۱۴۰۴-۱۱-۰۸
بهمن ۸, ۱۴۰۴
بهمن ۸, ۱۴۰۴

دولت رقیب ریل؛ معمای تنظیم‌گری

چرا کشورمان با وجود ۱۵ هزار کیلومتر شبکه ریلی، هنوز حتی یک نهاد تنظیم‌گر مستقل ندارد؟ پاسخ این معمای ۲۰ ساله، نه در کمبود بودجه است و نه در نبود تخصص؛ بلکه در یک «تعارض منافع آشکار» خلاصه می‌شود: دولت حاضر نیست صندلی قضاوت را ترک کند. در بازاری که دولت هم‌زمان مالک زمین، رقیب تجاری و نویسنده قوانین است، صحبت از «رقابت سالم» بی‌معناست و بخش خصوصی، پیش از شروع بازی، بازنده میدان است.
رگولاتوری ریلی

بخش ۱ از ۸

چرا   دولت  صندلی  قضاوت  را   ترک   نمی‌کند؟

ورود به صنعت ریلی برای هر سرمایه‌گذاری با یک سؤال آغاز می‌شود: چگونه باید با رقیبی مسابقه داد که خودش قوانین بازی را می‌نویسد؟ دکتر بهره‌دار، رئیس انجمن مهندسی حمل‌ونقل ریلی، این وضعیت را حاصل «۲۰ سال دست روی دست گذاشتن» می‌داند؛ دو دهه فرصت‌سوزی که در آن، ایران با وجود ۱۵ هزار کیلومتر شبکه ریلی، هنوز از ساخت یک نهاد تنظیم‌گر مستقل سر باز زده است. تاوان این تعلل ساختاری روشن است: هدف‌گذاری سهم ۳۰ درصدی ریل، هرگز از روی کاغذ فراتر نرفت.

۱

۲۰  سال  درجا  زدن

پشت پرده مقاومت در برابر واگذاری قدرت

تحلیل‌هایی که از چرایی نبود رگولاتور در ایران به عمل آمده نشان می‌دهد که این خلاء ناشی از سه عامل کلیدی است: نخست مقاومت بوروکراتیک در لایه‌های بدنه دولتی که مانع از واگذاری اختیارات وزارتخانه‌ها به یک نهاد مستقل می‌شود. دوم نبود اراده سیاسی که به گفته دکتر سید ابوالفضل بهره‌دار رییس انجمن مهندسی حمل‌و‌نقل ریلی با وجود مزایای متعدد حمل‌ونقل ریلی باید پذیرفت که مجلس و دولت مفسران و بازیگران اصلی این حوزه هستند. وقتی حدود ۳۰ درصد از ظرفیت بالقوه بخش تقاضا عملا امکان فعالیت مؤثر ندارد، نشان می‌دهد که مسئله صرفا فنی یا اجرایی نیست، بلکه ریشه در سیاست‌گذاری و ساختار دارد. در این میان، پرسش جدی این است که جایگاه واقعی بخش خصوصی کجاست؟ بیش از ۲۰ سال است که عملا دولت‌ها دست روی دست گذاشته‌اند و اقداماتی که انجام شده، نه‌تنها ما را به اهداف تعیین‌شده از جمله سهم ۳۰ درصدی حمل‌ونقل ریلی نرسانده، بلکه بعضاً مسیر را پیچیده‌تر کرده است.

💬 دکتر بهره‌دار: «ریشه مشکلات صنعت ریلی نه در مسائل فنی، بلکه در نوع نگاه حاکمیت نهفته است. این دست روی دست گذاشتن بیست‌ساله باعث شده سهم ریل به ۳۰ درصد نرسد و وضعیت بحرانی‌تر از گذشته شود. بدون اصلاح ساختار و ایجاد نظام نظارت مستقل، اهداف توسعه‌ای همچنان در حد شعار باقی خواهند ماند.»

۲

ضرورت   نهاد   مستقل

چرا بدون رگولاتور، اصلاح ممکن نیست؟

مهندس قصابیان در این باره تأکید می‌کند که ما به شدت نیازمند یک نهاد مستقل هستیم تا بتواند میان دولت و بخش خصوصی توازن واقعی برقرار کند و از منافع هر دو طرف صیانت کند و در عین حال، نقش تنظیم‌گر و داور بی‌طرف را ایفا کند. بدون وجود چنین نهادی، تعارض منافع ادامه پیدا می‌کند و امکان اصلاح ساختاری و توسعه پایدار فراهم نخواهد شد.

