترنری اتفاق افتاده، بیشتر شود.

او با اشاره به اینکه اگر کره زمین به چالش گرما دچار شود، سرزمین ما به دلیل نزدیکی جغرافیایی به منطقه جنب‌حاره‌ای یکی از مناطق حساس و آسیب‌پذیر خواهد بود؛ خاطرنشان کرد: «گرمایش زمین یک بحث نسبی است و در برخی از مناطق مانند مناطق حاره‌ای و بین‌حاره‌ای در سواحل خلیج فارس یا حتی بخش‌های مرکزی ایران این گرمایش تاثیر چندبرابری دارد و در برخی مناطق با وجود بالاتر رفتن درجه حرارت اثرگذاری چندانی ندارد و چندین برابر از عرض‌های جغرافیایی که فلات ایران در آن قرار دارد، کمتر محسوس می‌شود.»

خوشروان تاکید کرد: «ما از لحاظ زون آب و هوایی در یک منطقه‌ای با حساسیت و آسیب‌پذیری با شدت بسیار بالا هستیم که از سال ۱۹۴۵ تاکنون، همه منحنی‌های نشانگر آب و هوایی اعم از ریزش‌های جوی به صورت برف و باران، درجه حرارت یا دما بیانگر گرمایش زمین است و نشان می‌دهد که تحولات بزرگی در بخش خاورمیانه و شمال آفریقا در حال وقوع است که می‌تواند روی تالاب‌ها، دریاچه‌ها و حتی دریاها تاثیر مضاعف داشته باشد.»

او افزود: «به دلایلی که برشمردم، در فلات ایران، تالاب‌هایی مانند پریشان، مهارلو، گاوخونی و تالاب‌های شمال غرب و شمال ایران در حال واکنش نشان دادن به گرمایش زمین هستند؛ چرا که میزان تبخیر آب در این مناطق معمولاً بین ۳ تا ۵ برابر میزان ورودی آب به صورت ریزش‌های جوی است؛ پس وقتی ریزش‌های جوی هم کاهش یابد و تعدد دوره‌های سیلابی کم‌تاثیر شود، طبیعی است که این تالاب‌ها به‌عنوان حوضه‌های کم‌آب، به خشکسالی دچار می‌شوند.»

مدیر سابق مرکز ملی مطالعات و تحقیقات دریای خزر، در ادامه چنین نتیجه گرفت که گرمایش زمین یکی از عوامل بسیار مهم در خشک شدن تالاب‌های فلات ایران، خاورمیانه و شمال آفریقا هست که در گزارش‌های محیط‌زیستی، برنامه‌های محیط‌زیست و برنامه‌های اقتصادی سازمان ملل می‌توان آنها را پیگیری کرد.

در حالی که خوشروان دلیل اصلی خشک شدن تالاب‌ها و دریاچه‌ها را در برخی مناطق تغییرات اقلیمی، پدیده گرمایش زمین و کم‌بارشی شمرد؛ اما نمی‌توان از تاثیر مخرب انسان بر منابع طبیعی و دخل و تصرفاتش چشم پوشید. درباره همین موضوع، این عضو هیئت علمی بازنشسته موسسه تحقیقات آب وزارت نیرو با بیان اینکه سوء‌مدیریت و دخل و تصرفات انسانی باعث شده سرعت از بین رفتن تالاب‌ها تحت تاثیر گرمایش زمین، افزایش پیدا کند، تصریح کرد: «مثلاً هر نوع دخل و تصرفی اعم از سدسازی، سدهای انحرافی، کانال‌های زهکشی در تالاب‌ها و دریاچه‌ها به‌عنوان حوضه‌هایی آبگیر همچنین در حوضه‌های آبریز و روان‌آب‌های منتهی به آنها می‌تواند روی میزان دبی آب ورودی به تالاب‌ها و دریاچه‌ها تاثیر بگذارد و ظرفیت آبگیری آنها را دچار نقصان کند و به مرور زمان آهسته آهسته آنها را از بین ببرد.»

او افزود: «به این صورت، وقتی دبی رودخانه‌ها بر اثر دخل و تصرفات انسانی کاهش یابد و تبخیر آب هم بر اثر پدیده گرمایش زمین بیشتر شود، تالاب‌هایی که تحت تاثیر رودخانه‌ها و ریزش‌های جوی قرار دارند با سرعت بالاتری خشک می‌شوند. چنین اتفاقی برای تالاب‌های استان فارس، تالاب مهارلو، تالاب بختگان، تالاب پریشان و بسیاری از تالاب‌های فلات مرکزی ایران رخ داده است.»

