جاماندگی از مسیـر
به تازگی ویدئویی از یک فعال حوزه معلولان در فضای مجازی منتشر شده که از فرزانه صادق، وزیر راهوشهرسازی به علت عدم توجه به مناسبسازی قطارها و ایستگاههای راهآهن به شدت انتقاد میکند. در این ویدئو، شهرام مبصر، مدیر سابق انجمن معلولان ساحل امید، خبر میدهد که تاکنون ۳ جلسه با وزیر راه و معاونانش درباره مناسبسازی قطارها و ایستگاهها برگزار شده اما هیچ نتیجهای حاصل نشده است و طرحها بایگانی شدهاند. عدم مناسبسازی وسایل حملونقل عمومی از جمله قطار ، اتوبوس و تاکسی برای معلولان مشکل دیروز و امروز این قشر نیست. هرچند در مواردی از جمله در اتوبوسهای بیآرتی امکاناتی برای سوار شدن افراد دارای معلولیت و ویلچرسواران به این وسیله حملونقل عمومی دیده شده است، اما هنوز ایستگاهها مناسب نیست و معلولان نمیتوانند از این وسایل نقلیه عمومی استفاده کنند.
کامران عاروان در مصاحبه با خبرنگار ترابران با اشاره به تاریخچه رواج حملونقل عمومی در ایران گفت: «در سال ۱۳۱۶ راهآهن سراسری در ایران راهاندازی و در همان دوره پهلوی اول، حملونقل هوایی مسافر نیز آغاز شد، هرچند استفاده از هواپیما ابتدا شکلی تجملاتی داشت و مختص طبقه اشراف بود، تا اینکه از زمان پهلوی دوم و سپس استقرار جمهوری اسلامی، با افزایش هواپیماها و فرودگاهها در کشور، استفاده از هواپیما برای اقشار مختلف مردم عمومیت یافت و این امکان برای افراد دارای معلولیت نیز فراهم آمد تا از حملونقل عمومی استفاده کنند.»
او افزود: «تاکنون در همه حوزههای حملونقل از جمله هوایی، ریلی و زمینی تلاشهایی برای مناسبسازی این وسایل نقلیه برای معلولان صورت گرفته، اما صنعت هوانوردی پیشروتر از دیگر حوزهها بوده است و کموبیش در مبدأ و مقصد به افراد دارای معلولیت، خدمات ویژه ارائه میشود، اما متاسفانه در حملونقل ریلی وضع اینگونه نیست و قطار و واگنها برای استفاده معلولان مناسبسازی نشدهاست؛ حتی در هواپیما ویلچرهایی طراحی شده که اندازه راهروها باشد و فرد معلول بتواند به کمک این ویلچرها به طرف مسیر خود هدایت شود، اما در قطارهای ما چنین اقدامات و خدماتی کمتر اتفاق افتاده است.»
مدیرعامل جامعه معلولان با بیان اینکه وضعیت خودروها و اتوبوسها و ونها هم چندان خوب نیست و این خودروها در حملونقل عمومی به ندرت برای معلولان مناسبسازی شدهاند، اظهار کرد: «اغلب اتوبوسهای بینشهری اصلاً قادر به سوار کردن یک فرد معلول ویلچری نیستند و سکویی برای منتقل شدن ویلچر به داخل اتوبوس ندارند، بنابراین چارهای وجود ندارد مگر اینکه شخص معلول را بلند کنند و ببرند داخل اتوبوس و ویلچر را در قسمت بار اتوبوس قرار دهند؛ یعنی فرد معلول نمیتواند با ویلچر خود سوار اتوبوسهای بینشهری شود.»
عاروان یادآور شد: «البته اتوبوسهای درونشهری این امکان را برای افراد معلول فراهم کردهاند که بتواند با ویلچر وارد اتوبوس شود اما در این حوزه، با مشکلات دیگری مواجه هستیم. یکی از مشکلات این است که از نظر آموزشی این مسائل فرهنگسازی نشده است؛ مثلاً راننده هیچ وقت پیاده نمیشود که فرد معلول را سوار و دوباره پیاده کند یا آنقدر اتوبوس شلوغ است که معلول نمیتواند سوار شود یا ایستگاهها برای فرد معلول مناسبسازی نشدهاند.»
او اضافه کرد: «ماشینهای سواری یا تاکسیهای بینشهری هم نمیتوانند فرد معلول را سوار کنند، مگر اینکه ویلچر را صندلی عقب بگذارند و فرد معلول را در صندلی جلو بنشانند و از او کرایه ۴ نفر را دریافت کنند که خیلی از معلولان چنین توان مالی را ندارند. تاکسیهای درونشهری هم این ظرفیت را ندارند، مگر تاکسیهای اینترنتی، به عنوان نمونه، تپسی این امکان را دارد که افراد دارای معلولیت را سوار کند. ونهای درونشهری و برونشهری هم چنین مشکلی را دارند و مناسب فرد معلول دارای ویلچر نیستند. البته همه افراد معلول ویلچرسوار نیستند، اما ما باید بدترین حالت را در نظر بگیریم و پیشبینی کنیم.»