مهندس قصابیان در این بخش از صحبت‌های خود، نبود یک داور بی‌طرف را پاشنه آشیل صنعت ریلی می‌داند. از جمله محورهای کلیدی این نهاد مستقل:

۱. برقراری توازن

در حال حاضر کفه ترازو به نفع بخش دولتی سنگینی می‌کند. نهاد مستقل وظیفه دارد این توازن را برقرار کند.

۲. صیانت از منافع طرفین

این نهاد نباید صرفا حامی بخش خصوصی باشد، بلکه باید از حقوق دولت و بخش خصوصی به‌طور هم‌زمان محافظت کند.

۳. رفع تعارض منافع

وقتی دولت هم‌زمان مالک، سیاست‌گذار و رقیب است، تنها یک نهاد مستقل خارج از بدنه اجرایی می‌تواند این گره را باز کند.

۴. پیش‌نیاز توسعه پایدار

بدون وجود این نهاد، هرگونه تلاشی برای اصلاح ساختار یا جذب سرمایه‌گذار به بن‌بست خواهد خورد.

۳

رگولاتوری   به   سبک   جهانی

تفکیک حاکمیت از عملیات

استدلال دکتر سید ابوالفضل بهره‌دار در خصوص موفقیت مدل حکمرانی ریلی در ایالات متحده و مقایسه آن با چالش‌های ساختاری ایران این بود مدل‌های خصوصی‌سازی را در ایران به‌درستی نیاموخته‌ایم و اجرا نکرده‌ایم. در بسیاری از کشورها از جمله ایالات متحده بخش خصوصی بخش عمده فعالیت‌ها را بر عهده دارد و دولت در یک مقطع کلیدی نقش تنظیم‌گر و ناظر را ایفا می‌کند. نتیجه این رویکرد، کاهش هزینه‌های ناشی از ناکارآمدی و مدیریت خسارت‌ها تا حد نزدیک به صفر بوده است. اگر نگاه دولت و نگاه اجرایی به بخش خصوصی در کنار هم و نه در تقابل با یکدیگر قرار بگیرند… می‌توان انتظار داشت که خدمات به‌مراتب بهتر، کارآمدتر و پایدارتر به مردم ارائه شود.

🌍 سه نکته کلیدی از تجربه جهانی (دکتر بهره‌دار)

۱. تفکیک شفاف نقش‌ها:
دولت از مقام اپراتور و رقیب فاصله گرفته و تنها در جایگاه تنظیم‌گر (Regulator) و ناظر عمل می‌کند. این تفکیک باعث می‌شود تعارض منافع از بین برود.
۲. بهره‌وری از طریق بخش خصوصی:
زمانی که بخش خصوصی مسئولیت عمده فعالیت‌ها را بر عهده دارد، انگیزه برای کاهش هزینه‌ها و افزایش کارایی به حداکثر می‌رسد. در آمریکا هزینه‌های ناکارآمدی تا نزدیک به صفر رسیده است.
۳. هم‌افزایی به جای تقابل:
اگر دولت ایران بخش خصوصی را نه یک رقیب بلکه بازوی اجرایی ملی ببیند، هزینه‌های سنگین فعلی به شدت کاهش خواهد یافت. بدون این بازتعریف، زیرساخت‌های ریلی ایران که ارزش آن حدود ۳۰ میلیارد دلار برآورد می‌شود، همچنان بلااستفاده باقی می‌ماند.
۴

فرودگاه‌ها؛  آیینه‌ای  برای  ریل

بحران مدیریت دولتی در یک نگاه

دکتر سید علیرضا سیدوکیلی، دبیر انجمن صنفی شرکت‌های حمل‌و‌نقل ریلی در خصوص ضرورت تغییر نقش دولت از بازیگر به تنظیم‌گر به این واقعیت اشاره می‌کند که امروز با نبود یک نظام تنظیم‌گری کارآمد در ساختار دولتی مواجه هستیم. نقش دولت باید ایفای وظیفه تنظیم‌گری و سیاست‌گذاری باشد، نه حضور به‌عنوان بازیگر اصلی بازار. در شرایط فعلی، تنظیم‌گری به‌درستی انجام نمی‌شود و همین امر باعث بروز ناهماهنگی در نظام تصمیم‌گیری و بهره‌برداری در شبکه حمل‌ونقل کشور شده است.