خوشروان همچنین تصریح کرد: «در نتیجه، دخل و تصرف‌های انسانی می‌تواند این مسائل را تشدید کند؛ کما اینکه استفاده از ظرفیت آب‌های تجدیدپذیر موجود در مسیر رودخانه‌ها و آب‌بندان‌ها برای کشاورزی، کشت گیاهی و باغات هم موجب کاهش دبی آب ورودی به تالاب‌ها می‌شود و بر سیر قهقرایی قلمرو تالاب‌ها تاثیر مستقیم و شدیدی دارد. چنین اتفاقی در حوضه آبریز دریاچه ارومیه و در بسیاری از تالاب‌های ایران رخ داده است.»

نوع دیگر دخل و تصرف انسانی در طبیعت مقوله خشک کردن تالاب‌ها با هدف تغییر کاربری است که ما در این زمینه هم ید طولایی داریم و از هیچ‌گونه دخل و تصرف در تالاب‌ها و رودخانه‌ها فروگذار نکردیم.

در همین زمینه، عضو سابق هیئت علمی موسسه تحقیقات آب وزارت نیرو، به ذکر این مثال بسنده کرد که در سواحل خزر در بسیاری از مناطق تالاب‌هایی مانند تالاب زیباکنار یا تالاب کیاشهر دچار خشک‌زایی شدند؛ زیرا ما از طریق ریختن مصالح ساختمانی در درون این تالاب‌ها پوشش تالابی را به پوششی برای توسعه کاربری اراضی مختلف تبدیل کرده‌ایم و موجب شده‌ایم تالاب از بین برود.

به این ترتیب ثابت شد که تجاوز به حد بستر و حریم تالاب‌ها هم یکی دیگر از نقصان‌هایی بوده که ما انسان‌ها در عصر آنتروپوسن برای تالاب‌هایی که زمانی پر آب بودند، رقم زدیم.

حیات ارومیه در دست باران

هنگامی که از خوشروان درباره خشک شدن دریاچه ارومیه و عوامل موثر در آن پرسیدیم، او با اشاره به تالیف کتابی با نام خواص هیدرومورفولوژی دریاچه ارومیه، انسان و دخالت‌های انسانی را از جایگاه متهم ردیف اول خشک شدن دریاچه ارومیه تبرئه کرد و با اشاره به تاریخچه تشکیل این دریاچه گفت: «ارومیه از نوع دریاچه‌های پلایا هست و عمدتاً تحت تأثیر سیلاب‌های دوره‌ای، ریزش‌های جوی و روان‌آب‌ها تشکیل شده است. همچنین در منطقه‌ای قرار گرفته که دور تا دور آن را کوه‌های آتشفشانی و کوه‌های مختلف با خاستگاه زمین‌شناسی متنوع فراگرفته است و در چنین منطقه‌ای تداوم عمر دریاچه در گرو ریزش‌های جوی است.»

او خاطرنشان کرد: «شواهد حاصل از مطالعات ژئودینامیک دریاچه ارومیه نیز روشن می‌کند که در چهار هزار سال قبل و دوازده هزار سال قبل همزمان با دوره خشک‌زایی و عقب‌نشینی دریای مازندران، این دریاچه هم به خشک‌زایی وسیعی دچار شده و پسروی داشته است. این در حالی است که در آن زمان در حوضه آبریز این دریاچه، کشاورزی و باغات وجود نداشت که بخواهد آب‌های ورودی به ارومیه را برای آبیاری استفاده کند و موجب کاهش دبی آب ورودی به این پیکره آبی شود. در نتیجه، قطعاً می‌توان گفت که متهم اصلی خشک‌شدن دریاچه ارومیه گرمایش زمین است که ریزش‌های جوی را روی این دریاچه کاهش داده است.»