عاروان با بیان اینکه مجتمعهای بینراهی و ایستگاهها هم شامل حملونقل عمومی میشوند، گفت: «اگر اتوبوس ظرفیت و توان حمل فرد معلول را داشته باشد، اما ایستگاه یا مجتمع بینراهی مناسبسازی نشده باشد، باز هم برای فرد معلول مشکلساز میشود. مثلاً در اتوبان امام علی ایستگاه اتوبوس داریم اما شما خودتان بروید ببینید اگر فرد معلول بخواهد وارد ایستگاه شود چگونه باید این کار را انجام دهد! مثلاً موردی بود که یک طرف پل عابر را آسانسور یا پله برقی گذاشته بودند اما طرف دیگر این امکان را نداشت. فرد معلول بالا رفته اما نتوانسته بود پایین بیاید چون آسانسور یا پلهبرقی فقط رو به بالا بود! این ایرادات وجود دارد و برای معلولان دردسر ایجاد میکند.»
یکی از چالشهای اصلی معلولان در خصوص مترو و فقدان مسیرهای دسترسی مناسب در ایستگاهها است؛ چراکه بسیاری از ایستگاههای مترو در طراحی اولیه خود، امکاناتی مانند رمپ، آسانسور و پلهبرقی برای افراد دارای محدودیت حرکتی را در نظر نگرفتهاند. و حتی در ایستگاههایی که آسانسور نصب شده است، شاهد خرابی مکرر این تجهیزات هستیم.
به گفته او، یکی دیگر از موانع مهم در زمینه استفاده از مترو، طراحی نامناسب واگنهاست، چون فضای داخلی بسیاری از قطارها به گونهای نیست که افراد دارای ویلچر یا وسایل کمکی بتوانند به راحتی در آن جا بگیرند. علاوه بر این، نبود دستگیره یا تجهیزات حمایتی برای افرادی که با عصا یا واکر حرکت میکنند، خطر آسیبدیدگی آنها را افزایش میدهد.
مشوقها و تدوین الزامات برای بخشخصوصی
مدیرعامل جامعه معلولان، با یادآوری نوع حاکمیت بر بخش حملونقل عمومی اظهار کرد: «باید این مسئله را در نظر داشت که در گذشته بخش دولتی بر حملونقل عمومی حاکمیت داشت، اما الان بخش خصوصی در این حوزه مسئولیت بیشتری دارد و اکثر قریب به اتفاق شرکتهای ریلی، هواپیمایی و تاکسیرانی دارای مالکیت خصوصی هستند، بدون اینکه توجهی به معلولان داشته باشند، بنابراین باید برای مشکل تدبیری اندیشیده شود. میبایست مشوق یا طرح یا اجباری از سوی دولت برای بخشهای خصوصی فعال در حوزه حملونقل عمومی وجود داشته باشد تا اگر میخواهند در این حوزه فعالیت کنند، وظایفی را در قبال معلولان برعهده بگیرند و مناسبسازی وسیله نقلیه برای معلولان را به لیست وظایف خود اضافه کنند.»
عاروان در ادامه، به بیان آماری از تعداد معلولان کشور پرداخت و گفت: «رئیس سازمان بهزیستی اعلام کرده که ۱۰ میلیون معلول در کشور داریم که میشود یکنهم جمعیت کشور. با چنین آماری، این سوال مهم مطرح میشود که آیا درست است این تعداد افراد و خانوادههای آنان از کار و سفر و حضور در اجتماع محروم شوند؟! آیا نباید از مزیت و ظرفیتهای آنان استفاده کرد؟ مطمئن باشید که اگر قطار برای آنان مناسبسازی شود، معلول ترجیح میدهد به مسافرت برود و بخشی از سبد خانوار را به همین موضوع اختصاص دهد.»
او افزود: «نگاه ما میبایست به بیرون و گردشگران خارجی هم باشد. ممکن است گردشگر خارجی معلولی قصد سفر به ایران را داشته باشد، اما چون حملونقل عمومی مناسب نیست از سفر پشیمان شود. از سوی دیگر، ما گردشگران سلامت بسیاری داریم که برای درمان به ایران مراجعه میکنند. اگر نتوانیم چنین خدماتی را به آنها ارائه دهیم، این دسته از گردشگران را هم از دست خواهیم داد.»
