آینده صنعت ریلی، بدون ایجاد یک نظام آموزش مهارتمحور و استانداردمحورقابل دستیابی نخواهد بود
سالیان درازی است که نظام آموزش ریلی در ایران سیستمی عقیم در رشد حرفهای دانشجویان از سطح کارآموزی تا استادکاری است و با توجه به پیشرفت روزافزون تکنولوژی، «بازنگری در آموزش ریلی»، «ترمیم پل ارتباطی صنعت و دانشگاه»، «استانداردسازی دورهها و سرفصلهای آموزشی»، «ایجاد شبکه مدرسان صنعتی» و «پیادهسازی نظام بازآموزی» دیگر یک پیشنهاد نیست، یک ضرورت هشداردهنده است.
منظرهای که دکتر علیرضا عجمیان، رئیس کمیته آموزش انجمن صنفی شرکتهای حملونقل ریلی و خدمات وابسته از وضعیت آموزش در صنعت ریلی برایمان ترسیم کرد، تصویری را نشان داد که چالشها و کمبودهای موجود فرایند بهبود و پیشرفت آموزشی را دشوار کرده و بر ایمنی و نوآوری در این صنعت آوار شده است. برای در هم کوبیدن و بازسازی آن نیز به هماهنگی و نقشآفرینی سه ضلع اصلی صنعت یعنی راهآهن، انجمن شرکتهای حملونقل ریلی و شرکتهای ریلی بهعنوان بهرهبردار اصلی نظام آموزشی نیازمندیم.
گزارش از سیما ذوکایی نعمتی | گفتوگو با مهندس حسین منتظریفر، مدرس دانشگاهی صنعت هوانوردی
مهندس حسین منتظریفر، درباره اهمیت این صنعت گفت: «صنعت هوانوردی به عنوان نماد پیشرفت و توسعهیافتگی هر کشور، نقشی حیاتی در اقتصاد، امنیت و ارتباطات جهانی ایفا میکند. در قلب این صنعت پیچیده و پرچالش، آموزش هوانوردی قرار دارد که همچون ستون فقرات پشتیبان ایمنی و کارایی این حوزه عمل میکند، اما آموزش هوانوردی در ایران باوجود پتانسیلهای فراوان و موقعیت استراتژیک کشور با چالشها و فرصتهای منحصر بهفردی مواجه است.»
او تاکید کرد: «آموزش هوانوردی تنها انتقال دانش نیست، بلکه ساختن نگهبانان آسمان است؛ یعنی هر خلبان، مهندس تعمیرات، کنترلر ترافیک هوایی و مهماندار، حلقهای اصلی از زنجیره ایمنی هستند و کیفیت آموزش آنها مستقیماً بر ایمنی پروازها موثر است. در ایران این آموزشها علاوه بر نقش ایمنیبخشی، ابعاد اقتصادی، اجتماعی و حتی امنیتی هم دارند. ایران با پیشینهای غنی در حوزه هوانوردی، از نخستین کشورهای منطقه در توسعه این صنعت بوده، اما تحولات چند دهه اخیر از جمله تحریمهای بینالمللی، چالشهای اقتصادی و محدودیتهای فناورانه، مسیر توسعه آموزش هوانوردی را با پیچیدگیهای فراوانی روبهرو کرده است.»
این مدرس دانشگاهی صنعت هوانوردی، با تاکید بر ضرورت ارزیابی دقیق از نظام آموزشی، گفت: «ارزیابی نظاممند آموزش هوانوردی در ایران نه تنها یک نیاز علمی، بلکه ضرورتی ملی است. این ارزیابی باید با نگاهی عینی، همهجانبه و مبتنی بر استانداردهای بینالمللی انجام شود تا ضمن شناسایی نقاط قوت و ضعف، راهکارهای عملیاتی ارائه دهد و زمینهساز ارتقای جایگاه منطقهای و بینالمللی ایران شود.»