عضو بازنشسته هیئت علمی موسسه تحقیقات آب وزارت نیرو تصریح کرد: «بر اثر پدیده گرمایش، تعداد دوره‌های سیلابی و تاثیر آنها کم شده و در نهایت این دریاچه به سمت خشک‌زایی وسیعی رفته است؛ اما با این حال دخالت‌های انسانی مثل سدسازی روی رودخانه‌ها و جلوگیری یا ممانعت از میزان روان‌آب‌های جریان‌یافته به سمت این دریاچه هم جزء عوامل مهمی است که تاثیر عامل اصلی یعنی همان پدیده گرمایش زمین را تشدید کرده است.»

ملامت‌های علم بی‌عمل

او درباره ارزیابی عملکرد ستاد احیای دریاچه ارومیه و توفیق آن ستاد در نجات این دریاچه گفت: «از سال ۹۰ که من در وزارت نیرو در بخش مطالعات دریاچه ارومیه مسئول پروژه ژئودینامیک بستر دریاچه خزر حضور داشتم، شاهد فعالیت‌های آنها بودم، ولی واقعیت این است که در ۱۰ تا ۱۵ سال گذشته، با وجود راهکارهای عملی اندیشیده شده اتفاق تازه‌ای برای دریاچه ارومیه نیفتاده است و دریاچه همزمان با روند افزایش گرمایش زمین امسال تابستان کاملاً خشک شد. این موضوع نشان می‌دهد که برنامه‌هایی که قرار بود در این ستاد اجرا شود یا درست اجرا نشد یا در صورت اجرا توفیقی نداشت.»

خوشروان با اشاره به اینکه نجات دریاچه ارومیه کلمه‌ای بسیار جالب توجه و مهم است؛ افزود: «نباید فراموش کنیم که خاستگاه و تداوم حیات آن مانند دریاچه بختگان، دریاچه مهارلو و بسیاری از تالاب‌های کشور، مرهون ریزش‌های جوی است و اگر قرار باشد گرمایش زمین به هر دلیلی تداوم پیدا کند، نباید انتظار داشته باشیم که بتوانیم آنها را از خشکسالی نجات دهیم؛ بلکه باید بتوانیم خودمان را با روند این پدیده طبیعی سازگار کنیم و با کاهش دخل و تصرفات انسانی در طبیعت از میزان تاثیرگذاری گرمایش زمین در این حوضه‌ها بکاهیم.»

او با تاکید بر اینکه همان‌گونه که یک انسان مرده را نمی‌توان نجات داد، یک پدیده مرده مانند دریاچه ارومیه را هم نمی‌توان زنده کرد، گفت: «وقتی دریاچه ارومیه به هر دلیلی اعم از گرمایش زمین، دخل و تصرفات انسانی یا حتی تجاوز به حد بستر و حریم دریاچه می‌میرد، تنها راه احیای آن ریزش‌های جوی و سیلاب‌هایی است که می‌تواند بستر این دریاچه را پرآب کند. اگر این اتفاق رخ دهد دریاچه زنده می‌شود و نیازی ندارد که انسان آن را نجات دهد و اگر هم آسمان بر ما مهربانی نکند و آبی در بستر دریاچه وجود نداشته باشد، ما هر چاره‌ای هم بیندیشیم آب تازه‌ای در رگ‌های این دریاچه جاری نمی‌شود.»

خوشروان افزود: «بنابراین به جای هدررفت منابع مالی برای طرح‌هایی که مطمئنا بازدهی خاصی ندارد، بهتر است ما با گسترش امکانات آموزشی، جوامع و ذی‌نفعانی را که در کنار دریاچه ارومیه زندگی می‌کنند، آموزش دهیم که چطور باید با روش‌های علمی، خود را با شرایط ایجادشده وفق دهند، زندگی سازگارانه داشته باشند و از همه مهم‌تر با دریاچه چگونه رفتار کنند تا زندگی خود آنها تداوم داشته باشد.»

او با بیان اینکه نخستین بار نیست که شاهد خشک‌زایی در تالاب‌های فلات ایران و دریاچه ارومیه هستیم، گفت: «اگر به یافته‌های زمین‌شناسی در دوران قبل یعنی عصر کواترنری یا پلیستوسن دقت کنیم، متوجه می‌شویم که در دوره هولوسن در ۱۰ هزار سال قبل تالاب‌های کشورمان با خشکسالی وسیعی مواجه شدند و فلات ایران را خشکسالی در بر گرفت تاجایی که سطح تراز دریای خزر نزدیک به ۵۰ متر پایین‌تر از سطح تراز فعلی (منهای ۲۹ متر) افت داشت. آن خشکسالی، چیزی بود که طبیعت برای این دریاچه و سایر تالاب‌های کشور رقم زد. با چنین پیشینه‌ای، اکنون ما باید خودمان را برای پذیرش این واقعیت که عوامل طبیعی و دخالت‌های انسانی می‌تواند شرایط ناگوارتری را برای تالاب‌ها و دریاچه‌های کشور تا انتهای قرن بیست و یکم رقم بزنند، آماده کنیم.»