به گفته مدیرعامل جامعه معلولان؛ وضعیتی که برای معلولان در حوزه حملونقل عمومی وجود دارد اصلاً رضایتبخش نیست و باید اصلاحات جدی صورت گیرد. عاروان به جلسه فعالان حوزه معلولان با فرزانه صادق نیز اشاره کرد و افزود: «به تازگی برخی از فعالان حوزه معلولان با اشاره به جلساتی که با وزیر راه و شهرسازی داشتند گلایههایی مطرح کردند و گفتند با وجود برگزاری چندین جلسه اما هنوز اتفاقی رخ نداده است. این دوستان ما درست میگویند، اما آن چیزی که باید به آن توجه کنند این است که نباید زود ناامید شوند و دست از کار بکشند.»
عاروان تاکید کرد: «فراموش نکنید که تمام اصلاحاتی که در کشور شده یکشبه رخ نداده و گاهی ۱۰ سال طول کشیده است. درست است که ما باید زودتر به نتیجه رسیم و فرد معلول الان به امکانات نیاز دارد اما نباید هم زود ناامید شد و همه چیز را رها کرد.»
عاروان اضافه کرد: «از سوی دیگر، باید وزیر یا رئیسجمهور دستورات قویتری صادر کنند و مهندسی قویتری داشته باشند، مثلاً تصویب و ارائه مجوز ساخت و راهاندازی هر پروژه عمرانی در بخش حملونقل، باید منوط به پیوست معلولان باشد. اگر میخواهند ایستگاه راهآهن یا فرودگاه جدید تاسیس کنند، به این مسئله توجه شود که حتماً پیوست معلولان را داشته باشد و بعد افتتاح انجام شود. این پیوست هم با نظر افراد معلول و صاحبنظران و انجمنها تدوین و تنظیم شود. اینطور نباشد که وزیر برود فقط کلنگ بزند و تمام.»
لزوم آموزش میدانی مدیران میانی
مدیرعامل جامعه معلولان همچنین خبر داد: «خانم وزیر و معاون ایشان میخواهند مشاورانی از معلولان انتخاب کنند که اگر این اتفاق بیفتد، در قسمت آموزش و نظارت اتفاقات خوبی خواهد افتاد.»
عاروان با بیان اینکه وزرا باید برنامه برای معلولان داشته باشد، خاطرنشان کرد: «مثلاً اگر وزیری بگوید تا وقتی من در رأس وزارتخانه حضور دارم، یکسری کارها را هرچند کم، اما اصولی برای معلولان انجام میدهم، ما به همین مقدار هم راضی هستیم.»
او گفت: «گاهی شاهدیم که وزیر و معاونانش دستورات لازم را میدهند، اما مدیران میانی توجهی به دستور نمیکنند که شاید یکی از دلایل آن عدم آموزش مدیران باشد، فراموش نکنید که گاهی ما بیشتر از اینکه به مردم آموزش بدهیم، باید آموزش مدیران را جدی بگیریم. این آموزش هم باید میدانی باشد، نه کلاسی. اینکه در جلسات رسمی مدیران را آموزش دهیم کفایت نمیکند؛ مثلاً باید یک فرد معلول را در ایستگاه قطار و راهآهن ببریم و به مدیر مربوطه نشان دهیم که وقتی مناسبسازی صورت نگرفته باشد، چگونه فرد معلول از استفاده از قطار محروم میشود و به چه دردسرهایی میافتد.»
او یادآور شد: «مشکل دیگر تغییرات پیدرپی مدیران است. نباید با تغییر مدیران کارها متوقف شود یا برنامهها تغییر کند. مناسبسازی حملونقل عمومی باید جزء شرح وظایف قرار گیرد، نه اینکه با دستورات مقطعی پیش برویم، چون امروز وزیر دستور میدهد قطارها برای معلولان مناسبسازی شود، اما فردا ۴ دستور در حوزههای دیگر میدهد و روزانه به این دستورات اضافه میشود. مدیر میانی هم برای خود اولویتبندی میکند و بر اساس نظر خودش دستورات را جلو میبرد. بنابراین ممکن است هیچگاه نوبت به دستور وزیر برای مناسبسازی نرسد.»
او با بیان اینکه بالاخره باید این حرکت از یک جا شروع شود و آن وقت اعتماد هم جلب خواهد شد، خاطرنشان کرد: «گاهی هم اقداماتی انجام میشود، اما مطابق استاندارد نیست، به عنوان مثال، در ایستگاههایی رمپ مخصوص معلولان گذاشتهاند اما استاندارد نیست. نمونه آن را میتوانید در ساختمان راهآهن مشاهده کنید که شیب رمپ معلولان آن تندتر از استاندارد جهانی است؛ بنابراین، باید نظارت وجود داشته باشد که اگر قرار است کاری صورت گیرد، درست و اصولی باشد.»