⚠️ چهار چالش اساسی (دکتر سیدوکیلی)

۱. عدم توازن در بازار
۲. ضرورت بازتعریف نقش حاکمیتی
۳. ناهماهنگی در تصمیم‌گیری
۴. نیاز به ثبات برای بخش خصوصی

سیدوکیلی نگاه کارشناسی خود را با ذکر مثالی از سازمان هواپیمایی کشوری اینگونه ادامه می‌دهد: بازیگر غیرمتوازن یا بازیگران مختلف در بازار، باعث شده نظام برای اپراتور مخابرات و مدیران فرودگاه عادلانه نباشد. در فرودگاه، عملیات اصلی شامل جابجایی هواپیما است، اما این عملیات متعلق به خود سازمان هواپیمایی کشوری است و آنچه در کشور ما انجام می‌شود، با حضور دولت در بازار و نقش مشاورین دولتی همراه است. اگرچه بهره‌برداری از فرودگاه بر عهده بخش دولتی نیست و کارمندان در عملیات اجرایی فعالیت دارند، ولی حضور دولت در بخش‌های مختلف باعث تفاوت در مدیریت و عملکرد می‌شود. این موضوع نمونه‌ای از پدیده‌ای است که در کشور ما دیده می‌شود. دولت بخش‌هایی از بازار را خریداری می‌کند و استفاده از آنها را محدود می‌سازد، در حالی که بخش خصوصی برای بهره‌برداری واقعی با مشکلات متعددی مواجه است. به همین دلیل، وقتی چنین محدودیت‌هایی در بازار وجود دارد، فعالان اقتصادی دچار نوسانات و مشکلات متعددی می‌شوند و گاهی مجبور به اعتصاب یا توقف فعالیت می‌گردند.

💬 دکتر سیدوکیلی: «کلید تحول در صنعت ریلی، عبور دولت از تصدی‌گری و استقرار در جایگاه رگولاتوری است تا از این طریق، توازن میان بخش جاده‌ای و ریلی برقرار شده و انگیزه برای سرمایه‌گذاری بخش خصوصی ایجاد شود.»

۵

راه‌حل؟  پایان  عصر  تصدی‌گری

گام‌های عملی برای خروج از بن‌بست

برای خروج از این مثلث تعارض گام‌های عملی مشخصی لازم است. نخستین قدم تفکیک کامل نقش‌های حاکمیتی از نقش‌های اپراتوری در شرکت راه‌آهن و ایجاد یک نهاد تنظیم‌گر مستقل است که فراتر از بدنه اجرایی وزارت راه عمل کند. همچنین تضمین ثبات قوانین برای دوره‌های بلندمدت تنها راهی است که می‌تواند اطمینان سرمایه‌گذار را برای ورود به این صنعت جلب کند.

تأسیس رگولاتور مستقل به معنای آن است که دولت باید داوطلبانه بخشی از قدرت خود را واگذار کند که اگرچه دشوار به نظر می‌رسد اما بدون آن هرگونه برنامه‌ریزی برای توسعه ریل تنها در حد شعار باقی می‌ماند. در نهایت باید پذیرفت که بحران امروز ریل بیش از آنکه فنی یا زیرساختی باشد ریشه در حکمرانی دارد. تا زمانی که دولت از جایگاه رقیب به جایگاه ناظر تغییر موضع ندهد سرمایه خصوصی راهی به این صنعت نخواهد یافت و شبکه ریلی به جای سرمایه ملی تنها به یک هزینه برای کشور تبدیل می‌شود. این مسیر از یک گفت‌وگوی شفاف و اصلاح ساختاری آغاز می‌شود تا ریل بتواند سهم واقعی خود را از بازار جاده پس بگیرد.

جمع‌بندی: صندلی قضاوت را خالی کنید

بیش از ۲۰ سال است که صنعت ریلی ایران در انتظار یک تصمیم ساده است: دولت باید از صندلی بازیگر بلند شود و روی صندلی داور بنشیند. تجربه جهانی نشان می‌دهد وقتی دولت به نقش تنظیم‌گر بسنده کند، هزینه‌های ناکارآمدی به صفر نزدیک می‌شود.

تأسیس رگولاتور مستقل یعنی دولت باید داوطلبانه بخشی از قدرت خود را واگذار کند. دشوار است؛ اما بدون آن، ۱۵ هزار کیلومتر ریل همچنان زیر ظرفیت کار می‌کند.

اما حتی اگر رگولاتور مستقل تأسیس شود، یک مشکل دیگر باقی می‌ماند:

چرا سرمایه‌گذار باید ۱۲ سال برای بازگشت سرمایه صبر کند؟

ادامه: تله قیمت‌گذاری دستوری و موانع بازگشت سرمایه ←

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مطالب مشابه