به اتفاق «علم» و «عمل» محتاجیم

خوشروان در پاسخ به این پرسش که ما چطور می‌توانیم خودمان را با این تغییرات سازگار کنیم، راهکارها و پیشنهادهایش را چنین اعلام کرد که ابتدا دولت باید منابع مالی خودش را هرچند محدود، روی روش‌های کارامد، جامع و هماهنگ برای مدیریت بحران یا (به عبارت بهتر) سازگاری با شرایط خشکسالی و گرمایش زمین متمرکز کند که اگر چنین شود، می‌توانیم مطمئن باشیم مثل بسیاری از کشورهای توسعه‌یافته که همین شرایط را تجربه کرده‌اند، موفق خواهیم بود.

این پیشنهاد خوشروان در حالی اعلام می‌شود که تاکنون هرچه از دولت و حتی بسیاری از کنشگران محیط‌زیستی دیده‌ایم روی رویکردهایی مانند نجات دریاچه متمرکز بوده که گروهی ذی‌نفع داشته و متاسفانه هیچ توفیقی هم نداشته است تا جایی که ما امروز شاهد خشک شدن بسیاری از دریاچه‌ها، رودخانه‌ها و تالاب‌ها در کشور هستیم.

او با اشاره به اینکه کسب رتبه‌های برتر ایرانیان در المپیادهای بین‌المللی حوزه علوم نظری مثل ریاضیات، فیزیک، شیمی و زمین‌شناسی بیانگر این موضوع است که ما ایرانی‌ها در ارائه فرمول‌های تئوری بسیار توانمند هستیم اما در ظرفیت‌های علمی عملی به اندازه تئوری توفیق نداشته‌ایم، گفت: «راهکارهای مدیریت منابع آب زمانی می‌تواند موفقیت‌آمیز باشد که ما هم از لحاظ فنی و هم علمی با این راهکارها همسویی پیدا کنیم؛ مثلاً اگر راهکارهای مدیریت منابع آب، سدسازی را عملی قبیح می‌داند، در کارهای توسعه‌ای و عمرانی نیز باید این کار متوقف شود. در غیر این صورت، به منابع آبی کشور لطمه وارد می‌شود.»

همان‌گونه که گفته شد راهکارهای مدیریت منابع آب باید جامع و هماهنگ با هم باشد، به صورتی که همه دستگاه‌ها و نهادها یک هدف را دنبال کنند مثلاً اینکه ما جلوی سدسازی را بگیریم اما از طرف دیگر، فاضلاب‌ها و پسماندهای مختلف را به محیط پذیرنده روان‌آب‌ها مانند رودخانه‌ها، جویبارها و انهار وارد کنیم و آب‌های سالم را ناسالم کنیم، در مدیریت منابع آب توفیقی نخواهیم داشت.

این سخنان خوشروان؛ یادآور مدیریت جامع مناطق ساحلی بود که از نظر تئوری، برنامه‌ها و ظرفیت‌هایی خوبی برای آن وجود داشت، اما متاسفانه در حفاظت از مناطق ساحلی، حفاظت از اکوسیستم‌ها و تنوعات زیستی دستاوردی حاصل نکردیم تا جایی که یک مشاهده ساده در سواحل نشان می‌دهد که ورود منابع آلاینده مختلفی به سواحل جنوبی یا شمالی کشور، تاثیر بسیار زیادی روی اکوسیستم‌های آنجا دارد و آنجا را به مرور زمان نابود می‌کند. علاوه بر این، ساخت و سازهای روزافزون چه در بنادر به شکل تاسیسات ساحلی و چه ساخت‌وسازهای عمرانی افسارگسیخته به اکوسیستم و عرصه‌های ساحلی صدمه جدی وارد می‌کند.