او با اشاره به بررسیهای آموزشی انجام شده در حوزه هوانوردی ایران، افزود: «در این بررسیها، کیفیت و کمیت مراکز آموزشی، تجهیزات و فناوریهای آموزشی، منابع انسانی و اساتید، برنامههای درسی و سرفصلها، همخوانی با استانداردهای جهانی و توانایی پاسخگویی به نیازهای بازار کار از جمله محورهای اصلی هستند که باید مورد توجه قرار گیرد.»
نقاط قوت و مزایای آموزش هوانوردی ایران از نگاه این مدرس باسابقه و فعال صنعت هوانوردی عبارت هستند از:
امکانات و تجهیزات:
- دارا بودن شبیهسازهای پیشرفته (Flight Simulators)
- استفاده از ناوگان آموزشی نسبتاً متنوع
- فرودگاههای اختصاصی آموزشی در برخی مراکز
- آزمایشگاههای تخصصی Avionics و موتور و بدنه
- اساتید و نیروی انسانی:
- بهرهمندی از خلبانان بازنشسته با تجربه عملیاتی
- اساتید دانشگاهی متخصص در حوزه مهندسی و هوانوردی
- تلفیق تجربه عملی و آکادمیک در آموزش
- حفظ اساتید پیشکسوت در سیستم آموزشی
- برنامههای آموزشی:
- مدت زمان کافی آموزش (هم تئوری و هم عملی)
- سرفصلهای جامع منطبق با استانداردهای بینالمللی
- آموزش پرواز در شرایط آبوهوایی متنوع ایران
این مدرس دانشگاهی صنعت هوانوردی، چالشها و مشکلات آموزش هوانوردی در ایران را نیز اینگونه فهرست کرد:
مشکلات زیرساختی:
- فرسودگی ناوگان آموزشی در برخی مراکز
- محدودیت دسترسی به قطعات یدکی به دلیل تحریمها
- کمبود شبیهسازهای نسل جدید
- محدودیت فضای هوایی برای تمرین و پروازهای آموزشی
- چالشهای مالی:
- هزینه بالای آموزش برای هنرجویان
- کمبود منابع مالی و بودجه برای بهروزرسانی تجهیزات
- حقالتدریس و دستمزد نسبتاً پایین Instructors در مراكز آموزشی نسبت به شركتهای خطوط هوایی
مسائل بینالمللی:
- محدودیت اعتبار داخلی گواهینامههای صادره آموزشی
- دشواری تبادل دانش با سایر مراکز بینالمللی
- محدودیت در بهرهگیری از آخرین دستاوردهای جهانی
به گفته مهندس منتظریفر؛ ایران به دلیل تنوع شرایط پروازی در سطح علمی اساتید و تجربه عملی نسبت به کشورهای منطقه غنیتر است، اما کمبود امکانات این حوزه نسبت به برخی از کشورهای عربی انکارناپذیر است؛ از طرفی هزینه پایینتر آموزش و دسترسی آسانتر به برنامههای آموزشی در ایران نسبت به کشورهای پیشرفته مزیت صنعت هوانوردی ما محسوب میشود اما فاصله تکنولوژیکی در تجهیزات از جمله مشکلات و چالشهای جدی این حوزه است که منجر به نگرانی برخی از کارشناسان، صاحبنظران و فعالان صنعت هوانوردی شده است.
او ادامه داد: «توسعه همکاری با مراکز بینالمللی، سرمایهگذاری روی شبیهسازهای بومی، بهروزرسانی سرفصلها مطابق با آخرین استانداردهای EASA/FAA و استفاده بهینه از اساتید باتجربه بازنشسته در قالب مشاور میتواند بهعنوان پیشنهادهای بهبود حوزه آموزشی صنعت هوانوردی مورد بررسی و توجه قرار گیرد.»
