یک فرمانده برای مرزها
ایران با قرار گرفتن در مسیر دالانهای شمالـجنوب و شرقـغرب، از ظرفیت قابلتوجهی برای تبدیلشدن به یکی از قطبهای ترانزیت و لجستیک منطقه برخوردار است؛ ظرفیتی که بهدلیل تعدد دستگاههای تصمیمگیر، نبود مدیریت واحد، کندی تشریفات مرزی و افزایش هزینههای حملونقل، تاکنون بهطور کامل به کار گرفته نشده است. محسن رکنی، مدیر پایانه مرزی دوغارون، در یادداشتی با بررسی موانع توسعه ترانزیت کشور، مدیریت جزیرهای و فقدان فرماندهی واحد در مرزها را از مهمترین عوامل کاهش بهرهوری این بخش عنوان کرده است. وی تأسیس «سازمان ملی مدیریت و توسعه ترانزیت» زیر نظر مستقیم رئیسجمهور را راهکاری برای یکپارچهسازی مدیریت مرزها، تسریع فرایندهای اجرایی و تبدیل گذرگاههای مرزی به هابهای هوشمند لجستیکی پیشنهاد میکند. متن این یادداشت را در ادامه میخوانید:
ضرورت تأسیس «سازمان ملی مدیریت و توسعه ترانزیت» زیر نظر مستقیم رئیسجمهور
ساختار فعلی، با مدیریت جزیرهای و حضور حدود ۲۱ دستگاه اداری در مرزها، ریشه اصلی عدم رشد ترانزیت در کشور است. به نظر میرسد ایجاد نهادی مستقل برای تبدیل مرزها به هابهای لجستیکی هوشمند، میتواند راهکاری دائمی برای رفع بنبست توسعه ترانزیت باشد.
ایران با موقعیت ژئوپلیتیک استثنایی در دالانهای شمالـجنوب و شرقـغرب، سالهاست که به عنوان پل ارتباطی قارهها شناخته میشود؛ اما حقیقت تلخ این است که ما در طی سالهای گذشته، به دلیل مدیریت جزیرهای و تعدد متولیان، نتوانستهایم از این موقعیت طلایی بهرهبرداری کنیم. صفهای طولانی، پایمال شدن حقوق و نارضایتی رانندگان، هزینههای سرسامآور ترانزیت و از دست رفتن فرصتهای میلیاردی، تنها بخشی از پیامدهای این مدیریت ناکارآمد است.
به اعتقاد بنده، راهحلهای جزئی و اصلاحات سطحی دیگر پاسخگو نیستند. با الهام از تجربه موفق «سازمان حملونقل و پایانهها» در دهههای گذشته که توانست بخش حملونقل داخلی جادهای را متحول و دگرگون کند، تأسیس «سازمان ملی مدیریت و توسعه ترانزیت» زیر نظر مستقیم رئیسجمهور به عنوان یک نهاد مستقل و فرابخشی، میتواند نقش «مدیر واحد مرزی» را در مرزهای کشور احیا نماید.
مشکل در ساختار است، نه در اراده
مشکل اصلی در مرزها، نبودِ اراده نیست؛ بلکه نبودِ ساختار است. در حال حاضر، حداقل ۲۱ دستگاه اجرایی نظیر گمرک، راهداری، بهداشت، دامپزشکی، نیروی انتظامی و… در هر مرز حضور دارند که هرکدام به یک وزارتخانه در تهران گزارش میدهند. در این زنجیره، هیچکس مسئولیت نهایی را نمیپذیرد و هیچکس اختیار هماهنگی کامل را ندارد. نتیجه این ساختار معیوب، هماهنگیهای بینتیجه و هدررفت منابع است.
با عنایت به تجربه موفق سازمان حملونقل و پایانهها در مدیریت یکپارچه پایانههای داخلی ــ که در آنجا یک نهاد واحد، هم مالک زیرساخت بود و هم اختیار اجرایی داشت و تحول ایجاد کرد ــ اکنون زمان آن رسیده است که همین مدل را به مرزها تعمیم دهیم.
ساختار مرزها باید تحت مدیریت «سازمان ملی مدیریت و توسعه ترانزیت ایران» بازتعریف شود؛ به گونهای که این سازمان با یک چارت واحد در پایتخت مستقر شده و واحدهای تابعه آن مستقیماً در مرزهای مجاز زمینی مستقر شوند. تمام تشریفات مرزی و تخصصی هر دستگاه باید از طریق نماینده دائم آن دستگاه در مرز (با دریافت حقوق و مزایا از سازمان جدیدالتأسیس) و تحت یک سامانه اداری و مرزی واحد انجام پذیرد.
راهکار نهایی: یک نهاد، یک فرمانده، یک هدف
برای خروج از این بنبست، تأسیس «سازمان ملی مدیریت و توسعه ترانزیت» با ویژگیهای کلیدی زیر پیشنهاد میشود:
- جایگاه مستقل: این سازمان نباید زیرمجموعه وزارت راه و شهرسازی، گمرک یا وزارت کشور باشد؛ بلکه باید مستقیماً زیر نظر رئیسجمهور فعالیت کند تا از منافع و تعارضات بخشیِ دستگاههای مختلف رها باشد.
- اختیارات فرماندهی: مدیر این سازمان باید اختیار تام جهت هماهنگی تمام دستگاههای حاضر در مرز را داشته باشد و بتواند تمام فرآیندها را در یک «پنجره واحد واقعی» ادغام کند.
- هدف استراتژیک: هدف اصلی این سازمان، تبدیل مرزها از «گلوگاههای ترافیکی» به «هابهای لجستیکی هوشمند» و موتور محرک اقتصاد ملی است.
دستاوردهای مورد انتظار
۱. تسریع در تردد: کاهش زمان توقف کامیونها از میانگین ۸ تا ۱۲ ساعت به کمتر از ۲ ساعت.
۲. سیاستگذاری یکپارچه: تدوین استراتژیهای ملی برای جذب سرمایهگذاری خارجی و توسعه زیرساختهای مدرن لجستیکی.
۳. دیپلماسی فعال: ارتقای روابط حملونقلی و گمرکی با کشورهای همسایه به منظور امضای موافقتنامههای دوجانبه و یکپارچهسازی قوانین مرزی.
۴. کاهش هزینهها: کاهش ۳۰ تا ۴۰ درصدی هزینههای حملونقل که منجر به افزایش رقابتپذیری ایران در بازارهای جهانی میشود.
با توجه به شرایط فعلی کشور و جانفشانیهای نیروهای مسلح کشورمان در حفظ امنیت، و حضور پر از انرژی مردم فهیم ایران، دیگر فرصتی برای وقتکشی باقی نمانده است. ایران تحمل دههها مدیریت آزمونوخطا و شکستخورده را ندارد؛ ما نیاز به جسارت در تغییر ساختار داریم.
اجرای این ساختار نوین، یک ضرورت حیاتی برای بقای اقتصادی مرزهای کشور است. به نظر میرسد تأسیس چنین سازمانی میتواند تا ۵۰ درصد درآمدهای ارزی کشور از محل ترانزیت را افزایش داده و ایران را به یکی از قطبهای اصلی لجستیک منطقهای تبدیل کند.