او با تاکید به اینکه ما به راهکار نیاز نداریم بلکه بیش از همیشه به اتفاق‌نظر در مدیریت بحران محتاج هستیم، گفت: «دلیل اینکه ما در حوزه مدیریت جامع منابع آب، به نتیجه خوبی نرسیدیم، فاصله بسیار زیاد اقدامات فنی با دستاوردهای علمی ما در حوزه آب است. به بیان دیگر، عملاً ما نتوانستیم یک ارتباط صحیح، دقیق و موثر بین واحدهای صنعتی با دانشگاه و مراکز پژوهشی برقرار کنیم. مراکز پژوهشی بارها اعلام خطر و بحران کردند، اما صنعت هیچ گاه رویکرد صحیح و درستی نسبت به آن اعلام خطرها از خودش نشان نداد.»

تهی از توان

مدیر سابق مرکز ملی مطالعات و تحقیقات دریای خزر به ضعف مالی و توان پژوهشی و آموزشی در عرصه مدیریت منابع آب هم اشاره و اظهار کرد: «با کاهش اعتبارات مراکز پژوهشی، آنها دیگر نمی‌توانند خدمات پژوهشی صحیحی را متناسب با نیازهای آبی کشور انجام دهند و به مرور زمان هسته‌های قدرتمندی که در عرصه آب وجود داشتند، به ظرفیت‌های بسیار کوچکی تبدیل می‌شوند که این ظرفیت‌ها حتی دیگر توان ادامه بقا ندارند؛ بنابراین طبیعتاً وقتی این انتقال و اتصال تجربه و مهارت‌های فنی را از عرصه پژوهش و آموزش به عرصه صنعت از دست می‌دهیم، اعتبار راهکارهایمان برای مدیریت منابع آب هم کم می‌شود و دیگر نمی‌توانیم به راهکارهای عملی دست یابیم تا در شرایط بحران و خطر بتوانیم از آنها استفاده کنیم.»

به گفته خوشروان، اکنون در کشور موسسه‌های پژوهشی مختلفی در عرصه آب داریم که مهم‌ترین آنها موسسه تحقیقات آب است؛ اما می‌بینیم که حتی در این شرایط که رئیس دولت هم اعلام کرده است به دنبال صاحبنظران هستیم تا برای مدیریت بحران کشور به ما کمک کنند، از موسسه تحقیقات آب در مدیریت منابع آب کشور استفاده نمی‌شود و در بازی کلان حکمرانی آب دخالت ندارند و خود آنها هم نتوانسته‌اند دستاوردهای خوبی ارائه دهند تا در حل مشکل آب موثر باشد.

شرط بقای تمدن ایران در هزاره سوم

او با نگاهی خوشبینانه گفت: «اگر ما بخواهیم تا پایان قرن بیست‌ویکم تمدن ایران را پایدار نگه داریم، باید ظرفیت‌های بالقوه مراکز پژوهشی و موسسات تحقیقاتی را افزایش دهیم و با توانمندسازی آنها مخاطرات را شناسایی و بحران را کاملاً صحیح درک کنیم. پس از آن، راهکارهای عملی را به‌صورت طرح‌های پایلوت اجرا کنیم، مثلاً اگر در دهه ۸۰ و ۹۰ وزارت نیرو بحث شیرین‌سازی آب این دریا را در دستور کار قرار می‌داد، ما امروز شاهد کم‌آبی استان‌های ساحلی کشور حتی استان‌های تهران، سمنان و… نبودیم؛ زیرا اگر ما یک سانتی‌متر آب از دریای مازندران با وسعت ۴۰۰ هزار کیلومتر مربع می‌گرفتیم، معادل با چهار میلیارد متر مکعب آب می‌شد که ظرفیت بزرگی برای سیراب کردن بخش بزرگی از کشورمان بود.»

در نهایت، از سخنان دکتر خوشروان می‌توان چنین نتیجه گرفت که برای برون‌رفت از چالش‌های فعلی باید به ظرفیت‌های موجود در کشور توجه کنیم و مراکز پژوهشی و تحقیقاتی آب را به شکل فزاینده‌ای توانمند کنیم. همچنین باید با نظارت مجلس پل ارتباطی بسیار قوی بین صنعت با دانشگاه و مراکز پژوهشی ایجاد کنیم تا نتایج و دستاوردهای ثمربخش آنها به واحد صنعت تزریق شود تا تمدن ایران برای هزاره سوم میلادی هم برقرار و مستحکم باشد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مطالب مشابه