این مدرس صنعت هوانوردی در پاسخ به پرسش خبرنگار ترابران درباره تعداد مراکز آموزشی مجاز در ایران بهجز دانشگاهها و کیفیت آنها توضیح داد: «در حال حاضر، حدود ۱۴ مرکز آموزش هوانوردی خصوصی و دولتی تحت نظارت سازمان هواپیمایی، ۵ مرکز آموزش مهمانداری و خدمات پروازی، ۷ مرکز آموزش تعمیر و نگهداری هواپیما (تكنسین پرواز) و ۳ مرکز آموزش کنترلرهای ترافیک هوایی در کشور وجود دارد که حضور اساتید مجرب یعنی استفاده از خلبانان بازنشسته با هزاران ساعت پرواز، دارا بودن FSTD و FNPT سطح دو در مراکز اصلی، برنامه آموزشی استاندارد منطبق بر PART-FCL و همچنین تنوع شرایط پروازی از نقاط قوت کیفی این مراکز در شاخصهای ارزیابی است.»
او درباره رتبهبندی کیفی این مراکز آموزشی بر اساس گزارشهای ارزیابی انجام شده، بیان کرد: «از بین همه مراکز آموزشی، ۳ مرکز درجه یک با امکانات کامل ناوگان روزآمد، ۶ مرکز درجه دو با امکانات ناوگان متوسط و ۵ مرکز درجه سه نیازمند به ارتقای تجهیزات داریم.»
منتظریفر چالشهای اصلی مراکز آموزشی و صنعت هوانوردی کشور را در چهار دسته تقسیمبندی کرد و این گونه برشمرد:
چالشهای مالی و اقتصادی:
- هزینههای بالای آموزش
- مشکلات تامین سوخت و قطعات یدکی
- تحریمها و محدودیت در خرید هواپیماهای آموزشی جدید
چالشهای فنی مهندسی و تجهیزاتی:
- میانگین عمر بالای ناوگان (۲۵-۳۰ سال)
- محدودیت دسترسی به شبیهسازهای نسل جدید
- کمبود هواپیماهای آموزشی تکموتوره پیشرفته
چالشهای زیرساختی:
- محدودیت فضای هوایی برای تمرینهای آموزشی و ناوبری
- تمرکز مراکز در نقاط خاصی از کشور
- کمبود فرودگاههای آموزشی اختصاصی
چالشهای بینالمللی:
- مشکلات اعتبارسنجی داخلی گواهینامهها در برخی کشورها
- محدودیت در تبادل دانشجو با مراکز بینالمللی
- دشواری در بهرهگیری از Instructors خارجی
او در ادامه افزود: «تشکیل پایگاه داده تجهیزات بین مراکز، استفاده بهینه از ظرفیت اساتید باتجربه بازنشسته و برگزاری دورههای مشترک با مراکز منطقهای به عنوان راهکارهای بهبود کوتاهمدت و همچنین توسعه شبیهسازهای بومی و بهرهگیری از متدها و نرمافزارهای هوش مصنوعی در بخشهای مختلف آموزشی هوانوردی و مهندسی تعمیرات، جذب سرمایهگذاری خصوصی و انعقاد تفاهمنامه با مراکز معتبر بینالمللی در راستای دسترسی به رویكردهای نوین آموزشی بهعنوان راهکارهای بلندمدت میتوانند در رفع چالشها و بهبود وضعیت کنونی موثر باشند؛ البته این تحلیلها براساس آخرین گزارشهای منتشر شده و استانداردهای سازمان هواپیمایی کشوری تهیه شده و قابلیت اجرایی دارد.»
این مدرس دانشگاه، با تاکید بر اهمیت توجه به مهارت محوری در آموزش هوانوردی و تاثیر آن بر ایمنی هواپیما و پروازها، یادآور شد: «اهمیت مهارتمحوری در آموزشهای هوانوردی به ترتیب اولویت باید تحلیل و تشریح شود که با این رویکرد، بررسی نقش مهارتمحوری در پیشگیری از خطاها در وهله اول قرار میگیرد چراکه این امر منجر به کاهش خطاهای انسانی و در نتیجه کاهش ۷۰ تا ۸۰ درصدی حوادث ناشی از آن میشود، علاوه بر آن مهارت تحلیل شرایط اضطراری و تقویت تصمیمگیری بحرانی و همچنین افزایش خودکارآمدی به معنای اعتماد به نفس در مدیریت موقعیتهای پیچیده هم از دیگر نتایج مهارتمحوری در آموزش هوانوردی هستند.» منتظریفر اضافه کرد: «مؤلفههای کلیدی شامل آموزش مهارتمحور در هوانوردی در دو بخش اصلی شامل مهارتهای فنی (Technical Skill) اعم از کنترل دقیق هواپیما، مدیریت سیستمهای پیچیده و عیبیابی فنی و دوم مهارتهای غیرفنی (Non-Technical Skills) شامل تصمیمگیری موقعیتی (SRM)، مدیریت منابع انسانی، ارتباطات موثر و رهبری و کار تیمی تقسیم میشود که براساس شواهد و آمار تاثیر مستقیمی بر ایمنی پرواز دارند، به طوری که منجر به کاهش ۴۰ درصدی خطاها در خلبانان با آموزش مهارت محور شده و تا ۶۰ درصد در موفقیت مدیریت شرایط اضطراری نقش دارد، همچنین این مؤلفهها حوادث مربوط به خطاهای انسانی را تا ۳۵ درصد کاهش میدهند.»
به گفته این متخصص و کارشناس صنعت هوانوردی؛ روشهای مدیریت آموزش مهارت محور اعم از شبیهسازهای پیشرفته (FFS)، سناریوهای واقعگرایانه، آموزش مبتنی بر شایستگی (CBTA) و بازخورد فوری و مستمر هستند که دارا بودن تجهیزات روزآمد شبیهساز، اساتید مجرب و آموزش دیده، برنامه آموزشی منعطف و ارزیابی مستمر مهارتها از جمله الزامات اجرایی آن هستند.
به گفته این مدرس حرفهای، در مقایسهای ساده بین رویکرد سنتی آموزش و رویکرد مهارتمحور میبینیم که معیار آموزش سنتی تمرکز دانش تئوری و ارزیابی امتحان کتبی است و نتیجه آن چیزی جز مدرکگرایی نخواهد بود، حال آنكه در آموزش مهارت محور، شایستگی عملی، عملکرد واقعی و انعطاف برنامه ثابت شخصیسازی شده و ایمنیمحور از مهمترین شاخصههای آن هستند که منجر به افزایش مهارت فراگیران و کاهش حوادث و خطاهای انسانی میشود.
او با اشاره به محدودیتهای آموزش مهارت محور در ایران اعم از هزینه بالای شبیهسازها، مقاومت در برابر تغییر روشها، کمبود Instructors آموزشدیده مجاز و فقدان استانداردهای یکپارچه در آموزش باكیفیت بیان کرد: «برای هریک از این چالشها میتوان راهکارهای بومی مثل توسعه شبیهسازهای مقرونبهصرفه، آموزش اساتید توسط خلبانان باتجربه بازنشسته و تهیه مدلهای استاندارد (STP) و سناریوهای متناسب با شرایط ایران را ارائه کرد که با اجرایی شدن آنها چالشهای این حوزه تا حد زیادی رفع میشوند.»
منتظریفر در ادامه گفت: «با عملیاتی شدن پیشنهادهای کاربردی برای مراکز آموزشی مثل تلفیق CRM در تمام دورهها، استفاده از شبیهساز برای سناریوهای بحرانی و ارزیابی مستمر مهارتهای غیرفنی و همچنین برای سازمانهای نظارتی اعم از الزامی کردن دورههای مهارت محور، تدوین استانداردهای ملی مبتنی بر STP آموزشی و نظارت مستمر بر کیفیت اساتید و روشهای آموزش میتوان به کاهش حوادث، بهبود عملکرد خدمات پروازی و افزایش اعتماد عمومی امیدوار بود اما این تحول نیازمند عزم ملی و سرمایه گذاری بلندمدت است.»
بورسیه آموزشی برای تحقق رویای پرواز
او هزینههای سنگین آموزشی را چالش بزرگ صنعت هوانوردی خواند و گفت: «بورسیههای آموزشی همچون پلی میان علاقهمندان مستعد و رؤیای پرواز عمل میکنند. این بورسیهها نه تنها عدالت آموزشی را محقق میکنند، بلکه سرمایهگذاری هوشمند شرکتهای هوانوردی برای تأمین نیروی انسانی متخصص و وفادار محسوب میشوند اما متاسفانه در ایران، با توجه به شرایط اقتصادی و هزینههای بالای دورههای خلبانی، مهندسی و کنترل ترافیک هوایی، نظام بورسیه به راهکاری کلیدی برای جبران کمبود نیروی متخصص تبدیل شده است.»
براساس توضیحات این مدرس هوانوردی، انواع بورسیههای هوانوردی در ایران شامل بورسیه شرکتهای هواپیمایی، بورسیه نهادهای نظامی و انتظامی و بورسیه سازمانهای دولتی است که معمولاً تعهد خدمت ۱۰ تا ۱۵ سال، انعطافناپذیری در انتقال، جریمههای سنگین در موارد انصرافی و تخصیص اجباری به پایگاههای مختلف از جمله شروط آنها هستند، اما در عین حال هزینه آموزشی را کامل پوشش میدهند و ضمن پرداخت حقوق ماهیانه طی دوره آموزشی، مزیت استخدام قطعی پس از پایان دوره و امکان آموزشهای تکمیلی را هم دارند.
به گفته منتظریفر، هرچند که بورسیههای تحصیلی امکان تحصیل برای اقشار کم درآمد را فراهم کرده و با اشتغال تضمینی پس از فارغ التحصیلی منجر به کاهش دغدغههای مالی و دسترسی به آموزش باکیفیت میشوند اما از دست دادن انعطاف پذیری شغلی، ایجاد محدودیت در انتخاب محل خدمات، حقوق کمتر نسبت به بازار آزاد و گاهی هم محدودیت در ادامه تحصیل از نقاط ضعف این بورسیهها هستند.
او با اشاره به وجود چالشهای ساختاری و حقوقی بورسیههای تحصیلی، اظهار کرد: «فرایند گزینش بسیار سختگیرانه، ظرفیت محدود نسبت به متقاضیان، نبود تنوع در مراکز آموزشی، کمبود برنامههای بورسیه برای تخصصهای جدید از جمله مشکلات ساختاری و عدم توازن در تعهدات و مزایا، شروط سنگین فسخ قرارداد و عدم شفافیت در فرایندها از مشکلات حقوقی است که حل آنها برای متقاضیان مستلزم مطالعه دقیق قراردادها پیش از امضا و بررسی سابقه شرکت بورسیهدهنده و مشاوره با فارغالتحصیلان دورههای قبلی است و سازمانها با شفافسازی فرایند گزینش، بهبود بستههای حمایتی و منعطفسازی شرایط خدمت میتوانند برای رفع چالشهای این حوزه تلاش کنند.»
او اصلاح ساختار تعهدات، بهبود بستههای حمایتی، شفافسازی فرایندها و توسعه مدلهای نوین را از راهکارهای ایجاد تعادل و سودمندسازی بورسیههای تحصیلی عنوان کرد و گفت: «بورسیههای هوانوردی در ایران تا حدی توانستهاند بین منافع شرکتها و آرزوهای فردی تعادل ایجاد کنند، اما این تعادل شکننده و ناکامل است و برای رسیدن به نقطه مطلوب نیازمند بازنگری در قراردادهای بورسیه، بررسی مشکلات فارغالتحصیلان قبلی و تدوین فوری استانداردهای ملی بورسیه هستیم. علاوه بر این موارد، ایجاد نظام نظارتی مستقل توسعه مدلهای مالی نوین و ارتقای کیفیت آموزش میتواند بورسیههای هوانوردی را از یک اجبار اقتصادی به فرصت طلایی برای همه ذینفعان تبدیل کند.»


